دانلود پایان نامه

طول مي‌کشيد.

پايايي و اعتبار مقياس سازگاري اجتماعي
ويزمن و پي‌کل پايايي مقياس را بر روي يک نمونه از 18 زن افسرده گزارش دادند. آنها دو شاخص توافق بکار بدده‌اند : 1- تعداد نمره‌‌گذاري‌هايي که توافق را نشان مي‌دهد 2- ضريب همبستگي پيرسون بين نمره‌گذاران.
با توجه به توافق خام، از آنجايي که مقياس‌ها به استثناء ارزيابي کلي و عمومي بصورت پنج دامنه بود؛ براي عدم توافق حداکثر يک مجاز دانسته شد. بهترين توافق براي نمره‌گذاري‌هاي سوالات عيني در نقش فعاليت‌هاي روزمره و بدترين توافق براي فعاليت‌هاي اجتماعي وفوق برنامه بدست آمد. در 67% از سوالات توافق کامل بدست آمد و در 29% ديگر يک نمره اختلاف ديده شد. 39% از نمره‌گذاري‌ها بيش از يک نمره اختلاف داشتند. ضريب پيرسون بر روي يک دامنه، از يک حد پايين 33% براي مشکلات در فعاليت‌هاي روزمره تا به يک حد بالا، 97% براي عدم کفايت اقتصادي بدست آمد و تنها يک نمره‌گذاري همبستگي زير 60% نشان داد در حاليكه اکثراٌ بالاي 70% بود. ميانگين همبستگي تمام سوالات 83% بود که حاکي از اين است که نمره‌گذاري داراي پايايي قابل قبولي است.
جهت تعيين اعتبار علمي106 مصاحبه ازآزمون مجدد 107استفاده گرديد. منظور از اعتبار علمي يك ابزار اندازه‌گيري ثبات و پايايي نمره‌هاي آزمون در طول زمان است. يعني اگر يك آزمون چند بار تحت شرايط يكسان درباره يك آزمودني اجرا شود، نتايج حاصل تا چه حدي مشابه، دقيق و قابل اعتماد است (پاشا‌شريفي،1380ص140).
مصاحبه با 11 نفر از مادران در هر دو گروه که همان مشخصات اصلي افراد نمونه را دارا بودند، انجام شد. پس از گذشت دو هفته مجدد با همان مادران مصاحبه به عمل آمد و نتايج نهايي هر دو مرحله با استفاده از ضريب همبستگي محاسبه شده و ميزان ثبات دروني مقياس بدست آمد. يافته‌هاي نهايي مبين همبستگي قوي ميان پاسخ‌هاي داده شده در دو مرحله بود. ميزان همبستگي از 32% تا 98% بدست آمد، با توجه به اين امر اعتبار علمي مصاحبه مورد تاييد قرار گرفت که نتايج آن در جدول (1-3) مشاهده مي‌شود، همانطور كه ملاحظه مي‌شود برخي از ابعاد سازگاري اجتماعي معنادار نشد كه دليل آن مي‌تواند كم بودن تعداد نمونه باشد. همچنين بعد از مشخص كردن ميانگين، با استفاده از آزمون آلفاي كرونباخ اختلاف علمي سنجيده شد و مصاحبه با اعتماد 93/0 مورد استفاده قرار گرفت.
جدول (8-4): همبستگي بين دو بار اجراي مصاحبه در دو گروه مادران كودكان عقب مانده ذهني و مادران كودكان عادي
گروه
مادران كودكان عقب مانده ذهني
مادران كودكان عادي
متغير
تعداد
ضريب
‌همبستگي
p-value
تعداد
ضريب
‌همبستگي
p-value
فعاليتهاي روزمره
11
92/0
001/0
11
91/0
001/0
فعاليتهاي اجتماعي و فوق برنامه
11
90/0
103/0
11
86/0
001/0
روابط‌خويشاوندي
11
96/0
17/0
11
86/0
001/0
روابط زناشويي
11
88/0
04/0
11
70/0
02/0
نقش والدين
11
92/0
001/0
11
85/0
001/0
بعد خانواده
11
55/0
001/0
11
85/0
003/0
وضعيت اقتصادي
11
81/0
01/0
11
32/0
35/0
سازگاري كلي
11
92/0
001/0
11
98/0
001/0
ط) روش جمع آوري داده‌ها
ابتدا از دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي معرفي نامه براي مراجعه به آموزش و پرورش شهرستان كاشان اخذ شد كه پس از دريافت مجوز به محيط پژوهش مراجعه و معرفي به مسؤلين مدارس معرفي صورت گرفت. پس از آن هماهنگي‌هاي لازم و هدف از انجام تحقيق و شيوه انجام آن را توضيح داده و پروپوزال در اختيار آنها قرار گرفت. بعد از مشخص شدن مدارس اسنثنايي كه شامل مدارس شهيد فهميده و جواهري نيكبخت بود، دو مدرسه عادي شهيد سالم و شهيد حيدري نيز در همان مناطق انتخاب شدند. ابتدا فهرست اسامي كليه دانش آموزان مدارس استثنايي و مدارس عادي تهيه شد. سپس نمونه گيري به صورت سرشماري در مدارس استثنايي و در مدارس عادي نمونه‌گيري تصادفي بر اساس معيارهاي پذيرش و حذف نمونه صورت گرفت. بعد از انتخاب نمونه از مشاور مدرسه خواسته شد با مادران دانش آموزان هماهنگي به عمل آورد و بعد از کسب رضايت آنها براي انجام مصاحبه به مدرسه دعوت شدند. براي هر فرد روز و ساعت خاصي در نظر گرفته ش‌د، مثلا براي هر روز 4 نفر دعوت مي‌شدند مصاحبه در اتاق مشاور صورت مي‌گرفت. ابتدا محقق خود را معرفي و هدف از اجراي تحقيق و لزوم آن را براي آنها توضيح مي‌داد و سپس در مورد محرمانه بودن پاسخها به مادران اطمينان مي‌داد.
در هنگام مصاحبه اگر آزمودني‌ها متوجه سوالي نمي‌شدند براي آنها توضيح داده مي‌شود. براي هر آزمودني برگه پاسخ نامه جداگانه تهيه شد كه بعد از پرسيدن مشخصات دموگرافيک و تعيين کد براي هر آزمودني، پاسخ‌ها در آن يادداشت ‌شد بعد از اتمام مصاحبه از اينكه آنها وقت خود را در اختيار پژوهش قرار داده بودند،تشكر مي‌شد. پس از مصاحبه با توجه به اطلاعات بدست آمده و قضاوت شخصي محقق ارزيابي كلي صورت مي‌گرفت.
از هر گروه يازده نفر براي اجراي مجدد مصاحبه انتخاب شدند و در پايان مصاحبه از آنها درخواست شد كه بعد از دو هفته براي تكرار مصاحبه به مدرسه مراجعه نمايند.
ي) روش تجزيه و تحليل داده ها
در اين پژوهش متغير مستقل سازگاري اجتماعي و متغير وابسته عقب ماندگي ذهني بود.
اطلاعات جمع آوري شده به كمك روشهاي آماري در دو بخش توصيفي و استنباطي مورد بررسي قرار گرفت. در بخش آمار توصيفي به شاخصهاي فراواني و درصد فراواني و ميانگين و
انحراف استاندارد پرداخته مي‌شود و در بخش استنباطي بر اساس فرضيه‌ها به كمك روشهاي آماري استنباطي مقايسه‌ها با استفاده از آزمونهاي آماري از جمله t مستقل108، آناليز واريانس و كولموگروف اسميرنف109 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
ک) ملاحظات اخلاقي
1. معرفي نامه از دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي تهران جهت ارائه به آموزش و پرورش شهرستان كاشان دريافت گرديد.
2. اهداف پژوهش و لزوم اجراي آن براي مسولان آموزش و پرورش شهرستان كاشان توضيح داده شد.
3. به مسولان آموزش و پرورش شهرستان كاشان اطمينان داده شد كه در صورت تمايل نتايج پژوهش در اختيار ايشان قرار داده خواهد شد.
4. براي انجام مصاحبه بعد از معرفي خود هدف از انجام پژوهش براي شرگت کنندگان در پژوهش توضيح داده شد.
5. به افراد در زمينه شركت يا عدم شركت در اين پژوهش حق انتخاب داده شد.
6. به مسولان مدرسه و مادران در مورد محرمانه بودن و محفوظ ماندن اطلاعات اطمينان داده شد.
7. محرمانه بودن كليه اطلاعات كسب شده از شرکت کنندگان تضمين گرديد و بدين منظور نام ونام خانوادگي افراد قيد نشده است.
8. نتايج حاصل از اين پژوهش در صورت تمايل مسولان در واحدهاي مورد پژوهش در اختيار آنها قرار خواهد گرفت.

فصل چهارم

توضيح و تحليل داده‌ها

1-4 مقدمه
در اين فصل داده‌هاي جمع‌آوري شده به كمك روشهاي آماري مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و در دو بخش توصيفي و استنباطي ارائه گرديده است.
در بخش توصيف داده‌ها:
در اين بخش مشخصات دموگرافيک با استفاده از جداول دو بعدي (1-4) الي (6-4) نشان داده شده است.
2-4: توصيف داده ها

جدول 1-4 : توزيع فراواني افراد برحسب سن کودک و به تفکيک دو گروه مادران كودكان عقب مانده ذهني و مادران كودكان عادي

گروه

سن کودک
مادران كودكان عقب مانده ذهني
مادران كودكان عادي
جمع

تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد
11-9
8
20
1
5/2
9
25/11
14-12
26
65
39
5/97
65
25/81
17-15
6
15
0
0
6
5/7
جمع
40
100
40
100
80
100
همانگونه كه جدول 1-4 نشان مي‌دهد 65 درصدمادران كودكان عقب مانده ذهني و5/97 درصد مادران كودكان عادي داراي فرزند رده سني 14-12 سال بودند. در مجموع 25/81 درصد مادران داراي فرزند
14-12 ساله بودند.
جدول 2-4 : توزيع فراواني افراد مورد مطالعه برحسب سن آنها و به تفکيک دو گروه مادران كودكان عقب مانده ذهني و مادران كودكان عادي
گروه

سن مادر
مادران كودكان عقب مانده ذهني
مادران كودكان عادي
جمع

تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد
30-19
7
5/17
6
15
13
25/16
40-31
21
5/52
25
5/62
46
5/57
50-41
6
15
5
5/12
11
75/13
60-51
6
15
4
10
10
5/12
جمع
40
100
40
100
80
100
جدول 2-4 نشان مي‌دهد كه 5/52 درصد‌ مادران كودكان عقب مانده ذهني و 5/62 درصد مادران كودكان عادي در رده سني 40-31 سالگي بودند و در مجموع 5/57 درصد مادران در رده سني40-31 سالگي بودند.
جدول 3-4 : توزيع فراواني افراد مورد مطالعه برحسب طول مدت ازدواج در دو گروه مادران كودكان عقب مانده ذهني و مادران كودكان عادي

گروه

طول مدت ازدواج
مادران كودكان عقب مانده ذهني
مادران كودكان عادي
جمع

تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد
20-9
21
5/52
27
5/67
48
60
30-21
14
35
10
5/2
24
30
40-31
5
5/12
3
5/7
8
10
جمع
40
100
40
100
80
100

جدول 3-4 گوياي آن است كه 5/52 درصد از مادران كودكان عقب مانده ذهني و 5/67 درصد مادران كودكان عادي 20-9 سال بود كه ازدواج كرده بودندو در مجموع 60 درصد از مادران 20-9 سال از ازدواج آنها سپري شده بود.

جدول 4-4 : توزيع فراواني افراد مورد مطالعه بر حسب تحصيلات مادران در دو گروه مادران کودکان عقب مانده ذهني و مادران کودکان عادي

گروه

سطح تحصيلات مادر
مادران كودكان عقب مانده ذهني
مادران كودكان عادي
جمع

تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد
بيسواد
8
20
1
5/2
9
25/11
ابتدايي
23
5/57
20
50
43
75/53
سيكل
2
10
12
30
16
20
ديپلم و بالاتر
5
5/12
7
5/17
12
15
جمع
40
100
40
100
8040
100

جدول 4-4 : نشان مي‌دهد که 5/57 درصد مادران کودکان عقب مانده ذهني و 50درصد مادران کودکان عادي داراي تحصيلات ابتدائي بودند، در مجموع 75/53 درصد از مادران داراي تحصيلات ابتدائي بودند.

جدول 5-4 : توزيع فراواني افراد مورد مطالعه برحسب تعداد فرزندان به تفکيک در دو گروه مادران کودکان عقب مانده ذهني و مادران کودکان عادي

گروه

تعداد فرزندان
مادران كودكان عقب مانده ذهني
مادران كودكان عادي
جمع

تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد
1
4
10
3
5/7
7
75/8
2
12
30
20
50
32
40
3 و بيشتر
24
60
17
5/42
41
25/51
جمع
40
100
40
100
80
100
جدول 5-4 نشان مي‌دهد که 60 درصد از مادران کودکان عقب مانده ذهني 3 و بيشتر از 3 فرزند داشتنند در حاليکه 50 درصد مادران کودکان عادي 2 فرزند داشتند.
جدول 6-4 : توزيع فراواني افراد مورد مطالعه برحسب رتبه تولد فرز
ند به تفکيک در دو گروه مادران کودکان عقب مانده ذهني و مادران کودکان عادي
گروه

رتبه تولد فرزند‌ مورد
مطالعه
مادران كودكان عقب مانده ذهني
مادران كودكان عادي
جمع

تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد
اول
14
35
23
5/57
37
25/46
دوم
4
10
4
10
8
10
سوم و بالاتر
22
55
13
5/32
35
75/43
جمع
40
100
40
100
80
100
جدول 6-4 گوياي آن است که 55 درصد از مادران، کودک عقب مانده شان فرزند سوم يا بالاتر بود در حاليکه 5/57 درصد از مادران کودکان عادي، کودکشان فرزند اول بود.
3-4 : تجزيه و تحليل داده‌ها
دراين بخش نخست توزيع نمرات سازگاري اجتماعي مادران كودكان عقب مانده ذهني ومادران كودكان عادي شهرستان كاشان در ابعاد وظايف روزمره، فعاليتهاي اجتماعي و فوق برنامه، روابط خويشاوندي، روابط زناشويي، نقش والديني، روابط خانوادگي، وضعيت اقتصادي در جدول 7-4 نمايش داده مي‌شود.

جدول 7-4 : توزيع نمرات سازگاري اجتماعي به تفکيک در دو گروه مادران کودکان عقب مانده ذهني و مادران کودکان عادي

متغير
مادران کودکان عقب مانده ذهني
مادران کودکان عادي

تعداد
آمار کلموگروف اسميروتف
p-value
معني داري
تعداد
آمار کلموگروف اسميروتف
p-value
معني داري
وظايف روزمره
40
916/0
37/0
*
40
19/1
11/0
*
فعاليتهاي اجتماعي و فوق برنامه
40
551/0
92/0
*
40
960/0
31/0
*
روابط خويشاوندي
40
705/0
70/0
*
40
37/1
04/0

روابط زناشوئي
40
793/0
55/0
*
38
790/0
56/0
*
روابط والديني
40
63/1
009/0
*
40
44/1
03/0

روابط خانوادگي
40
20/1
1/0
*
40
70/1
006/0

وضعيت اقتصادي
40
274/1
07/0
*
40
11/2
001/

سازگاري کلي
40
689/0
72/0
*
40
997/0
27/0

* به معني معني دار بودن است.

جهت پاسخ به فرضيه‌هاي پژوهش به ترتيب جداول (8-4)الي (23-4)تنظيم شده است.
جدول 8-4 : ارزيابي سازگاري اجتماعي مادران كودكان عقب مانده ذهني و مقايسه آن با سازگاري اجتماعي مادران كودكان عادي

گروه
تعداد
ميانگين
SD
P-value
مادران كودكان عقب مانده ذهني
40
02/90
58/19
001/0
مادران كودكان عادي
40
87/68
84/11

با توجه به تست نرماليتي كلموگروف اسميرونف توزيع نمره سازگاري اجتماعي نرمال است (689p=% ). بنابراين جهت مقايسه ميانگين‌ها از آزمون tاستفاده شده است. نتيجه آزمون t نشان داد كه از لحاظ آماري تفاوت معني‌داري بين ميانگين نمره مادران كودكان عقب مانده ذهني (02/90) و نمره سازگاري مادران كودكان عادي(87/68) وجود دارد (001/0=P).
همانگونه كه در جدول فوق ملاحظه مي‌شود ميانگين نمره سازگاري مادران كودكان عقب مانده ذهني بيشتر از مادران كودكان عادي بود اين معني كه مادران كودكان عقب مانده ذهني از سازگاري کمتري برخوردار بودند.
در مورد سازگاري اجتماعي دامنه نمرات از 42 تا 210 مي‌باشد. براي تحليل بيشتر يك انحراف استاندارد بالاتر از ميانگين نمره مادران كودكان عادي (6/109) به عنوان نمره برش در نظر گرفته شد. افرادي كه بالاتر از اين نمره را گرفته بودند‌، ناسازگار و افرادي كه پايين‌تر از اين نمره را داشتند، سازگار تلقي شدند. جدول زير فراواني مادران ناسازگار را در هر دو گروه نشان داد.

جدول 9-4 : فراواني ناسازگاري در مادران كودكان عقب مانده ذهني و مادران كودكان عادي

ناسازگاري
گروه
تعداد
فراواني
درصد
مادران كودكان عقب مانده ذهني
40
8
20
مادران كودكان عادي
40
0
0

همانطور كه در جدول فوق ملاحظه مي‌شود 8 نفر (20 در صد) از


دیدگاهتان را بنویسید