دانلود پایان نامه

دانلود متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد word

دانشگاه غیر انتفاعی سوره

مقطع تحصیلی : کارشناسی ارشد

رشته : نقاشی

موضوع :

مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آنان در ایران باستان

 استاد :

جناب آقای داداشی

 دانشجو :

مانیا پاک پور

مقدمه :

دین و عقاید مذهبی در ایران باستان، همچون کلیه ملت‌های باستانی نقش مؤثری را بر حیات و نظام اجتماعی – سیاسی جامعه بر عهده داشته است.

این تحقیق شرح سرگذشت مغان ایران است که جامعه روحانیت ایران باستان را تشکیل می‌دادند و چگونگی شکل گیری این جامعه و عقاید و آداب و رسوم آنان و نیز تأثیرات اجتماعی – سیاسی و مذهبی آنان را در ایران پیش از اسلام، از دیرترین زمانها نشان می‌دهد و سپس نقش آنان در چگونگی شکل گیری دولت ساسانی و رسمیت دین زرتشتی در دوره ساسانی را مورد برسی و نقد و تحلیل قرار می‌دهد.

موضوع :

درباره مغان، به عنوان شخصیت‌هایی تاریخی و مذهبی، کم و بیش مطالبی در اخبار و روایات قدیم و جدید،یاد شده است و اینکه مغان چه کسانی بوده‌اند و اولین بار در جامعه ایرانیان، از چه موقعیتی، برخوردار بوده‌اند، موضوع بحث و نقد و تحلیل قرار گرفته است. واژه مغان در اوستای غیر گاهانی بخصوص در وندیداد، مغه (magha) عنوان شده، در اوستای گاهانی یا بخش گاثاها، نیز واژه مغ، به صورت جسته و گریخته، بصورت مگه (maga)، به کار رفته است. [28-ص147]

نزد نویسندگان قدیم از کلمه مغ (magos) پیشوای دین زرتشتی اراده شده است. همین کلمه است که در همه زبانهای اروپایی بصورت maga موجود است.

موثقین از نویسندگان قدیم، میان مغ‌های ایرانی و مغ‌های کلدانی فرق گذاشته‌اند. مغان ایران، کسانی بودند که به فلسفه و تعلین و زرتشت آشنا بودند. مغان کلده در ضمن تعلیم دینی خود از طلسم و جادو و شعبده نیز بهره‌ای داشتند. چنانچه می‌دانیم در سراسر اوستا، جادو و جادوگری نکوهیده شده است. (یسناهات 8 بند 2 و یسناهات 9 بند18). نظر به اینکه، کلمه مغ به کلدانیان نیز اطلاق شده، برخی از مستشرقین پنداشته‌اند که این لغت اصلاً از آشور و بابل آمده باشد. در اوستا، یکبار در جزو، یک کلمه مرکب، کلمه موغو (moghu) ذکر شده است. (در یسناهات 65 بند 7). اما کلمات دیگری که از ریشه همین کلمه است. بطور مکرر در خودگاتها آمده است. از آنجمله است کلمه مگه (maga). کار مغان ایرانی، همان اجرای مراسم دینی بوده است. آمیانوس مارسلینوس (A.marcellinus)، مورخ رومی که در قرن چهارم میلادی میزیسته، بطور مفصل از مغ‌های ایرانی صحبت می‌دارد و در ضمن می‌نویسد: از زمان زرتشت تا به امروز مغان، به خدمت دینی گماشته شده هستند. سیسرو (Cicero) خطیب رومی که در یک قرن پیش از میلاد مسیح، می‌زیسته می‌نویسد: «مغان نزد ایرانیان از فرزانگان و دانشمندان به شمار می‌روند. کسی پیش از آموختن تعالیم مغان، به پادشاهی ایران نمی‌رسد. نیکولائوس (Nikolaos) از شهر دمشق در باب مغان نوشته : کورش دادگری و راستی را از مغان آموخت. همچنین حکم و قضاء در محاکمات با مغان بوده است. در تاریخ چینی که در سال 572 میلادی نوشته شده موسوم به وی – شو (Wei – shu)، در آن کتاب از آن جمله از مو – هو (mo-hu) که در زبان چینی به معنی مغ است، نام برده شده و گفته شده که آنان در جزو اشخاص بزرگ رسمی هستند که امور محاکمه جتایی و قضایی را اداره و سرپرستی می‌کنند. در منابع خودمان، نیز همین مشاغل از برای آنان، معین شده است. موبد، اسمی که امروزه هم به پیشوایان زرتشتی داده می‌شود. همان کلمه مغ است که صورت فارسی میانه آن magu pat یا mowbed است. غالباً در شاهنامه آمده که کار نویسندگی و پیشگویی و تعبیر خواب و اختر شناسی و پند و اندرز با موبدان بوده است. با هم طرف شور و مشورت پادشاه‌اند. در کتیبه بیستون داریوش بزرگ، مکرر به کلمه مگو (magu) به معنی مغ برمی‌خوریم. در تورات و انجیل نیز چندین بار به این اسم برمی‌خوریم. در کتاب ارمیاء نبی باب سی و نهم در فقره 3راجع به لشکرکشی بخت النصر (قرن ششم ق.م) به اورشلیم در جزو سران و خواجه سرایان و سرداران او، بزرگ مغان نیز همراه پادشاه بابل، نام برده شده است.

زرتشت در گاهان، رهبران مخالف مذهبی زمان خود را بنام‌های کرپن (karapan) و اوسیج (usij) می‌نامد و در برخی موارد نیز از کوی (kavi) نام می‌برد که رئیس و یا به عبارتی، امیر – کاهن جامعه به شمار می‌رفتند. این امور نشان می‌دهد که در زمان ظهور زرتشت و حتی در برخی از قسمت‌های اوستای متأخر، هنوز طبقه‌ای، به عنوان مغان، پدیدار شده بوده است و به اصالت این آیین نامه نو ظهور، دستبردها و انحرافاتی، بصورت کلی و بنیادین نزده‌اند.

گیرشمن در باب مغان می‌نویسد : هرودوت مورخ یونانی، می‌گوید که مادها از شش قبیله، تشکیل می‌شده‌اند و نام یکی از این قبایل را مغ‌ها (mages) می‌نامد. هرودوت در باب مغان می‌گوید که آنان کهانت و سرپرستی دین ایرانی را بر عهده داشتند. همچنین این دسته، غیب گویان و خوابگزاران دولت ماد، به شمار می‌رفتند. هرودوت همینطور می‌گوید که همه قربانی‌ها می‌بایست با حضور مغان که جمعیت آنان، اصلاً مادی بودند، انجام می‌گرفت. ایشان برخی مزایای سیاسی و دینی را دارا بوده‌اند. ‍‍

در زمان هخامنشیان، پایگاه اصلی و بزرگ مغان، در پارس و مرکز آن، تخت جمشید بود. مقارن با حمله اسکندر مقدونی، تخت جمشید به آتش کشیده شد. پارتها یا اشکانیان، به مغان و دین مغان، گویا توجهی نداشتند. و از آنان اطاعت نمی‌کردند. البته بعدها، شاید در اواخر سلسله اشکانی، نفوذی از سوی مغان، در دستگاه شاهی، پدید آمد. هر گاه روایت دینکرد، را معتبر شماریم، شاید از زمان بلاش اول اشکانی، نفوذ مغان آغاز شده باشد.

در دوره حکومت اشکانیان، که نظام حکومتی آنان بصورت ملوک الطوایفی، بوده است. در ایالت فارس، نیز خاندان‌های مستقلی، حکومت می‌کردند، که مرکز حکومت آنان، شهر استخر بود. برخی از نامهای این فرمانروایان مانند نامهای شاهان هخامنشی است. چون اردشیر و داریوش، پیش از برافتادن پارت‌ها، برخی از این فرمانروایان مانند نامهای شاهان هخامنشی است. چون اردشیر و داریوش، پیش از برافتادن‌ پارت‌ها، برخی از این فرمانروایان دارای عنوان شاهی بودند، اما عنوان مشخص و جالب شان فرته داره می‌باشد. که به معنی نگهبان و حافظ آتش می‌باشد. نویسندگان و مورخان اسلامی، از آنان به عنوان هیربد، نام برده‌اند. ساسان پدر بزرگ اردشیر بابکان، یکی از این فرته داران یا نگهبانان آتشکده آذر – اناهیت استخر فارس، بوده است.

اردشیر بابکان، به سال 226 میلادی توانست، در دوان پنجم، آخرین پادشاه اشکانی را برانداخته و دولت ساسانی را تشکیل دهد. با رسمی شدن آیین مزدایی در دوره ساسانیان، مغان از اهمیت بسیاری در امپراتوری ساسانی، برخوردار گردیدند. آگاسیاس، مورخ رومی در باب مغان می‌گوید، مغان در نظر جامعه ایران سخت گرامی بودند. کارهای عمومی با صوابدید و سلیقه آنان، سامان می‌یافت. مغان می‌گوید، مغان در نظر جامعه ایران سخت گرامی بودند. کارهای عمومی با صوابدید و سلیقه آنان، سامان می‌یافت. مغان در این دوره، دارای طبقات و سلسله مراتب بودند.

واژه مگه (maga) و مغ در اوستا :

همانطور که ذکر شد، در گاهان، زرتشت روحانیون مذهبی زمان خود را به نام‌های کرپن و اوسیج یا اوسیگ می‌نامد، واژه مغ در اوستای غیر گاهانی، بخصوص در وندیداد، مغه عنوان شده و در اوستای گاهانی (یا بخش گاشاها) به صورت واژه مگه به کار رفته است. (دریسنا 33 بند 7 ویسنا 46 بند 14، یسنا 51 بندهای 11 و 16 واژه مگه آمده است). در بند 7 از یسنا 33 و دربند 15 از یسنا 51 به واژه مگون برمی‌خوریم، صفتی که از واژه مگه، درآمده است. عده‌ای از پژوهندگان، سعی داشته‌اند بین دو واژه مغه و مگه، ارتباطی بیابند.اما نهایتاً برای واژه مگه که در قسمت گاهان آمده است، معنی درستی پیدا نکرده‌اند و به همین جهت در اکثر کتابهای نوشته شده، با شک و تردید، این دو واژه را یکی دانسته‌اند و یا اصلا هیچ ارتباط و شباهتی میان آندو، نیافته‌‌اند. ‍[22-ص 30]

محققان، معانی مختلفی برای واژه مگه در اوستا آورده‌اند. از جمله: هوگ واژه مگه را کار بزرگ معنی کرده واشپیگل نیز به همین معنی آورده است. گایگر به معنی توانایی، بزرگی و شکوه، گرفته است. دوهارله به معنی کار بزرگ وظیفه مهم، دهش بزرگی آورده است.

چاترجی به معنی برادری انجمن یگانگی، معنی کرده است. میلز به معنی بزرگی، مقصد بزرگ و کشور بزرگ و مقدس آورده است. کارنوی مگه را به معنی ثروت آورده است. گتری مگه را به معنی مقصد مغ معنی کرده است. گلدنر واژه مگه را به مغو ربط داده و می‌نویسد:

مغو یکی از اعضای جامعه مگه می‌باشد و مگه به معنی جمعیت، فرقه یا انجمن است. گلدنر جایی دیگر، همین واژه را به معنی پاداش و جای دیگر به معنی دهش ایزدی و بخشایش مینوی ترجمه کرده است. بارتولومه، واژه مگه را به معنی مجمع دانسته. رایخلت نیز مگه را به معنی نیز مگه را به معنی جامعه جامعه و هیأت گرفته یعنی هیأت دینی زرتشتی، آندرآس و لومل نیز واژه مگه را به معنی دهش گرفته‌اند. دار مستتر واژه مگه را به صورت فضیلت و پاکی ترجمه کرده است. ‍[8- ص 60-56]

به نظر ابراهیم پور داود و آذرگشسب، مقصود از کلمه مگه همان مغ یا انجمن زردشتی است. پورداود در این باره می‌نویسد: به خوبی پیداست که زردشت از دو واژه مگه و مگون، دین و آیین خود را، اراده کرده است. خود واژه مگه یادآور مغو در اوستا و مگو در فارسی باستان است. واژه‌ای که در فارسی مغ می‌گوییم و در عربی مجوس شده است. صورت اوستای آن باید مغوپئیتی باشد. ‍[8- ص 61]

به نظر زنر واژه مگه باید واژه‌ای نیمه فنی به معنی پیشکش خداوند از به دین زردشت بوده باشد. مترجمان پهلوی این واژه را به پاکی و نیکی ناب ترجمه می‌کنند. از این گذشته صورت صفتی این واژه به صورت همچنان در پهلوی باقی است. و به نظر می‌رسد که چیزی همانند به تزئین (آراستن) معنی دهد. درگاهان این واژه به نظر می‌رسد که به معنی آموزه‌ی زردشت و جامعه‌ای که آن آموزه را پذیرفت باشد.

متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

با فرمت ورد word

فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده اند

برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید

 دانلود پایان نامه مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آنان در ایران باستان


دیدگاهتان را بنویسید