از واردات ضمير ناخود آگاه به ذهن، بنابراين؛ اگر واردات ضمير ناخود اگاه به ذهن را بپذيريم، در شرايط ايده ال، ديگر مساله کهنگي و نويي از بين مي رود
اما نظريه افزايشي را ميتوان صحيح دانست، ولي نه به طور مطلق، به اين معني که بسياري از خلاقيتها به طور تدريجي و تداعي هاي پي در پي حاصل مي شوند اما خلاقيتهاي فراواني نيز وجود دارد که به طور ناگهاني در ذهن مخترع جرقه زده و خلق مي شود.
در رابطه با نظريه ناگهاني نيز بايد اين نکته را در نظر داشت که به نظر مي رشد يک هنرمند، درست در لحظه خلق ايده و کمي پس از آن، در حال تفکر است، ولي در لحظه خلق ايده کار او اگاهانه و از روي قصد نيست، لذا هر مقدار انسان از سازو کار ذهن هوشيار و نيمه هوشيار، فرايندهاي تفکر، تداعي معاني، تکنيکهاي خلاقيت، ابزارهاي کنترل توجه و قالبهاي ذهني بيشتر مطلع شود و بهتر بتواند حس، فکر، عقل، خيال را برنامه ريزي شده و کنترل شده هدايت کند، لذا از ناگهاني بودن خلاقيت کاسته مي شود (صمد آقايي، 1383: 22-26).
2-3-7 خلاقيت و نوآوري
خلاقيت بطور عام يعني توانايي ترکيب انديشه ها به شيوهاي منحصر به فرد يا ايجاد ارتباطي غير معمول بين انديشه ها .
نو آوري: فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصول خدوات و روشهاي جديد عمليات است.
انتفاع + اختراع + مفهوم = نوآوري
در معادله نوآوري – مفهوم : اشاره بر ايده اي است که با توجه به چهار چوب مرجعي آن فرد، سازمان يک دانش انباشته شده جديد است .
منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر، نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول ، فرايند وخدمات جديد به بازار است؛ نوآوري به كارگيري تواناييهاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است.
خلاقيت و نوآوري چگونه با هم مرتبط شده اند؟
خلاقيت به طور عام يعني توانايي ترکيب انديشه ها به شيوه اي منحصر به فرد يا ايجاد ارتباطي غير معمول بين انديشه ها.
يک سازمان که مشوق نوآوري است ساز ماني است که ديدگاههاي ناشناخته به مسايل يا راه حلهاي منحصر براي حل مسايل را ارتقا مي دهد. نو آوري فرايند کسب انديشه اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يک روش عملياتي مفيد است.
سه مجموعه از متغيرها وجود دارند که مي توانند نوآوري را ايجاد کنند.آنها به ساختار سازماني، فرهنگ و توانايي منابع انساني مربوط مي‌شوند.
چگونه متغيرهاي ساختاري بر نوآوري اثر مي گذارند؟
بر اساس پژوهشهاي گسترده، با توجه به متغيرهاي ساختاري مي توانيم سه گزاره را بيان کنيم. اول اينکه ساختارهاي مکانيکي اثري مثبت بر نوآوري دارند زيرا که تخصص کاري آنها پايين تر است، قوانين کمتري دارند و عدم تمرکز در آنها بيشتر از ساختارهاي مکانيكي است.همچنين انعطاف پذيري، قدرت انطباق و بارور کردن را که پذيرش نوآوريها را آسان تر مي کند، بيشتر مي‌کنند. دوم اينکه دسترسي آسان به منابع فراوان عامل کليدي نوآوري است. فراواني منابع به مديران اين توانايي را مي دهد که بتوانند براي نو آوري هزينه کنند و شکستها را بپذيرند. در نهايت ارتباط بين واحدها با تسريع در کنش متقابل خطوط سازماني به شکستن سدهاي احتمالي در برابر نوآوري مدد مي رساند. البته هيچ يک از اين سه متغير نمي تواند وجود داشته باشد مگر اينکه مديران ارشد به اين سه عامل متعهد باشند.
چگونه فرهنگ سازماني بر نوآوري اثر مي‌گذارد؟
سازمانهاي نو آور فرهنگي مشابه دارند.آنها تجربه کردن را تشويق مي کنند.آنها هم به موفقيتها و هم به شکستها پاداش مي‌دهند.آنها از اشتباهات تجربه کسب مي‌کنند.يک فرهنگ نوآور داراي هفت ويزگي زير است:
1- پذيرش ابهام؛
2-شكيبايي در امور غير عملي؛
3- كنترل هاي بيروني كم؛
4-بردباري در مخاطره؛
5-شكيبايي در برخوردها؛
6- تاكيد بر نتايج تا بر وسايل.؛
7-تاكيد بر نظام باز.
سازمان از نزديك محيط را كنترل مي كند و سريعا به تغييرات آنطور كه اتفاق مي‌افتند پاسخ مي‌دهد.
كدام متغيرهاي منابع انساني بر نو آوري اثر مي گذارند؟
در مقوله منابع انساني در مي‌يابيم كه سازمانهاي نوآور فعالانه آموزش و توسعه دانش اعضاي خود را آن طور كه روز آمد باشد تشويق مي‌كنند.امنيت شغلي در سطح عالي براي كاركنان خود فراهم مي آورند تا ترس از اخراج به خاطر اشتباه را كاهش دهند و به افراد جرأت مي دهند كه تغيير پذير باشند. زماني كه انديشه اي جديد تكامل مي يابد پيشتازان تغيير فعالانه و با شور و شوق انديشه را تعالي مي بخشند و آن را حمايت مي كنند بر مشكلات چيره مي‌شوند و اطمينان ميدهند كه نوآوري به مرحله اجرا در خواهد آمد (محمدي، 1384: 16).
2-3-8 ويژگيهاي شخصيت خلاق
استقلال: فرد خلاق عقايد و انديشه هايش را وابسته به افکار ديگران نمي داند و افکار و کارهاي خويش از استقلال بالايي برخوردار است .
ريسک پذيري : فرد خلاق اهل خطر کردن است و ماجراجويي را دوست دارد، در برخورد با مسائل و مشکلات جرات بيشتري به خرج مي دهد و معمولا نگران شکست هاي احتمالي خود نيست
کنجکاوي و علاقه به کارهاي پيچيده: از سطح ظاهري يک مسئله فراتر رفته و تو شکافي نموده و در حل مشکلات پيچيده انرژي زيادي صرف مي کند.
تحمل ابهام: براي فرد خلاق مواجه شدن با ابهامات يک مبارزه محسوب شده و نوعي لذت بدنبال دارد.
انعطاف پذيري: اگر او در جريان حل يک مسئله با پاسخي برخورد کند مسير فکري خود را به سهولت تغيير داده و آن موضوع را از زوايا و ابعاد ديگري بررس
ي نموده و افکار و راه حل هاي متنوع را بکار مي گيرد و همواره جايي براي تغيير و تحول باقي مي گذارد.
شوخ طبعي: فرد خلاق از ظرافت ديد و نکته سنجي زيادي برخوردار است و اغلب قادر است با اظهار نظرها بيان نکته ها و خلق موقيتها ي جالب ديگران را به عهده دارد.
اعتماد به نفس بالا: نسبت به خود و توانمنديهايش آگاهي دارد و معتقد است که ايده ها و نظراتش ارزشمند هستند.
ابتکار و تخيل قوي و حساسيت: ايده هاي او معمولا با ايده هاي ديگران بسيار متفاوت است و در مواردي که ديگران به راحتي و روزمرگي از آن مي گذرند ذهن خيال پرداز قوي دارد.
زيبايي دوستي: فرد خلاق به اساني مجذوب زيبايي مي شود و نسبت به آن توجه و دقت زيادي مي کند و به فعاليتهاي هنري علاقه مند است .
ترديد: اغلب بسياري از قوانين رايج جامعه براي او جاي سؤال باقي مي گذارند. اين مشکوک بودن و عدم اعتماد فرد خلاق معمولا ناشي از علاقه دروني او به تغيير – اصلاح امور عادي و خلق ايده هاي بهتر است.
” استيز ” علاوه بر ويژگيهاي فوق موارد زير را نيز بر اين ويژگيها مي افزايد:
سلامت رواني و ادراکي – توانايي ايجاد تعداد زيادي ايده بطور سريع – دلگرمي و اميد به آينده – علاقه به سادگي و بي تکلفي در نوع لباس و جنبه هاي گوناگون زندگي – روحيه انتقادي – آرامش و آسودگي خيال – توانايي برقراري ارتباط عميق و صميمانه – شهامت – قدرت – جلب حس اعتماد و اطمينان ديگران – مسئوليت پذيري و توانايي سازمان دادن به فعاليتهاي گوناگون و حساسيت به مسائل و مشکلات اجتماعي رضائيان مي گويد: افراد خلاق، نوعا مخاطره پذير و داراي شخصيت مصر، بسيار با انگيزه ، پذيراي فکرهاي نو، قادر به تحمل ابهام و تحمل تنهايي و مستقل اند، اين افراد از اعتماد به نفس زيادي برخور دارند، اغلب شوخ طبعند و معمولا همراهي با آنان دشوار است. افراد خلاق بر خلاف افراد گوشه گير، درون گرا نيستند و تمايل به تبادل افکار با همکاران خود دارند ( خانيان، 1381: 55).

2-3-9 ويژگيهاي مديران خلاق
1 – تمركز بر يك موضوع و يك كار: باتوجه به اينكه اثربخشي خلاقيت بسته به سادگي و تمركز دارد افراد خلاق عمدتاً بر يك كار متمركز مي شوند. افراد خلاق خلاقيتهاي اثربخشي خود را از جاهاي كوچك شـــروع مي كنند. خلاقيت به دانش و مهارت و تمركز نياز دارد. اين واضح است كه افرادي استعداد بيشتري براي خلاقيت دارند. اما اين استعدادها در يك زمينه محدود و مشخص است. درحقيقت نوآوران به ندرت در بيش از يك زمينه فعاليت دارند و اين در تمام موفقيتهاي نوآورانه آن صدق مي كند.
خلاقيت نيز مانند كوششهاي ديگر نياز به استعداد، دانش و مهارت دارد. اما وقتي اين موارد تامين شد، نياز به كار سخت، متمركز و هدفمند دارد. وقتي تلاش، پشتكار و تعهد نباشد، استعداد، دانش و مهارت بي فايده است.
افراد خلاق از طريق تمركز به يك موضوع از سطحي نگري به ژرف نگري رسيده و مسائل و موضوعها را به طور عميق و همه جانبه مورد بررســـي قرار مي دهند و به خلاقيت دست مي يابند. به طور كلي مشخصات مديران خلاق در بعد تمركز به طور فهرست وار عباتند از:
تمركز فكري را به راحتي به وجود مي آورند؛
روي كار خاص و موردنظر تمركز كرده و به راحتي آن را رها نمي كند؛
روي موضوعهاي علمي موردنظر تمركز پيدا مي كند؛
داراي ژرف نگري در مسائل و پديده ها و موضوعها هستند؛ رشد حرفه اي را به عنوان معيار موفقيت باور مي كنند؛
توانايي تمام كردن، كامل كردن و يكي كردن افكار گوناگون در آنان بالاست.
2 – داراي روحيه علمي و پژوهشي هستتد: مديران خلاق با مسائل و امور مربوط به سازمان و حتي زندگي شخصي برخورد اصولي و علمي داشته و تحقيق و پژوهش را براي حل مشكلات كارساز مي دانند و اين به خاطر اين است كه استفاده از راه حلهاي جديد موجب صرفه جويي شده و زودتر مي توان به نتيجه رسيد.
به كارگيري روشهاي تحقيق علمي و روش حل مسئله براي مديران خلاق و نوآور امري طبيعي و روزمره است. بنابراين، آنها در انجام كارهاي ريز و درشت و سخت و آسان مراحل زير را به كار مي گيرند.
الف – شناسايي مشكل: در اين مرحله مشكل از ابعاد مختلف مورد شناسايي قرار گرفته و تبيين مي گردد؛
ب – بررسي عـلل مشكل: در اين مرحله منشـا به وجود آمدن مشكل بررسي مي شود تا بهتر بتوانند راه حلها را شناسايي كنند؛
ج – تعيين و بررسي راه حلهاي ممكن: در اين مرحله باتوجه به نوع و مــــاهيت مشكلات راه حلهاي زيادي مورد بررسي و شناسايي قرار مي گيرد؛
د – تعيين معيارها براي سنجش راه حلها: در اين مرحله معيارهاي مختلف اقتصادي، سياسي، فــــــرهنگي، اجتماعي، اخلاقي و… تعيين مي گردد؛
ه – تعيين نتايج حاصل از مقايسه راه حل با معيارها؛
و – انتخاب راه حل مناسب؛
ز – اجرا و ارزيابي در اين مرحله راه حل به كار گرفته شده به صورت تكويني ارزيابي شده و اصلاحات لازم صورت گرفته و بدين طريق از مدل حل مسئله براي ايجاد خلاقيت و نوآوري استفاده مي گردد.
3 – حد بالايي از قابليت خطركردن دارند: خلاقيت خصيصه آدمهايي است كه جرات خطركردن دارند. براي مثال در علوم پژوهشهاي خلاق كم و بيش هميشه مستلزم قماركردنهاي حساب شده است ولي كارهاي عادي را مي توان بدون چندان خطركردن انجام داد. فرد حرفه اي در هيچ عرصه اي علم يا بازار بورس به دنبال “بحث موفقيت پنجاه پنجاه” نيست. به عكس، جوياي موقعيتي است كه در آن بتواند كاري كند تا دانش برتر به بار نشيند. گاه اين دانش برتر حاصل پشتكار در كسب “قطعه هايي” بيش از اكثر افراد ديگر است. گاه تصادفي
حاصل مي شود. اما هرگونه كه حاصل شود، بعيد است كه عنصر خطر را به كلي حذف كند.
عملكرد خلاق مستلزم دست زدن به خطرهاي حساب شده هم هست، كه در آنها هم دقت محاسبات بر دانش برتر استوار شده است. قبول خطر هميشه با شناخت يا خطرات و تجزيه و تحليل آنها به مبناي ميزان اثرگذاري بر سازمان شروع مي شود و (مديران خلاق) برمبناي اطلاعات جمع آوري شده و آگاهي، به ارزيابي ريسك از طريق انجام فرآيند اصلي زير مي پردازند:
الف – برآورد ميزان ريسك (اندازه گيري ريسك)؛
ب – سنجش ريسك، چقدر اين ريسك نسبت به ريسك هاي ديگر بزرگتر است؛
ج – تصميم گيري در مورد ريسك (آيا اين ريسك با درنظر گرفتن معيارهاي متداول روز قابل قبول است)؛
د – اقدام لازم در مورد ريسك.
4 – داراي روحيه نقادي بالايي هستند: از جمله خصايص مديران خلاق اين است كه خود از جمله افراد انتقادكننده بوده و انتقادپذير هستند و روحيه نقادي را از طريق ارائه اطلاعات به كاركنان، توجه و پذيرش نظرات كاركنان، ايجاد انگيزه نقد و ارائه راه حل، انجام نظرسنجي از كاركنان، استقرار سيستم پيشنهادات در سازمان اشاعه مي دهند. وقتي روحيه نقادي در تك تك كاركنان ايجاد شد. اين امر به عنوان باورهاي مشترك درآمده و در سازمان نهادينه مي گردد. نقد را مي تـوان نـــرم افزاري براي توسعه فكر و ظرفيت ذهني و علمي بشر دانست. در نقادي افكار، و مباحث علمي و سازماني مختلفي مورد بحث قرار گرفتـــه و از دل آنها انديشه هاي نو پرورش مي يابد و به عنوان راهكارهاي عملي مشكلات سازمان را حل مي كند و در نهايت در دل نقادي خلاقيتهاي فردي شكل مي گيرد و افراد خلاق سازمان را تبديل به يك سازمان خلاق مي كنند (سلطاني ، 1384: 28).

2-3-10 تکنيکهاي توسعه خلاقيت
2-3-10-1 يورش فکري يا کنکاش مغزي72
کنکاش مغزي به گفته دوبرين73 مشهورترين روش براي بهبود خلاقيت است، چون به افراد فرصت مي دهد تا در جو آرام انديشه نمايند و با مدنظر قرار دادن ابعاد مختلف موضوع، ايده خود را آزادانه و به دور از هر گونه محدوديت مطرح سازند.
اين تکنيک را نخستين بار دکتر آلکس اسبورن74 مطرح کرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمانها در غرب قرا گرفته که جزئي از زندگي آنان شده است. يورش فکري در واژه نامه بين المللي ” وبستر ” چنين تعريف شده است: اجراي يک تکنيک گرد همايي که از طريق آن گروهي مي کوشند راه حلي براي يک مسئله بخصوص با انباشتن تمام ايده هايي که در جا بوسيله اعضاء ارائه ميگردد بيابد. در اين تکنيک تمام شرکت کنندگان به ايده يابي در محيطي که مؤکدا خالي از عوامل بازدارنده است هدايت مي شوند و همين روحيه آزاد منجر به آنچه که ميتوان آنرا ايده هاي خارق العاده ناميد ميگردد.
چهار قانون اساسي در اين تکنيک ذکر مي شود
1 – انتقاد ممنوع 2 – چرخش آزاد و جسارت طرح ايده هاي خارج از ذهن با استقبال روبرو مي شود
3 – کميت ايده ها مورد نظر است
4 – ترکيبات ايده ها و اصلاح آن
2-3-10-2 تکنيک گروه اسمي (گروهبندي گزينشي) 75
فن گروه بندي اسمي وسيله اي است که افراد با ارائه و تعيين اولويت انديشه هاي خلاق براي برطرف نمودن اختلاف نظرهاي موجود در گروه، انديشه هاي نوين را به منصه ظهور مي رسانند. اين تکنيک با محدود کردن تضادها و فراهم آوردن زمينه براي مشارکت کليه افراد، مرحله ر ابراي توفيق و ترجيحات شخص در اتخاذ تصميم ادغام مي نمايد و بستر مناسبي براي پرورش انديشه خلاق فراهم مي سازد.
تکنيک چرا: اين تکنيک هم براي حل مسائل


دیدگاهتان را بنویسید