دانلود پایان نامه

ط کار ، در زندگي خانوادگي و حتي در ساعات فراغت نيز رفتار رقابتي دارند و در نتيجه بيکار نمي نشينند .
3-سومين نوع شخصيت
جزء تشکيل دهنده شخصيت چنين افراد دشمن شديد آنها است . ممکن است پيوسته از ديگران بدگمان و رنجيده خاطر و هم از اطرافيان خود به آساني عصباني مي شوند . نظر ديگران در محيط کار نسبت به چنين افرادي اين است که آنها آدمهايي هستند شکاک ، ستيزه جو و از ديگران به راحتي کينه به دل مي گيرند.

2-1-1-5 مقابله با استرس از نظر ديدگاه روانشناسي
انسان به ندرت تسليم استرس مي شود . بلکه سعي مي کند با آن مقابله کند . رفتار مقابله اي به معناي کوشش براي کنترل فشارهايي که بيش از اندازه و توانايي فرد مي باشد است . منظور از مقابله رفتاري است که مردم در مقابل آسيب پذيري رواني که توسط تجربيات سخت و مشکل آفرين اجتماعي ايجاد مي شوند از خود بروز مي دهند . رفتاري که به طور چشمگيري از ميزان فشارهايي که اجتماعات به افراد خود وارد مي آورند مي کاهد .
مقابله از نظر فولکمن و لازاروس عبارت است از (تلاشهاش شناختي و رفتاري فرد به منظور غلبه بر تنش رواني تحمل کردن ، کاهش دادن يا به حداقل رساندن آن است ) لازاروس و فولکمن 21(1979) در ارتباط با رفتار مقابله اي 2 مورد را مهم دانسته اند :
يکي ارزيابي شناختي و ديگري منابع مقابله اي و معتقدند که ارزيابي شناختي به تجارب گذشته و منابع مقابله اي افراد بستگي دارد آنها در ادامه اظهار داشتند که منابع را مي توان به 5 دسته تقسيم کرد:
1-شبکه روابط اجتماعي : هر چه افراد در روابط اجتماعي خويشتن منسجم تر و صميمي تر باشند مقابله موفقتري خواهد داشت .
2-مهارتهاي حل مشکل : آنها معتقدند که افراد با تمايل به مقابله متمرکز بر موقعيت در تسلط بر مشکلات موفقتر مي باشند .
3-اعتقادات خانوادگي و فردي : اکثر محققين معتقدند يکي از عواملي که تاثير استرس را به حداقل مي رساند اعتقادات مذهبي و ديني است .
4-منابع مالي : خانواده هايي با وضعيت اجتماعي – اقتصادي مناسب در برابر استرس بهتر عمل مي کنند تا خانواده هايي که در شرايط نا مناسبي از نظر اجتماعي – اقتصادي بسر مي برند .
5-سلامتي ، انرژي ، ويژگي هاي اخلاقي و شخصيتي

2-1-1-6 -تفاوتهاي? ?شخصي? ?و? ?استرس
بعضي? ?افراد? ?در? ?رويارويي? ?با? ?موقعيتهاي? ?استرس? ?زا? ?بهتر? ?عمل? ?مي? ?کنند،? ?در? ?حاليکه? ?برخي? ?ديگر? ?با? ?استرس? ?بيشتري? ?در? ?اين? ?موقعيتها? ?واکنش? ?نشان? ?مي? ?دهند?. ?چه? ?عاملي? ?موجب? ?مي? ?شود? ?که? ?افراد? ?با? ?توجه? ?به? ?تواناييهاي? ?خود? ?بطور? ?متفاوت? ?در? ?مواجه? ?با? ?استرس? ?عمل? ?مي? ?کنند؟? ?براي? ?رسيدن? ?به? ?پاسخ? ?اين? ?سؤال? ?مي? ?توان? ?از? ?توضيحات? ?موارد? ?زير? ?استفاده? ?کرد?:?
– نيرو و خودآگاهي شخصي
– منبع کنترل
– الگوي رفتاري نوع A/B
– گرايش منفي
– توانايي

* نيرو و خودآگاهي شخصي
خودآگاهي مثبت يا منفي بر روي روشي که يک فرد در حوادث زندگي استرس زا عمل مي کند، تاثيرگذار است. يکي از مهمترين وجوه خودآگاهي، عزت نفس است و اشاره دارد به نظر خوب يا بدي که شخص نسبت به خود دارد. افرادي که يک تصور مثبت و بطور معقولانه تصور درستي از “خود” دارند، داراي عزت نفس بالايي هستند. آنها اعتماد به نفس دارند و قابليتها و توانائيهاي خود را شناخته و طبق آنها عمل مي کنند. به نظر مي رسد داشتن عزت نفس چگونگي واکنش افراد را به عوامل استرس زا کنترل مي کند. افراد با اعتماد به نفس کم نسبت به افراد با اعتماد به نفس بالا تمايل به نشان دادن واکنشهاي شديدتري دارند.

* منبع کنترل
بسياري از افراد باور دارند که خود آنها مسئول سرنوشتشان هستند، در حاليکه برخي ديگر تصور مي کنند اتفاقاتي که در زندگي آنها رخ مي دهد، بدليل شانس و اقبال آنها است. دسته اول کسانيکه باور دارند خودشان سرنوشتشان را کنترل مي کنند، درونگرا ناميده مي شوند و دسته دوم کسانيکه زندگي خود را تحت کنترل نيروهاي خارجي مي دانند، برونگرا ناميده مي شوند. به ادراک شخص از منبع تقدير خود، منبع کنترل گفته مي شود. درونگراها به شيوه هاي متفاوتي از برونگراها استرس خود را نشان مي دهند. هنگاميکه درونگراها با يک عامل استرس زا رويارو مي شوند، باور دارند که مي توانند تاثير عمده اي بر عواقب و نيز نتايج شرايط استرسي تاثيرگذار داشته باشند. از اينرو، آنها تمايل دارند تا اتفاقات را کنترل کنند. برونگراها در رويارويي با يک عامل استرس زا بيشتر بي اراده و تدافعي عمل مي کنند. آنها به جاي تلاش براي کاهش استرس تسليم آن مي شوند. بنابراين برونگراها بيشتر استرس را تجربه مي کنند تا کسانيکه با اطمينان و جرأت بيشتري با آن کنار مي آيند.

* الگوي رفتاري نوع A و B
دو نفر از متخصصان قلب شناسي، Friedman? ?و? Rosenman? زمان? ?انجام? ?تحقيقات? ?خود? ?بر? ?روي? ?تاثيرات? ?استرس? ?روي? ?قلب،? ?افراد? ?را? ?به? ?دو? ?دسته? A و B تقسيم کردند. طبق گفته هاي اين دو محقق افراد در دسته A نسبت به افراد دسته B حتي در حين انجام کاري يکسان و يا زندگي در شرايط مشابه، سه برابر بيشتر دچار سکته يا حمله قلبي مي شوند. افراد دسته A مبتني بر عمل و نتيجه هستند، کار خود را سريع انجام داده و بدنبال کار بعدي مي روند. آنها بسيار رقابتي و در برابر ديگران بي صبر هستند و هنگاميکه موقعيت مانع از رسيدن به اهداف آنها شود، عصباني مي شوند. الگوي رفتاري دسته B مخالف اين موارد را نشان مي دهد. افرادي که مطابق اين الگو عمل مي کنند، کمتر حالت تهاجمي دارند، کمتر رقابتي هستند و آرام تر هس
تند. آنها بندرت حتي در مواقع بحراني و اضطرار از خود احساسات زياد نشان خواهند داد.

* انعطاف پذيري و سختي
افراد انعطاف پذير نسبت به افراد سخت با موارد استرس زاي مختلفي برخورد کرده و واکنشهاي استرسي متفاوتي دارند. اين يکي از خصوصيات شخصيتهاي انعطاف پذير است که نسبتا در برابر تغييرات سازگار هستند ، تا حدودي آزاد و صريح و دارا ي عکس العمل سريع در مقابل ديگران هستند. آنها ممکن است کمي ترديد نشان دهند چراکه کشمکش بيشتري با تصميمات خود دارند. شخص انعطاف پذير قوانين روشن، صريح و سختي براي مواجه شدن با موقعيتها ندارد. شخص انعطاف ناپذير و سخت ، ذهن بسته اي دارد و عمدتا نسبت به زندگي متعصب است.براي افراد سخت و انعطاف ناپذير پاکيزگي و نظم و ترتيب ارجحيت دارد. آنها همچنين نسبت به ديگران بي ملاحظه هستند، مي خواهند در قضاوت ديگران انتقادي باشند و تحمل نقص و نقاط ضعف ديگران را ندارند. يک شخص انعطاف ناپذير و سخت به گونه اي متفاوت از يک شخص انعطاف پذير نسبت به عوامل استرس زا واکنش نشان مي دهند. چنين شخصي ممکن است زمان و تلاش بيشتري براي رسيدن به موفقيت سپري کرده و از ساير جنبه هاي زندگي خود چشم پوشي مي کند.

2-1-1-7 منابع استرس
استرس به دو گونه گروه از عوامل بستگي دارد ، عواملي که مربوط به فرد است و عواملي که به موقعيت بستگي دارد . عوامل فردي شامل ويژگي هاي شخصيتي ، هوش و انگيزش فرد مي شود براي مثال ، افراد برخوردار از عزت نفس بالا بر اين باورند که توانايي هاي لازم را براي برآوردن نيازهاي يک موقعيت را دارند . در صورت مواجهه با موقعيتي پر استرس ، ممکن است به عوض تهديد انگيز قلمداد کردن آن را به گونه اي مبارزه طلبي ببينند . در مورد انگيزه مي توان گفت که هر چه هدف بيشتر در معرض خطر قرار گيرد و مهم تر باشد ، فرد ميزان استرس بيشتر را ارزيابي خواهد کرد (الهه ميرزايي ، 1378) .
اليس معتقد است باورهاي غير منطقي بسياري از مردم موجب افزايش استرس آنها مي شود عواملي که موقعيتي را پر استرس مي کند در وهله ي اول وقايعي هستند که ملزومات شديدي را مي طلبند (پرسون و نيوفلد22 ، 1987) .
به عنوان مثال ، بيماري که در انتظار عمل جراحي دردناکي را مي کشد ، اين موقعيت را پيش از انجام گرفتن سنجش فشار خود استرس زا مي بينند ( موس و شفر23 ، 1986).

1- محرک‌هاي ايجاد کننده استرس
به فشارها و ناراحتي‌هاي ناشي از شغل که ضمنا داراي اثرات منفي جسمي و رواني هستند، محرک‌هاي تنش‌زا گفته مي‌شود. محرک‌هاي تنش‌زا را به دو دسته کلي، يعني، آنچه مربوط به محتواي کار است(ساده، پيچيده، يکنواخت و متنوع بودن) و آنچه مربوط به ويژگي‌هاي شغل(ابعاد اجتماعي شغل يا روابط با سرپرست و تعارض شغلي) است، تقسيم‌بندي کرده‌اند. نتايج تحقيقات نشان داده است نوعي رابطه بين ناسالم بودن(به ويژه بيماري قلبي) و مشاغلي که از ويژگي‌هاي آن تکراري و يکنواخت بودن شديد و “گوش به زنگ بودن” مداوم است، وجود دارد. کار نوبتي و محرک‌هاي تنش‌زاي جسمي(سرما، گرما و سر و صدا) نيز باعث افزايش فشار رواني در کار مي‌شود ساعتچي،1386)
2-تعارض نقش24
يکي از منابع شناخته‌شده استرس و محرک‌هاي تنش‌زاي محيط کار، ويژگي‌هاي نقشي است که افراد در محيط کار خود ايفا مي‌کنند. وقتي فرد در موقعيتي قرار مي‌گيرد که از او انتظار مي‌رود دو يا چند نقش را ايفا کند و اين نقش‌ها نيز در اساس با يکديگر تعارض يا تضاد دارند، مي‌گوييم فرد گرفتار تعارض نقش شده است. براي مثال، وقتي از مدير يک واحد خواسته مي‌شود کارکنان تحت نظارت خود را وادار به کار بيشتر کند و در عين حال، از او انتظار مي‌رود نسبت به روابط انساني در محيط کار توجه خاص نشان دهد، ممکن است اين دو انتظار ظاهرا متضاد، موجب فشار رواني فزاينده و استرس گردد. يکي از اشکال تعارض نقش که اصطلاحا به آن اضافه نقش گفته مي‌شود، موقعيتي است که طي آن فرد ناچار است بين رعايت کميت و کيفيت کار، نوعي مصالحه برقرار کند. در اين صورت فرد نوعي تعارض را بين انجام حجم زيادي از کار با کيفيت بالا و زمان کم تجربه خواهد کرد. نتايج مطالعات گوناگون نشان مي‌دهند افرادي که در چنين موقعيت‌هايي قرار مي‌گيرند، نيازهاي شغلي خود را فزاينده و واکنش‌هاي خود را نيز منفي توصيف مي‌کنند(ساعتچي،1386).
يکي ديگر از عوامل ايجادکننده استرس، الزام مراوده با ديگران است که مي‌تواند در يک محيط کار مقابل فرد قرار گيرد. فشارهايي که از طرف گروه وارد مي‌شود، مثل فشار براي محدود کردن توليد، فشار براي انجام هنجارهاي گروهي و نظاير آن مي‌باشند. براي يک گروه رسيدن به توافق غير رسمي درباره ميزان توليد هر يک از اعضا امري عادي است. ممکن است افرادي که داراي سطح توليد کمتر و يا بيشتر از سطح تعيين‌شده مي‌باشند تحت فشار گروه به سطح تعيين شده بازگردند. فردي که نياز شديد براي عدول از انتظارات گروه دارد(مثلا گرفتن ترفيع و يا افزايش حقوق) به خصوص اگر پذيرفته شدن در گروه برايش مهم باشد، با استرس مواجه خواهد شد.
شخصيت و رفتار نيز ممکن است باعث ايجاد استرس شوند. تضاد زماني به وجود مي‌آيد که دو يا چند نفر با وجود تفاوت‌هايي که با يکديگر دارند، مجبور به همکاري باشند. به عنوان مثال، فردي که داراي منشأ کنترل دروني است، خواهان آن است که چگونگي عملکرد همه امور را به کنترل خود درآورد و ممکن است از کار کردن با شخصي که داراي منشأ کنترل خارجي بوده و خود را تسليم پيشامدها مي‌داند احساس بيهودگي کند(مهدي الواني
و غلامرضا معمارزاده ،1386).

3-ادراک‌ها و شناخت‌ها
نتايج بررسي‌ها در زمينه فرايند ارزيابي موقعيت يا شرايطي که فرد در آن قرار گرفته است، نشان مي‌دهد هر چند محرک‌هاي استرسزا براي افراد مختلف، مشابه باشد؛ اما هر فرد به گونه‌اي متفاوت نسبت به آن پاسخ مي‌دهد. به عبارت ديگر، ممکن است محرک تنش‌زايي که براي يک فرد آزارنده است، براي شخص ديگر غير آزارنده، توصيف شود. در آموزش روش‌هاي اثربخش براي مقابله با چنين موقعيت‌هايي به فرد توصيه مي‌شود وجوه مثبت و منفي آن موقعيت خاص را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد و سپس بر اساس آن، عمل کند. اهميت فرايند ارزيابي به عنوان عاملي براي پيش‌بيني عوارض استرس در مطالعه‌اي نشان داده شده که در مورد زنان مبتلا به سرطان و پس از عمل جراحي انجام گرفته است. نتايج اين بررسي نشان داد که نه مرحله عيني بيماري و نه ميزان جراحي، هيچ يک نتوانسته است به عنوان عامل پيش بيني براي تهديدي که در نتيجه بيماري متوجه زنان مي‌شد به کار رود. اما فرايند ارزيابي به عنوان مهمترين عامل براي پيش‌بيني اضطراب و افسردگي بعدي زنان، شناخته شد. مطالعات ديگر نشان داده است که فرايند ارزيابي، نقش مهمي را در پيش‌بيني عوارض استرس ناشي از شغل افراد، به عهده دارد(ساعتچي،1386).

2-1-1-8 عوامل استرس زا
استرس پايه در نيازهاي زندگي شخصي و سازماني دارد. واکنش استرس در نتيجه ي تعامل شخص و عکس العمل به موارد استرس زا رخ مي دهد. هر فردي واکنشهايي را در رويارويي با نيازها از خود نشان مي دهد. واکنش رفتاري در برابر نياز، مجموعه اي از کارهاي قابل مشاهده خاص است که واکنش نسبت به نياز است. افزون بر واکنش رفتاري، فرد يک واکنش روانشناسي خواهد داشت که به شکل عکس العمل هاي عاطفي و شناختي است. کارکنان ممکن است تحت تاثير عوامل استرس زا و نشانه هاي مربوط به سازمان يا شغل و نيز عوامل مربوط به ساير جنبه هاي زندگي خود قرار گيرند. بنابراين مي توان اين موارد را مشخص کرد:

1-عوامل استرس زاي مربوط به کار
محيط هاي کاري مي توانند براي کارکنان بسيار استرس زا باشند. بعضي از سازمانها و مشاغل افراد را در معرض استرس هاس زيادي قرار مي دهند، در حاليکه سازمانهاي ديگري استرس کمتري را وارد مي سازند. در محيط هاي کاري عوامل مختلفي مي توانند موجب استرس کارکنان شوند، از قبيل نوع کار، ناسازگاري وظايف و ساير موارد. ليستي از عوامل استرس زا مربوط به کار از اين قرار است:
* نوع کار
* ناسازگاري بين کار و زندگي شخصي
* ناسازگاري وظيفه در محيط هاي کار
* مبهم بودن وظيفه
* وظيفه سنگين
* مسئوليت نسبت به ديگران
* عوامل سازماني
* فشار محل کار و جمعيت
* شرايط کار فيزيکي

2-عوامل استرس زاي خارج از کار
کار يکي از مهمترين فعاليتهاي افرادي است که در دنياي مدرن و بازاري زندگي مي کنند؛ در عين حال تنها فعاليت آنها نيست. بنابراين حوادثي که خارج از محيط کاري رخ مي دهد اغلب موجب استرس اين افراد مي شود. از آنجا که معمولا استرس بعد از حادثه اي فورا از بين نمي رود، فرد آنرا با خود به سازماني که در آن مشغول به کار است مي آورد. عوامل زيادي خارج از محيط هاي کاري استرس در اين حالت را افزايش مي دهند. با اين حال اکثر آنها در دو دسته گنجانده مي شوند: وقايع استرس زا در زندگي و مشاجرات روزانه ، ليستي از عوامل استرس زا


دیدگاهتان را بنویسید