ا بود.لکن در بعد مسخ شخصيت و فقدان عملکرد فردي تفاوت معناداري از نظر نوع دانشکده مشاهده نشد.همچنين نتايج پژوهش نشان داد که از بين‌ سه عامل سازماني،فردي و محيطي دو عامل محيطي و سازماني از ديدگاه اساتيد بيشترين تأثير را در پيشگيري از فرسودگي شغلي آنها دارد.
رسولي (1390) در پژوهشي رابطه استرس شغلي و فرسودگي شغلي باميزان بهره وري در خلبانان نشان داد که همبستگي بين استرس شغلي و بهره وري در سطح (01/0>p) معنادار است. يافته ها حاكي از وجود رابطه بين تحليل عاطفي و بهره وري در سطح (01/0>p) مسخ شخصيت و بهره وري در سطح(01/0>p) نابسندگي و بهره وري در سطح (01/0>p) مي باشد و همچنين تحليل عاطفي و نابسندگي سهم بيشتري در پيش بيني ميزان بهره وري دارد. براساس نتايج اين مطالعه مي توان گفت بهره وري متغيري است كه از استرس شغلي و فرسودگي شغلي تاثيرمي پذيرد و مي توان از اين متغيرها به عنوان شاخص هايي در جهت پيش بيني بهره وري خلبانان نيروهاي مسلح استفاده كرد. همچنين مي توان با آموزش مهارت هاي لازم و فراهم آوردن امكانات شغلي ميزان بهره وري افراد را افزايش داد.
محمدي و حقيقي (1390) در پژوهشي تحت عنوان بررسي ارتباط استرس شغلي و فرسودگي شغلي در پرسنل پرستاري نشان دادند که 7/86 درصد از پرستاران استرس شغلي متوسط ،8/57 درصد خستگي عاطفي متوسط ،2/52 درصد مسخ شخصيت خفيف و 4/64 درصد موفقيت فردي پاييني داشتند. .ارتباط آماري معني داري بين استرس شغلي با خستگي عاطفي (036/0=p)،مسخ شخصيت (000/0=p)و کفايت فردي (003/0=p)وجود داشت. به نظر مي رسد استرس شغلي اثر منفي بر فرسودگي شغلي دارد .مداخلاتي در جهت كاهش استرس شغلي وتقويت منابع مقابله با آن مي تواند به كاهش فرسودگي شغلي در پرسنل پرستاري كمك نمايد.

2-2-2 پژوهش هاي خارجي
نتايج پژوهش لامبرت106 و همکاران (2010) درمورد ارتباط بين تعارض كار – خانواده و فرسودگي شغلي در ميان كاركنان اصلاح تربيت نشان مي دهد كه ارتباط مثبت معناداري بين تعارض كار – خانواده و فرسودگي شغلي وجود دارد و در بين ابعاد تعارض كار – خانواده، تعارض مبتني بر فشار بيشترين تأثير را بر فرسودگي شغلي داشته است. همچنين مشخص شد كه تعارض مبتني بر زمان هيچ رابطه معناداري با فرسودگي شغلي در ميان كاركنان اصلاح تربيت وجود ندارد.
فشار به خانواده براي کارکناني که در ساعتهاي طولا ني، نامنظم و غيرمنعطف کار مي کنند، بسيار بيشتر است . اين وضعيت براي افرادي که در معرض محيطهاي کاري ناايمن، متعارض يا خسته کننده قرار دارند و حتي استرسهاي مرتبط با کار بالاتري را متحمل ميشوند متداول است و احتمالاٌ به نارضايتي از نقشهاي کاري منجر شود که ا ين خود باعث کاهش رضايت از کل زندگي مي گردد و ميتواند به عدم سازگاري زنا شويي منجر شود و آن را تحت تأثير قرار دهد . محققان تعامل بين تعادل کار -خانواده با کيفيت رابطه زوجين، درک انسجام خانوادگي و رضايت شغلي را بررسي کرده اند و معتقد هستند که رضا يت شغلي و تعهد به کار دوشادوش رضايت خانوادگي در حرکت هستند .(کاري و ديگران ،2003به نقل از کرمي، 1386)
همه زوجين سطوحي از اختلافات را تجربه مي کنند اين اختلافات موجب کاهش ثبات روابط و افز ايش فرصت هاي خاتمة روابط مي شود.
وايت بيلد ،وکن بر (1979) نشان دادند 59 درصد از معلمان بي نظمي و عدم مراعات مقررات مدرسه را به عنوان علت استرس نام برده اند. در بررسي مؤلفه هاي اثربخش در سازگاري زناشويي مشخص گشته است كه وجود اختلال رواني در يكي از زوجين بر سازگاري زناشويي اثر منفي دارد .سازگاري زناشويي احتمالاً به طور خاص به اثرات فشار رواني ناشي از حوادث منفي زندگي نيز حساس است و با افزايش ميزان جراحت همسر سازگاري زناشويي كمتري مورد انتظار است و اين واقعه منجر به كاهش نمرات پرسشنامه سازگاري زناشويي مي شود.
پژوهش سولمون107 و همكاران ( 2009 ) نيز قدرت بخشيدن را يكي از پيش بين هاي سازگاري زناشويي معرفي نموده و اظهار داشته اند كه آسيب ديدن اين توانمندي به طور غير مستقيم در اختلال استرس پس از سانحه مي تواند سازگاري زناشويي را مختل كند.
ميلستين (1983) در بررسي استرسهاي سازماني در مورد معلمان دريافت که بروز استرس ابتدا بصورت عاطفي است و بعد شکل رفتاري و فيزيکي ، در سيستم آموزشي مسائلي مانند فقدان امکانات ، انگيزش دانش آموزان و مشکلات انضباطي بيشترين رتبه را از نظر استرس دارا هستند . مسائل کلاسي نسبت به خود سازمان استرس بيشتري ايجاد مي کنند و ميان جنس و سن از نظر استرس تفاوت معني داري وجود نداشت . ولي معلمين کم سابقه نسبت به افراد با سابقه استرس بيشتري را گزارش نمودند که شايد علت آن کم تجربگي آنان باشد.
ماي کليتون (1983) در بررسي استرس معلمين ابتدايي و متوسطه شرط عوامل استرس آنها را چنين دريافت ، جو مدرسه ، زياد بودن کار معلم ، ارتباطات نا مطلوب در محيط ، کار ، رفتار نابهنجار بسياري از دانش آموزان و انجام تغييرات در نظام آموزش و پرورش ، عدم آشنايي با اهداف برنامه هاي جديد ، مشکلات تدريس انفرادي ، کمبود کمکهاي حرفه اي ، پايين آمدن منزلت اجتماعي معلم ، کمبود امتيازات مادي .
کرياکو و ساتکليف (1987) چهار عامل اساسي استرس معلم را بر رفتار دانش آموزان ، شرايط نا مساعد کار ، فشار زماني و شرايط نا مساعد هر مدرسه دانستند .
پاليس (1992) در تحقيق خويش بر روي 244 نفر از معلمان که از نظر رفتاري نا منظم بودند دريافت متغيرهاي همانند شرايط محيط مدرسه ، مشکلات مسير شغلي و گرانباري کار ، نسبت به ارتباط مستقيم با دانش آمو
زان استرس زيادتري ايجاد مي کنند . همچنين عواملي چون خستگي ، ناکامي و انتقال موارد منفي زندگي بيرون به کلاس درس ، به طور مداوم در ايجاد استرس موثر هستند .
در مقاله‌اي تحت عنوان استرس در دنياي كار مي‌نويسد در تحقيقي كه در كانادا انجام گرفت 60 درصد از كارگران اظهار داشتند كه حدود يك سان است كه از استرس در محيط كار رنج مي‌برند و 35 درصد نيز عوارض حاد رواني ناشي از آن اشاره كرده اند در سال 1990 در كشور فرانسه 64 درصد از پرستاران و 61 درصد از آموزگاران كه طي يك آمارگيري نمونه از آنها سوال شده بود از شرايط استرس زاي كار شكايت داشتند بر اساس بررسي‌هايي كه در سال 1983 در ژاپن به عمل آمد مشخص شد كه تقريباً 40 درصد از آموزگاران از بيماري‌هايي مانند سردرد مزمن، افسردگي، اضطراب ، آسم و غيره رنج مي برند و اين مسائل در بين زنان و جوانان حادتر است.
در تحقيقي كه بين 42 مدير ارشد در پنج دانشگاه استراليا در مورد رابطه بين استرس بيروني و فشار شغلي انجام شده است نتايج زير به دست آمده است:
آمار موجود نشان مي دهد كه درصد بالايي از افراد در سازمان‌ها از مشكلات رواني رنج مي‌برند يكي از مشكلات مهمي كه بيماريان رواني با آن مواجه هستند. مشكل برخورد غير صحيح اطرافيان و جامعه با آنان است، نتايج تحقيقاتي كه در اين زمينه دركانادا در سال 1980 انجام شده نشان داده است كه مشكلات اصلي اين بيماران در سازش بيماران رواني با خانواده و دوستان نزديك موقعيت ‌هاي اجتماعي و برخورد دستگاه‌هاي سياسي بوده است يعني با آمادگي لازم جهت برخورد مناسب با بيماران رواني را نداشته است (امين الله علوي به نقل از تيموري، 1383).

3
فصل سوم

روش اجراي تحقيق

3- 1 طرح پژوهش

پژوهش حاضر از نظر دسته بندي تحقيقات برحسب نحوه گردآوري داده ها، از نوع توصيفي به روش همبستگي(توصيفي- همبستگي) است.
در اين پژوهش متغير پيشبين :استرس ادارک شده و فرسودگي شغلي و متغير ملاک سازگاري زناشويي است.

3-2 جامعه آماري ونمونه و شيوه نمونه گيري

جامعه آماري اين پژوهش كليه معلمان متوسطه مدارس شهرستان سنندج در سال93 بود كه با روش نمونه گيرى تصادفى طبقه اي تعداد 60 نفر از معلمان بعنوان نمونه انتخاب شدند و مطالعه بر روى آنها انجام گرفته است. معيار انتخاب حجم نمونه در اين پژوهش بر اساس فرمول کوکران بوده است.

3-3 ابزارهاي اندازه گيري
3-3-1مقياس استرس ادراک شده
اين مقياس زماني به کار مي آيد که بخواهيم بدانيم موقعيت هاي زندگي يک فرد تا چه اندازه از نظر خودش استرس زا مي باشند (کوهن و ديگران،1983).سئوالات مطرح شده در اين مقياس اين امکان را به پاسخ دهندگان خود مي دهد که نظر خود را در مورد غير قابل کنترل بودن ،پيش بيني ناپذيري و مشقت بار بودن زندگي خويش بيان کنند. به دفعات مشخص شده است که اين سه مطلب عناصر اصلي تجربه استرس را تشکيل مي دهند.به علاوه اين مقياس داراي تعدادي سئوال مستقيم نيز در مورد سطوح قبلي استرس در فرد مي باشد.
کوهن و همکاران ( 1983 ) با انجام پژوهشي به بررسي مشخصات روانسنجي هر سه نسخه اين مقياس پرداختند. نتايج نشان دهنده پايايي مناسب (آلفاي کرونباخ : 78/0 ) نسخه 10 آيتمي اين مقياس مي باشد. کلين (2000) نيز پايايي دروني اين نسخه از مقياس را مناسب گزارش کرده است.

3-3-2پرسشنامه فرسودگي شغلي ماسلاچ
براي اندازه گيري فرسودگي شغلي از پرسشنامه فرسودگي شغلي ماسلاچ (1985) استفاده شده است. اين پرسشنامه 22 سئوالي از نوع ليكرت مي باشدکه در دو بعد فراواني از هرگز تا هر روز و شدت از خيلي کم تا خيلي زياد تدوين گرديده است و سه مولفه ي خستگي عاطفي (گويه هاي 1-2-3-10-11-12-17-18-19)، مسخ شخصيت (گويه هاي 7-9-16-20-22)، و عدم کفايت شخصي (گويه هاي 4-5-6-8-13-14-15-21) را در بر مي گيرد.
هر سه بعد فرسودگي از نظر فراواني به انواع بالا، متوسط و پايين به صورت ذيل تقسيم بندي مي گردد:
پرسشنامه فرسودگي شغلي”108MBI” ماسلاچ و جكسون در مطالعات مختلفي چه در داخل و چه در خارج به كار گرفته شده است و در اين مطالعات روشن شده است كه از پايايي و روايي بالايي برخوردار مي باشد. به طور مثال، ماسلاچ و جكسون پايايي دروني را براي خستگي عاطفي 9/0 و مسخ شخصيت 79/0 و فقدان موفقيت فردي را 71/0 بدست آورده اند. بدري (1374) در پايان نامه اش پايايي دروني خستگي عاطفي 84/0 و مسخ شخصيت 75/0 و فقدان موفقيت فردي 68/0 و پايايي کل پرسشنامه را 86/0 بدست آورده است. همچنين در اين پژوهش پايايي اين پرسشنامه به روش آلفاي کرونباخ 87/0 بدست آمد. چون روايي اين پرسشنامه چه در داخل و چه در خارج مورد تاييد متخصصان بوده است، از بررسي دوباره روايي آن صرفنظر شد.

3-3-3 پرسشنامه سازگاري زناشويي لاک_ والاس
اين ابزار 15 سوالي يکي از اولين مقياس هاي کوتاه براي سنجش سازگاري زناشويي است. ارزش عددي سوالات اين آزمون متفاوت است. امتياز يا نمره سوال شماره 12 معادل 10 است، اگر پاسخ هر دو نفر زن و شوهر “ماندن در خانواده” ياشد؛ اگر ترجيح هر دو نفر زن و شوهر “بيرون رفتن” باشد، امتياز اسن سوال 3 است؛ و اگر ترجيح زن و شوهر متفاوت باشد، امتياز اين سوال 2 است. نمره آزمون برابر با حاصل جمع امتيازات هر سوال و دامنه آن از 2 تا 158 است.
پايايي (اعتبار) و روايي
برآورد همساني دروني با استفاده از فرمول اسپيرمن – براون بسيار خوب109 و و ضريب همبستگي بين دو نيمه آن برابر 90/0 بوده است. هيچ اطلاعي در مورد اعتبار بازآزمايي آن در اختيار نيست.
آز
مون سازگاري زناشويي لاک – والاس براي زوجهاي سازگار و ناسازگار از روايي بالا برخوردار است. نمرات اين آزمون با آزمون پيش بيني زناشويي لاک – والاس همبستگي بالايي دارد. اين نتيجه، نشان دهنده روايي همزمان بالاي آن است. آزمون مذکور مقياسي براي پيش بيني سازگار آينده است.

3-4 شيوه اجرا
با انجام نمونه گيري به روش تصادفي و انتخاب 30 زن و 30 مرد متأهل معلم از مقاطع ابتدايي و متوسطه نواحي مختلف شهر سنندج، ضمن توضيح در خصوص پژوهش رضايت آنان جهت تكميل پرسشنامه ها جلب گرديد واز آنها تقاضا شد که به پرسشهاي مطرح شده با کمال دقت پاسخ دهند .

3- 5 روش تجزيه و تحليل داده ها
در اين پژوهش از آمار توصيفي (ميانگين ،انحراف استاندارد و انحراف معيار)و آمار استنباطي مانند تحليل واريانس يک طرفه و ضريب همبستگي پيرسون و اسپرمن استفاده شده است.

4
فصل چهارم

تجزيه و تحليل داده ها

4-1 بررسي نتايج آمار توصيفي متغيرهاي جمعيت شناختي

جدول 4-1: شاخص جنسيت
جنسيت
فراواني
درصد
درصد تجمعي
مرد
30
50
50
زن
30
50
100
کل
60
100

سن
فراواني
درصد
درصد تجمعي
کمتر از 22
2
3/3
3/3
22-29
12
20
3/23
30-38
23
8/38
7/61
39-46
14
3/23
85
47 به بالا
9
15
100
کل
60
100

جدول 4-2:شاخص سن

4-2 ميانگين استرس ادراک شده بر حسب جنسيت
جدول 4-3:ميانگين استرس ادراک شده بر حسب جنسيت
شاخصهاي آماري
فراواني
ميانگين
انحراف معيار
زن
30
92/1
52/0
مرد
30
97/1
54/0
در معلمان مرد ميانگين استرس ادارک شده (92/1) و انحراف استاندارد (72/0) بدست آمده و در معلمان زن ميانگين استرس ادارک شده (97/1) و انحراف استاندارد (73/0) بدست آمده است.
4-3 ميانگين خستگي عاطفي بر حسب جنسيت
جدول 4-4:ميانگين خستگي عاطفي بر حسب جنسيت
شاخصهاي آماري
فراواني
ميانگين
انحراف معيار
زن
30
29/2
49/2
مرد
30
84/1
71/1

در معلمان مرد ميانگين خستگي عاطفي (29/2) و انحراف استاندارد (57/1) بدست آمده و در معلمان زن ميانگين خستگي عاطفي (84/1) و انحراف استاندارد (31/1)
4-4 ميانگين مسخ شخصيت بر حسب جنسيت
جدول 4-5:ميانگين مسخ شخصيت بر حسب جنسيت
شاخصهاي آماري
فراواني
ميانگين
انحراف معيار
زن
30
1
65/0
مرد
30
84/0
78/0

ميانگين مسخ شخصيت در معلمان مرد (1) و انحراف استاندارد (81/0) بدست آمده و در معلمان زن ميانگين مسخ شخصيت عاطفي (84/0) و انحراف استاندارد (88/0)
4-5 ميانگين عدم کفايت شخصي بر حسب جنسيت


دیدگاهتان را بنویسید