و هم براي ايده يابي و ايده پردازي بکار مي رود. براي شناسليي و تعريف درست مسئله ميتوان از اين تکنيک استفاده کرد. سپس ايده هاي جديدي در رابطه با موضوع بدست مي آيند و چراي ديگري مطرح مي شود و بايد توجه داشت که سوالات تا آنجا ادامه پيدا مي کند که به يک بصيرت و بينش برسيم و يا در يک باتلاق فرو رويم (صمد آقايي، 1383: 20).
2-3-10-3 تکنيک شش کلاه فکري
مبدع اين تکنيک دکتر ادوارد دوبونو76 است . بطور کلي اين تکنيک شش جنبه يا سبک فکري را تعريف کرده و براي هرکدام کلاه رنگ خاصي را بعنوان سمبل تعيين مي نمايد تا بوسيله آن بتوان بطور روشن و سريع ا ز سبک فکري ( گرايش – حالت – احساس – فکر – موضع – نگرش ) خود، آگاه شد آنرا تغيير داد يا به ديگران اعلام نمود و از سبک فکري ديگران نيز آگاه شد. البته با کمي دقت در اصطلاح “کلاه خودت را قاضي کن” متوجه مي شويم که به نوعي چنين روشي در فرهنگ ايراني – اسلامي وجود داشته است. در اين تکنيک رنگ کلاه متناسب با سبک فکري مربوطه است.
کلاه سفيد: سفيد رنگ خنثي و منفعل است. کلاه سفيد با موضوعات و شکل هاي انفعالي سر و کار دارد. واقعيتها بدون هيچگونه قضاوتي مورد جستجو قرار مي گيرد.
کلاه سرخ: سرخ نشانه خشم شور و هيجان است. بينش هيجاني و جنبه هاي احساسي و غير استدلالي (ابزار مناسبي براي بيرون ريختن احساسات است).
کلاه سياه: نشانه منفي نگري و افسردگي است . بيانگر جنبه هاي منفي و بد بينانه است .
کلاه زرد: زرد نشانه آفتاب و مثبت است . جنبه هاي مثبت و خوشبينانه .
کلاه سبز: نشانه رويش و باروري . بيانگر خلاقيت و فکر هاي نو است.
کلاه آبي: سردي و آسمان. برنامه ريزي و ساماندهي کلاه نظارت و استفاده از بقيه کلاه هاست (صمد آقايي، 1383: 44) .
تغيير احساس زاويه ديد سبک فکري و نگرش در بازي با کلاه ها موجب آن مي شود تا به فکر خود مسلط شده و چيز هايي را که مي خواهيم فرا خوانيم. علاوه بر اين چون فکر با رنگ کلاه عوض مي شود فشاري بر شخصيت فرد وارد نشده و فقط روش فکري عوض ميشود و مخالفت انتقال يا موضع گيري را در گروه از بين مي برد .
2-3-10-4 تکنيک گروه اسمي77
فرآيند تصميم گيري شامل 5 مرحله است:
اعضاء گروه در بررسي يکديگر دور يک ميز جمع ميشوند مسئله بصورت کتبي به هريک از اعضاء داده ميشود و آنها چگونگي حل مسئله را مي نويسند. هريک از اعضاء به نوبت يک عقيده را به گروه ارائه مي دهد ، عقايد ثبت شده در گروه به بحث گذارده ميشود تا مفاهيم جهت ارزيابي روشن تر و کاملتر شود. هريک از اعضاء مستقلا و مخفيانه عقايد را درجه بندي مي نمايد. تصميم گروه آن تصميمي خواهد بود که در مجموع بيشترين امتياز را بدست آورده باشد (عباس طالب بيدختي، 138: 4 ) .
تکنيک الگو برداري از طبيعت78 : يکي از تکنيکهاي خلاقيت و نوآوري که در ابداعات فني کاربرد گسترده و موفقي داشته الگوبرداري از ضعيف است. برنامه ريزي هاي کامپيوتر و موضوع هوش مصنوعي همه با الگو برداري و تقليد از فعاليتهاي مغز آدمي انجام شده است. ذهن با قدرت انتخابگر خود جريانهاي طبيعت را درقالب قانون ريخته و عرصه هاي جديدي را پيش روي بشريت مي گشايد و ابداعات و اختراعات تازه اي را به او ارزاني ميدارد
2-3-10-5 تکنيک دلفي79
در اين تکنيک افراد هيچگاه بصورت گروه در يک جلسه و بصورت رويارويي مستقيم جمع نمي شوند و اين تکنيک در پنج مرحله صورت مي پذيرد.
1 – اعضاء گروه بصورت مخفيانه راه حل کتبي ارائه مي دهند .
2 – نظرات کتبي به يک ايستگاه مرکزي ارسال مي شود.
3 – همه نظريات براي هر يک از اعضاء گروه ارسال ميشود .
4 – اعضاء در باره نظريات ديگران اظهار نظر کتبي به ايستگاه مرکزي مي فرستند .
5 – مراحل 3 و 4 آنقدر تکرار ميشود تا اتفاق آراء بدست آيد (خبليون، 138: 22).
2-3-10-6 تکنيک TKG
حل گروهي مسئله که توسط کوباياشي و کاراکيتا در سال 1964 ابداع شد. اين روش مبتني بر مجموعه واقيتهايي است که شرکت کنندگان توليد مي کنند. اين واقعيتها داراي 3 شرط زيرند 1 – بايد به مسئله مورد نظر مربوط باشند 2 – بطور عيني اثبات پذير باشند 3 – مهم باشند
TKG داراي 2 مرحله الف ) تعريف مسئله : شرکت کنندگان واقعيت هاي مربوط به زمينه مورد نظر روي کارت مي نويسند ب ) حل مسئله ) شرکت کنندگان راه حل هاي پيشنهادي را مي نويسند و سپس بصورت مجموعه اي قرائت مي شود .
تکنيکهاي ديگر خلاقيت نيز که در پرورش ذهن ميتوان استفاده از آن نمود، عبارتند از :
تکنيک ايدکاتور ( تفکر کلامي و ديداري و استفاده از سمبول هاي گرافيکي بجاي کلمات )، تکنيک يورش فکري معکوس : معرفي وضعيت مطلوب و پيدا نمودن نقاط قوت يا اشتباهات آن، تکنيک PMI : نکات مثبت و نکات منفي موضوع و نهايتا نکات جالب و تازه مورد را ليست نموده و موضوع را از نظر محدوديتها و مزايا و تازگي هاي آن بررسي مي نمايد، تکنيک ايفاي نقش – تگنيک چه مي شد اگر ….. ؟، تکنيک وارانه سازي ( کشف چيزهايي که وجود ندارد ) کارهايي که انجام نمي دهيد و ……

2-3-11 مراحل تفکر خلاق
اسبورن فرايند حل خلاق مسائل را شامل سه مرحله فرعي مي دانست که اين مراحل عبارتند از :
1- حقيقت يابي: شامل تعريف مساله و آماده سازي است.
2- ايده يابي: شامل ايده سازي و ايده پروري است.
3- راه حل يابي: شامل ارزيابي و گزينش است.
والاس80 پس از بررسي مطالعات شرح حال اشخاص خلاقپ، تفکر خلاق را داراي چهار مرحله مي داند:
1- مرحله آمادگي: اين مرحله مطالعه آگاهانه بر اساس تجربه هاي قبلي است که شخص مي کوشد مساله را روشن کند و ان را به عناصر و عوامل تشکيل دهنده اش ت
جزيه کند.
2- مرحله نهفتگي: در اين مرحله راه حلهاي مختلفي به ذهن شخص مي رسد و نمي تواند از بين آنها، راه حل مناسب را انتخاب کند.
3- مرحله روشن سازي: اين مرحله پيدايش ناگهاني راه حل است .
4- در اين مرحله راه حل پيدا شده، مورد تجديد نظر قرار مي گيرد (خانيان، 1381: 23-24).

2-3-12 راهكارهاي تقويت خلاقيت
1 – به كارگيري استراتژي تمركز و سادگي: خلاقيت بايد فقط يك كار انجام دهد در غيراين صورت مردم را دچار سردرگمي مي كند. خلاقيتهاي اثربخشي از جاهاي كوچك شروع مي شود. آنها از اول خيلي بزرگ نبوده اند و تنها براي انجام يك كار خاص بوده اند. خلاقيت پيش از آنكه حاصل نبوغ باشد، حاصل كار است. خلاقيت به دانش، مهارت و تمركز نياز دارد. اين واضح است كه افرادي استعداد بيشتري براي خلاقيت دارند، اما اين استعدادها در يك زمينه محدود و مشخص است. در حقيقت نوآوران به ندرت در بيش از يك زمينه فعاليت دارند. بنابراين، بايستي در ايجاد و پرورش خلاقيت استراتژي تمركز به يك موضوع، يك فكر، يك كار در سازمان و يا جامعه انتخاب شود تا افراد بتوانند از مجموعه توانمنديهاي ذهني و عقلي خود در راستاي به وجودآوردن روشهاي جديد و ابداع پيرامون يك موضوع خاص استفاده بهينه اي كنند، زيرا مشغول ودرگيرشدن با چند زمينه كاري موجب سطحي نگري شده واز عميق فكركردن جلوگيري مي كند و در نتيجه خلاقيت حاصل نمي شود. اهميت اين نكته به قدري است كه حتي در ضرب المثلهاي عاميانه نيز بدان اشاره شده است. براي نمونه در ضرب المثلها داريم “آدم هزار كاره كم مايه است” و يا “پياز آدم هرجايي كونه نمي بندد” اينها همه حاكي از اين است كه استراتژي تمركز بر روي يك موضوع خلاقيت را پرورش مي دهد.
2 – آموزش خلاقيت: خلاقيت و نوآوري امري است كه وجــود آن دائماً در سازمان احساس مي شود. بنابراين، بايد نهادينه شود و جزء كار و فرهنگ سازمان گردد. هرگاه مديران سطوح عالي و سياستگذاران سازمان، خود به خلاقيت و نوآوري به عنوان فعاليتهاي ضروري و حياتي باور نداشته باشند هيچ فعاليتي در اين زمينه دوام نخواهد يافت. ايجاد هسته هاي پژوهشي و نوآوري در سازمان مي تواند كار خلاقيت و نوآوري را تسهيل و تسريع كند. ايجاد باورهاي مشترك براي نوآوري و اينكه به عنوان يك هنجار مشترك در سازمان به خلاقيت نگريسته شود نياز به آموزش دارد. تافلر مهمترين فعاليت و راه رويارويي با تحولات عظيم و زندگي آينده را براي پذيرش تغيير، آموزش مي داند. آموزش موثر و پرمايه به افراد كمك مي كند تا آنها بتوانند به رشد و توانايي كافي در شغل خود دست يابند و با كارآيي بيشتري كار كنند. مديران بايد بدانند كه يكي از هدفهاي مهم در آموزش در محيط پرتلاطم و متغير كنوني، آموختن شيوه هاي خلاقيت و نوآوري است (حسن زارعي،138: 64).
3 – به كارگيري فنون پرورش خلاقيت: به طور كلي فنون تقويت خلاقيت عبارتند از:
1-3 طوفان مغزي: در اين تكنيك مسئله اي به يك گروه كوچك ارائه شده و از آنان خواسته مي شود في البداهه و به سرعت نسبت به آن واكنشي نشان داده و براي آن پاسخي بيابند. اصول طوفان مغزي عبارتند از:
الف – هيچ انتقادي نبايد از هيچ نظريه اي صورت پذيرد؛
ب – راحت بودن و با دنده خلاص رفتن مورد تشويق قرار مي گيرد؛
ج – بر دستيابي به حداكثر تعداد نظرات تاكيد مي شود؛
د – همه چيز يادداشت مي شود، حتي موارد تكراري؛
ه : همه نظرات تكوين مي يابند و هيچ چيز رد نمي شود؛
و – به تعداد نفرات بايد هدفهاي مشخص و دشوار تنظيم گردد؛
ز – زمان لازم براي طوفان مغزي موفقيت آميز بايد بسيار كوتاه باشد؛

2-3 روش حل مسئله: به كارگيري روش حل مسئله يكي از مكانيسم هاي موثر در پرورش توانمنديهاي خلاقيت كاركنان است. وقتي در افراد سازمان اين عادت ايجاد شود كه در برخورد با مسايل به تفكر بپردازند و از تراوشات فكري خود در يافتن راه حلهاي جديد بهره گيرند خلاقيت روان تر مي شود. بايستي از طريق حاكم كردن فراگرد تفكر منطقي زمينه هاي خلاقيت و نوآوري را فراهم ساخت، براي اينكه از فراگرد تفكر منطقي به شكل عملي بتوان در پرورش خلاقيت بهـــــره گرفت مي توان از چهارچوب جدول شماره يك كه در آن سطوح حل مسئله مشخص شده بهره گرفت.

3-3 استفاده از فعاليتهـاي استعـاري: خلاقيت به وسيله فعاليت استعاري الگوي بديعه پردازي، تبديل به جرياني آگاهانه مي شود. استعاره ارتباطي از شباهت (مقايسه يك چيز يا نظر با چيز يا نظر ديگر و به وسيله استفاده از يكي به جاي ديگري) را به وجود مي آورد. جريان خلاقيت در خلال اين جايگزيني ها رخ مي دهد، يعني مطالب آشنا را به مطالب ناآشنا ارتباط داده يا نظر جديدي را از نظرات آشنا به وجود مي آورد. عمده ترين فعاليتهاي استعاري عبارتند از:
1-3-3 استفاده از قياس شخصي: تاكيد قياس شخصي81به مشغوليت همدلي82 است. گوردون مثالي از موقعيت مسئله اي مي زند كه يك شيميدان خود را با مولكول هاي در حركت همانند مي سازد. او ممكن است از خود بپرسد “اگر يك مولكول باشم چه احساسي خواهم داشت؟ قياس شخصي نياز دارد كه فرد وجود خود را كنار بگذارد. هرچه فـاصله مفهومي بــه وسيله كنارگذاردن خود بيشتر گردد اين احتمال كه قياس تازه است و شاگردان (كاركنان) به خلق و يا نوآوري پرداخته اند بيشتر مي شود.
2-3-3 استفاده از قياس مستقيم83 : قياس مستقيم مقايسه ساده دو موجود با مفهوم است. گوردون در اين باره از تجربه مهندسي سخن به ميـان مي آورد كه كرمي را در حال نقب زدن درون چوبي مشاهده مي كند.
همچنان كه كرم با جويدن چوب راهش را با نقب زدن ب
راي حركت خود به جلو همــوار مي كند “مارچ ايزومبارد برونل” به اين نظــر مي رسد كه از اتاقك هوا براي تونل كشي زير دريا استفاده كند كه اين امر خلاقيت را شكل مي دهد.
3-3-3 استفاده از تعارض فشرده84 : طبق نظر گوردون تعارض فشرده به وسيعترين بينش به درون موضوعي جديد را به وجود مي آورد. آنها بازتاب توانايي شاگرد براي به هم پيوستن در چارچوب ذهني داوري در ارتباط با يك موجود منفرد است. هرچه فاصله بين چارچوبهاي ذهني داوري بيشتر باشد انعطاف پذيري ذهني بيشتر است و در نتيجه خلاقيت پرورش مي يابد (سلطاني ، 1384: 31-30).

2-3-13 عوامل خلاقيت
روبرت جي استرنبرگ و ليندا اي اوهارا در بررسي هاي خود شش عامل را در خلاقيت افراد موثر دانسته اند:
دانش: داشتن دانش به پايه اي در زمينه اي محدود و کسب تجربه و تخصص در ساليان متمادي
توانايي عقلاني85: توانايي ارائه ايده خلاق از طريق تعريف مجدد و برقرار ي ارتباطات جديد در مسايل
سبک فکري: افراد خلاق عموما در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مديريت ارشد، سبک فکري ابداعي را بر مي گزينند.
انگيزش: افراد خلاق عموما براي به فعل درآوردن ايده هاي خود برانگيخته مي شوند.
شخصيت: افراد خلاق عموما داراي ويژگي هاي شخصيتي مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهاي بيروني و داخلي و نيز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند.
محيط: افراد خلاق عموما در داخل محيط هاي حمايتي بيشتر امکان ظهور مي يابند.
اين محققان مشخص کردند که عمده ترين دليل عدم کارايي برنامه هاي آموزش خلاقيت تاکيد صرف اين برنامه ها بر تفکر خلاق به عنوان يکي از شش منبع موثر در خلاقيت مي باشد. جايي که ساير عوامل نيز تاثير به سزايي در موفقيت و شکست برنامه هاي آموزش خلاقيت ايفا مي کنند (مشبکي و ديگران، 1387: 9).
قاسم زاده به هفت عامل که در خلاق شدن يک فرد موثرند ، اشاره کرد، که عبارتند از:
– خلاقيت و آگاهي: چنانچه انسان توانايي حل مشکل خود را به صورت مطلوب داشته باشد، ويژگيهاي خلاقيت او افزوده مي شود .
– شناخت موانع ادراکي موثر در ايجاد خلاقيت، نظري: حساسيت شديد، عصبانيت، افسردگي، خصومت، و قدرت مهار آنها
– درک موضوع خلاقيت: مستلزم يادگيري مطالب گوناگون از راه گذراندن دوره هاي آموزشي مناسب مي باشد.
– درگيري در فعاليتهاي خلاق
– تقويت فرايند خلاقيت
– تعريف ويژگيهاي خلاقيت
– آموختن تکنيکهاي خلاقيت و اصول حل مسائل
تقويت توانايي خلاقيت افراد : شامل رواني ايده ها، درک اصل مطلب، نگرش به موضوعات از ديدگاههاي مختلف، استفاده از فانتزيها، ابتکار و دقت در بهسازي مي شود (خانيان، 1381: 8).

2-3-14 موانع سازماني خلاقيت
موانع سازماني خلاقيت، شامل عوامل مربوط به مديريت، ساختار سازماني، فرهنگ سازماني و آموزش مي باشد.
الف) مديريت: در اين زمينه مي توان به مواردي چون عدم تحمل شکستف عدم تحمل انتقاد، شيوه هاي رهبري، نگرش منفي نسبت به توان زير دستان و … اشاره کرد.
ب) ساختار سازماني: در اين حوزه مواردي نظير: ارتاطات محدود سازماني، ارزيابي نادرست عملکرد، ساختار مکانيکي و انعطاف پذير و … مطرح مي شوند.
ج) فرهنگ سازماني: در اين زمينه، مي توان به عاملهايي از قبيل عدم وجود فضاي حمايت از نوآوري ف عدم احساس مسئوليت اجتماعي و … اشاره نمود.
د) آموزش: در


دیدگاهتان را بنویسید