ن ميشود. ساقه گلدهنده داراي تعداد زيادي رافيداگزالات کليسم و دانههاي نشاسته است. در نزديکي زمان شکوفايي گل، نهنج گل در زير تخمدان به صورت مشخصي متمايل ميشود. شکوفايي گل بصورت افقي است و بعد از باروري دوباره براي نگهداري ميوه به حالت عمودي اوليه بر ميگردد (ريس،1992).
جوانه گل در درون يک غلاف اسپاتي نگهداري ميشود اسپات از دو برگ نازک چسبيده غشايي نشات ميگيرد که در ابتدا سبز است و بعد خشک و نواري ميشود. همچنين گلها در ارقامي نظير کينگآلفردو تازتا ممکن است داراي براکته باشند (ناصري و ابراهيمي، 1381).
برت و همکاران (2004)، در تحقيقاتشان نشان دادند که در گل نرگس، گلها در قطر 12 تا 125 ميليمتر و لوله گل تنوع زيادي دارند و از نظر تعداد از تکي (N.pseudonarcissus) تا چندتايي (N.tazetta) ميباشند. مشخصترين تنوع در گل نرگس در شکل و اندازه تاج گل است (برت و همکاران، 1996و 1999). شکل تاج به صورت مخروطي يا استوانهاي با لبه صاف لبدار و يا چيندار به رنگهايي از سـرخ کمـرنگ تا زرد بــوده و ساختــار آن از ابتـدايي (N.cavanillesii) تا ترومپت مـاننـد (N.pseudonarcissus) و اندازه تاج از بلند و باريک تا خيلي کوتاه ميباشد. نهايتاً تنوع گل از آويزان تا افقي راست است اين تنوع پايه و اساس تحقيقات اصلاح گل نرگس ميباشد (برت،2000).

2-5 خاک:
براي نرگس دامنه وسيعي از خاکها استفاده ميشود، اما خاکهاي عميق، حاصلخيز، داراي زهکش مناسب، با قدرت نگهداري آب بالا همراه با مقدار سيلت بالاي آن ايدهال است. مقدار مواد آلي بايد بيشتر از 3% باشد و ظرفيت نگهداري آب بايد بيش از 40 ميليمتر در 300 ميليمتر عمق خاک باشد. ساختمان خاک بايد فاقد هر گونه عاملي که از رشد ريشه يا پيازهاي جانبي ممانعت ميکند، باشد (ناصري، 1381؛ والش ،1973)20.
دي رومن (1991)21 طي تحقيقي گزارش کرد که پيازچههاي نرگس کاشته شده در خاک پيت،
گلهاي کوچکتر و پيازهاي جوان درشتتري توليد ميکنند که البته نسبت به پيازهايي که در خاکهاي معدني کاشته شدهاند به بيماري پوسيدگي قاعدهاي حساسترند. اما ميتوان گفت که بهترين رشد را در خاکهاي سبک و غني از مواد آلي خواهند داشت و در خاکهاي سنگين رشد ضعيفي دارند. در هلند، خاکهاي سبک شني با شرايط سطح بالاي آب زيرزميني، شرايط مناسبي را فراهم ميکند اما مشکل ضد عفوني خاک جهت جلوگيري از شيوع نماتد نيز وجود دارد. کاهش کيفيت پياز در شکل و اندازه، کاهش عملکرد وزن واحد پياز و دشواري عمليات زراعي نظير کاشت، وجين و برداشت از معايب کشت در خاکهاي سنگين با رس بالا است.

2-6 زمان و نحوه کاشت پيازها:
اندازه ايدهآل براي کاشت پيازها معمولاً در اندازههاي محيط 10-12 سانتيمتر است. اما بسته به نوع واريته از اندازههاي کوچکتر نيز ميتوان جهت کشت و حصول پيازهاي درشتتر استفاده کرد. پيازچههاي متصل به پياز بزرگ (پياز مادري) معمولاً بيشترين عملکرد را ميدهند، در حاليکه بيشتر پيازهاي گرد کوچک ممکن است کاهش بنيه گياه حاصل در آينده را نسبت به پيازچههاي متصل به پياز مادري نشان دهند. تقاضاي زيادي نيز براي پيازهاي يکنواخت و کوچک وجود دارد که براي اين منظور ميتوان به راحتي از کاشت چيپها به جاي پيازهاي کامل استفاده کرد. البته پيازهاي درشتتر رشدشان سريعتر انجام ميشود، گلهاي درشتتر داشته و نسبت به آنهايي که پيازهاي کوچکتري دارند گلهاي درشتتري توليد خواهند کرد (برايان22، 1989و دي هرتوق،1990).
در آزمايشي که به وسيله وور23 و همکاران (2001) با کاشت پيازهاي از نيمه دوم مهر تا اسفند انجام شد، مشخص شده است که عملکرد پيازها تا نيمه دي مشابه بود و بعد از آن به طور بارزي کاهش يافت. کاشت با تاخير، گياهاني کوتاه با سطح فتوسنتزي کمتر توليد خواهد کرد که سبب توليد پيازهاي کوچکتر نيز ميشود.
عمق کاشت مناسب براي پيازچهها حدود 2-3 برابر بزرگترين قطر پياز است که معمولاً بين 10-13 سانتيمتر است. کاشت در عمق بيشتر سبب تشکيل پيازهاي قويتر و يکنواختتر ميشود و پيازها قد کشيدهتري خواهند داشت اما در عمق کمتر پيري برگها زودتر اتفاق ميافتد، پيازهاي حاصله کوچکتر، داراي تعداد گردن بيشتر، طول گردن کوتاهتر و حساسيت بيشتري به گرما و آبياري خواهند داشت (ريس،1992).
باربارا (2006)24 نيز بهترين عمق کاشت پيازرا 2-3 برابر طول پياز و اواخر مهر تا اواخر آبان را بهترين زمان براي کاشت پيازچهها اعلام کرد.

2-7 عمليات داشت:
نحوه استقرار پيازها در خاک، به شکل راست، 45 درجه، افقي و وارونه بر روي عملکرد تاثيري ندارد اما در کولتيوارهايي که گردن کشيدهاي دارند کشتهايي غير از شکل راست سبب تاخير در سبز شدن پياز و خميدگي گردن ميشود که از بازارپسندي آن کمي ميکاهد. پيازهايي که عمودي کشت ميشوند زودتر سبز شده تا حدي سبب افزايش در عملکرد گل و پياز خواهند شد. در توليد پياز گل هر چقدر زمان کمتري صرف شود، از نظر اقتصادي با صرفهتر خواهد بود. از اين رو سيستمهاي توليد دو يا چند ساله استفاده
ميشود. اما تفاوتي در قيمت پيازهاي نهايي که از نظر سني متفاوت هستند وجود ندارند، ولي به طور کلي پيازهاي مسنتر، بزرگتر و گرانتر هستند (دي هرتوق،1990).
تجزيه آماري آزمايشات مزرعهاي نشان ميدهد که همبستگي مثبتي بين عملکرد بيولوژيکي (وزن کل پيازهاي برداشت شده در گياه) و محصول اقتصادي (تعداد پيازهاي يکنواخت تجاري) وجود دارد. همچنين تغييرات در ميزان عملکرد اقتصادي بستگي به تغييرات در وزن کل پياز و در گياه برداشت شده دارد (ويلدسکات،2005)25.

2-8 اسانسها26:
اسانسها گ
روهي از روغنهاي معطر گياهي هستند که از مخلوط، ترکيبهاي شيميايي فرار27 و سنگين تشکيل يافتهاند در اصل وجود آنها، مسئول بوي خوش يا مزه در گياه ميباشد. اسانسها با توجه نوع تيره گياهي ممکن است در بسياري از تيرههاي گياهان عالي يافت شوند. مهمترين تيرههاي داراي روغن اسانس عبارتند از: تيره کاج، برگ بو، نارنج، مورد، چتريان، نعنائيان و کاسنتي. اسانس ممکن است بطور مستقيم توسط پروتوپلاسم بوسيله تجزيه مواد رزيني غشا سلولي از هيدروليز بعضي از گلوکوزيدها حاصل شوند محل تشکيل و جايگزيني روغنهاي فرار در گياهان به تيرههاي مختلف بسيتگي دارد، به عنوان مثال در گياهان تيره نعنائيان روغنهاي اسانسي در کرکهاي ترشحي، در تيره فلفل در سلولهاي پارانشيم، در تيره چتريان در سلولهاي روغني در گل سرخ و گل مريم اسانسها به مقدار قابل ملاحظهاي در گلبرگها وجود دارند. دانشمندان معتقدند که اين مواد ممکن است يا به طور مستقيم از تغييرات پروتوپلاسم و يا در اثر تجزيه شدن لايههاي رزيني ديواره سلولي و يا در اثر هيدروليز بعضي از گليکوزيدهاي مشخص بوجود آيند. ميزان پراکندگي اسانسها در گياهان متفاوت ميباشد به عنوان مثال در گياهان تيره مخروطيان در تمام بافتهاي گياهي وجود دارد، در صورتي که در گل سرخ و گل مريم فقط در گلبرگ و در دارچين در پوست و برگ و در ميوه چتريان فقط در پريکارب آن يافت ميشوند (صمصام شريعت، 1371)

2-8-1 مشخصات اسانس:
اسانسها با اينکه از نظر ترکيبهاي شيميايي متفاوت هستند ولي در بعضي از خواص فيزيکي مشترک
ميباشند. اسانسها بويي مشخص و ضريب شکستي قوي دارند و در اکثر موارد روي نور پلاريزه موثر
ميباشند. درجه چرخش اسانسها اغلب وسيله مناسبي جهت تشخصيص آنها ميباشد. به طور مثال در اسانس نعناع ترکيب منتول طبيعي چپ گرد بوده ولي نوع مصنوعي آن راست گرد است و همچنين ترکيب کامفور طبيعي چپ گرد است ولي کامفور مصنوعي راست گرد ميباشد. وزن مخصوص اسانسها کمتر از آب است و فقط تعدادي محدودي از اسانسهاي گياهي وزن مخصوصي بيشتر از آب دارند. بطور کلي اسانسها با آب غير قابل اختلاط ميباشند ولي ميتوانند بوي خود را به آب انتقال داده و ايجاد عرقهاي گياهي مختلف نمايند (اميدبيگي، 1378).
اسانسها در الکل، اتر، هگزان و اغلب حلالهاي آلي محلول بوته و به علت تبخير در مجاورت هوا در حرارت عادي، روغن فرار، روغن اتري يا اسانسهاي روغني ناميده ميشوند. اسانسها به طور کلي بي رنگ هستند، به ويژه هنگامي که تازه تهيه شده باشند، ولي رنگ آنها در اثر زمان به علت اکسيداسيون و رزيني شدن، تيره ميگردد. بنابراين توصيه شده که براي جلوگيري از تغييرات اسانسها در مکان خنک، خشک، ظرفهاي سربسته و پر و از جنس شيشه به رنگ دودي نگهداري شوند. اسانسها درالگل محلول بوده و به ميزان کمي در آب حل ميشوند. ساختمان شيميايي آنها مخلوطي از استرها، آلکالوئيدها، الکلها، استنها و ترپنها ميباشند (بهلمانلو و همکاران، 1998).
روغنهاي اسانس از نظر بعضي ويژگيهاي شيميايي و فيزيکي با روغنهاي ثابت اختلاف دارند که اهم آنها عبارتند از:
1. روغنهاي اسانسي قابل تقطير شدن بوده و از اين جهت به راحتي ميتوان آنها را از طريق روشهاي تقطير استخراج نمود.
2. ساختمان شيميايي روغنهاي اسانسي بر خلاف روغنهاي ثابت از استرهاي گليسيرين و اسيدهاي چرب ساخته نشدهاند.
3. روعنهاي اسانسي برخلاف روغنهاي ثابت لکههاي دائم روي کاغد به جا نخواهد گذاشت.
4. روغنهاي اسانسي برخلاف روغنهاي ثابت با قلياييها صابوني نخواهند شد.
5. روغنهاي اسانسي بر خلاف روغنهاي ثابت فاسد نگشته بلکه در مجاورت هوا و نور اکسيده و رزيني شکل خواهند شد(فينار، 1990)

اسانسها شامل ترکيبات فرار، مواد چربي دوست که از هيدورکربنها و يا ترکيبهاي تک وظيفهاي از سوخت و ساز مونوترپنها، سزکوييترپنها، فنيل پروپانوئيد، اسيد آمينه و اسيد چرب (ترکيبهاي چرب با زنجيره بلند) مشتق ميشوند. روغنهاي فراري که از قسمتهاي مختلف يک گياه بدست ميآيند ممکن است از نظر خواص فيزيکي و شيميايي با هم اختلاف داشته باشند. بعنوان مثال روغن اسانسي که از پوست دارچين بدست ميآيد حاوي تعداد زيادي آلدهيد سيناميک ميباشد، در صورتي که اگر اين روغن را از برگهاي آن بدست آوريم ترکيب اصلي آن اوژنول بوده و نيز اگر اين روغن را از ريشههاي همين گياه استخراج کنند ترکيب اصلي آن کامفور ميباشد، همچنين بايد توجه داشت که شرايط محيط بر ترکيب شيميايي روغن فرار يک گونه گياه که در دو محيط مختلف پرورش داده شده باشند موثر است. کيفيت محصولات طبيعي به وضعيت جغرافيايي محل رويش آنها بستگي دارد. اسانسها که توسط گونههاي متفاوت گياهان توليد و در اندامهاي مختلف ذخيره ميگردند رابطه مستقيمي با بيوسنتز، متابوليسم و فعاليتهاي بيولوژيکي گياه دارند که تابع شرايط اقليمي محيط زيست گياه هستند. عوامل مختلفي مانند زمان برداشت محصول، نحوه جمعآوري، طريقه خشک کردن، بستهبندي و نگهداري در انبار در کيفيت و کميت اسانسهاي گياهي موثر هستند. ترکيبهاي معطر که در سيتوپلاسم گياهي شکل ميگيرند، در اندامهايي مانند بشره نازک غده ترشحي و مجراي رزيني جمع ميشود. از آنجا که غلظتهاي آنها در اندام گياه بسيار کم است، بنابراين استخراج بسياري از آنها از طريق مکانيکي (بطور مثال از پوست مرکبات) امکانپذير است. بعضي از ترکيبهاي معطر با ارزش که در گلها بيشتر موجود ميباشند با غوطهور کردن در حلالها (هگزان يا بنزول)استخراج ميگردند. پس
از تبخير حلال، کانکريت آن باقي ميماند که اين ماده علاوه بر اسانس داراي چربي و موم نيز ميباشد (دوداروا و پيچرسکي، 2000).
2-8-2 کاربرد اسانسها:
بسياري از فرآوردههاي خام گياهان معطر به علت داشتن اسانس بطور مستقيم در پزشکي مصرف
ميشوند و در بيشتر موارد اسانسها را از مواد خام جدا نموده و به عنوان دارو به کار ميبرند. اين مواد بر خلاف بسياري از داروها جذب پوست سالم ميشوند. اسانسها علاوه بر اين، از نظر اقتصادي نقش مهمي در داروسازي و صنعت ايفا مينمايند. در پزشکي از اسانسها در مواردي مثل: اثر ضد تحريکات پوستي، رفع درد، سوزش و خارش جلدي (مانند کافور، منتول که به شکل روغن و يا پماد) استفاده ميشود. در
بي حسي موضعي(مثل اسانس ميخک براي تسکين درد دندان) و به عنواد باد شکن، ادرار آور، ضد عفوني کننده، درمان تحريکات موضعي پوست، احتقان و قرمزي، احساس گرما، تسکين التهاب (مانند خردل که به شکل ضماد و پاشويه) و همچنين در تحريک مراکز مغزي، مراکز قشري و پيازي براي کاهش تشنجات استفاده ميشوند (امين، 1370).

2-8-3 طبقهبندي ترکيبهاي شيميايي موجود در اسانسها
اسانسها با توجه به ترکيبهاي شيميايي که دارند به چند گروه طبقهبندي ميشوند:
هيدروکربورها، الکلها، آلدئيدها، استونها، استرها، فنلها، اترهاي فنلي، اکسيدها، پروکسيدها، ترکيبهاي گوگردي و ترکيبهاي ازتدار.
ترکيبهاي شيميايي اسانسها بر اساس مبدا بيوسنتز آنها به دو طبقه تقسيم ميشوند:
1. مشتقات ترپنها که از طريق واکنش استات اسيد موالونيک بوجود ميآيند.
2. ترکيبهاي عطري که از طريق اسيد شيکميک و فنيل پروپانوئيد ساخته ميشوند.
اسانسها مخلوطي از ترکيبهاي مختلف بوده که با يکديگر تفاوت بسيار دارند.اين ترکيبها در گياهان مختلف به ترتيب زير ميباشند (دوداروا و پيچرسکي، 2000).

2-8-4 ترکيبات الکلي
* الکلهاي غير حلقوي مانند ژرانيول در اسانس گل سرخ و گل مريم
* الکلهاي ترپني مانند منتول در اسانس نعناع فلفلي
* الکلهاي سزکوئي ترپني مانند سانتالول در اساس چوب

2-8-5 ترکيبات آلدهيدي
ترکيبهاي آلدهيدي موجود در اسانسها را ميتوان به دو دسته زير تقسيم نمود:
* آلدهيدهاي خطي مانند سيترونلال موجود در اسانس اوکاليپتوس
* آلدهيدهاي عطري مانند وانيلين در اسانس حاصل از وانيل (باهلمانو و همکاران، 1998).

2-8-6 ترکيبهاي کتوني
کتونهاي موجود در اسانسها را ممکن است به ترتيب زير تقسيم نمود:
* کتونهاي ترپني يک حلقهاي کاروون در اسانس پونه و رازيانه
* کتونهاي دو حلقهاي کامفنون در اسانس کامفر
* ترکيبهاي فنلي تيمول در اسانس آويشن
* ترکيبهاي اتردار فنلي آنتول در اسانس رازيانه
* ترکيبهاي اکسيدي: 8 و1 – سينئول موجود در اکاليپتوس

2-8-7 ترکيبهاي استري28
* متيل ساليسيلات در اسانس و نيتروگرين
* ترکيبهاي اسيدي: مثل اسيد سيناميک

2-8-8 کتونها
* تيموهيدورکينون در اسانس دانه زيره
* لاکتونها کمومارينها و کومارونها مثل گزانتوتوکسين
* ترکيبهاي نيتروژندار و سولفوردار مانند متيل- بتا- متيل تيول پروپيونات در آناناس و بنزيل سيانايد در ترتيزک(اميدبيگي، 1378)
2-8-9 آزولونها
آزولونها با سزکوئيترپنها مرتبط بوده بر اساس فرضيه روزيکا اين هيدروکربنها در طبيعت از حلقوي شدن 3 مولکول زنجيرهاي ايزوپرن بوجود ميآيند. قويترين استدلال در مورد ارتباط سزکوييترپنها و آزولنها


دیدگاهتان را بنویسید