بدریختی های مادرزادی و تکاملی سودمندند (61). CBCT، تکنیکی است که اخیراً تحقیقات در زمینه تصویربرداری TMJ را تحت تأثیر قرار داده است، هرچند تحقیقات مقدماتی باید در مطالعات بالینی نیز امتحان شوند. تعدادی مطالعه بر روی اجساد انجام شده تا کاربرد CBCT از ناحیه TMJ را در ارزیابی نقایص استخوانی اطراف مفصلی، صاف شدگی، استئوفیت ها و تغییرات اسکلروتیک را مورد بررسی قرار دهد (62-65). اگرچه نتایج اولیه دلگرم کننده هستند، ولی تحقیقات بیشتری برای استفاده بالینی CBCT در ارزیابی TMJ مورد نیاز است (60).
اندودونتیک:کارایی CBCT برای استفاده در اندودونتیک بررسی شده است، ازجمله: طرح ریزی جراحی پری رادیکولار، سنجش آسیب شناسی پری آپیکال و ارزیابی ترومای دنتوآلوئولار (66). در مطالعات همگروهی گذشته نگر و گزارشات موردی، پیشنهاد شده است که CBCT نسبت به رادیوگراف های پری اپیکال در مشخص کردن ضایعات لوسنت پری آپیکال، نمایش قابل اعتماد مجاورت ضایعه به سینوس ماگزیلا، درگیری غشای سینوس و مکان ضایعه در ارتباط با کانال مندیبولار، ارجح است (30, 67, 68). همچنین CBCTمی‌تواند در شناسایی زودهنگام بیماری پری اپیکال نقش مؤثری بازی کرده و سبب نتایج درمانی بهتری گردد (66).
پریودونتیک:اولین کاربرد گزارش شده CBCT در پریودونتولوژی، استفاده از آن برای ارزیابی های تشخیصی و نتیجه درمان پریودونتیت بود (69). بعدها، مطالعات ex vivo توان CBCT در بازسازی دقیق نقایص درون استخوانی و پنجره ای پریودونتال، شکفتگی16 های پریودنتال و درگیری انشعاب ریشه دندان را درمقایسه با رادیوگرافی، MDCT و اندازه‌گیری های بافت شناختی مشخص کردند (70-74). دقت ژئومتریک سه بعدی CBCT برابر با رادیوگرافی و MDCT بوده، ولی کیفیت تصویری که توسط مشاهده گر درجه بندی می شد، بالاتر از MDCT و رادیوگرافی در شناسایی نقایص پریودونتال بود (70, 71, 73). اگرچه نقایص استخوانی پریودونتال به خوبی توسط CBCT به تصویر کشیده می‌شوند، رادیوگرافی معمولی همچنان کنتراست استخوانی با کیفیت بالاتری را ارائه می‌دهد(72).

1-2 دلایل انتخاب موضوع
1- شیوع جسم خارجی در ناحیه فک و صورت بالاست و مسئول 8/3% از کل پاتولوژی های این ناحیه می‌باشد. سالانه تعداد زیادی جراحی برای برداشتن جسم خارجی در کشورهای مختلف دنیا و در ایران انجام می‌شود. جسم خارجی می‌تواند سبب عوارض متعدد و گاه خطرناک گردد. همچنین جسم خارجی با ایجاد التهاب و تشکیل گرانولوم ترمیم زخم را معیوب می‌سازد. جسم خارجی تشخیص داده نشده، یکی از علل سوء درمان است.
2- تعیین دقیق محل جسم خارجی و نوع جسم برای ما مهم می‌باشد، زیرا که در فراهم آوردن اطلاعات کافی برای جراح در خارج ساختن جسم خارجی بسیار کمک ‌کننده است. به علاوه، جراح باید بداند که آیا جسم خارجی در مجاورت اعضای حیاتی قرار گرفته است، و خارج کردن آن با خطر بالایی برای بیمار همراه است، یا نه.
3- هرکدام از روش‌های رادیو گرافی‌های ساده، CT، MRI و اولترسونوگرافی برای تشخیص جسم خارجی ایراداتی دارند.رادیوگرافی ساده، هرچند به عنوان اولین مدالیته تشخیصی مورد استفاده قرار می گیرد، دقت تشخیصی کمی داشته و نمی‌تواند محل دقیق جسم خارجی را مشخص سازد. CT اسکن، گران بوده و بیمار را در معرض میزان بالایی از اشعه قرار می‌دهد. اگر جنس جسم خارجی نامشخص باشد، نمی‌توان از MRI به عنوان اولین مدالیته تشخیصی استفاده کرد. و در نهایت، اولتراسونوگرافی برای تشخیص اجسامی که در عمق قرار گرفته‌اند یا درون حفرات پر از هوا هستند، نامناسب است.
4- تا به امروز هیچ مطالعه ای کارایی CBCT در شناسایی ابعاد و محل جسم خارجی در حفرات بدن را مورد ارزیابی قرار نداده است.
5- انجام این تحقیق از نظر تخصصی، مواد، ابزار و تجهیزات در کشور امکان پذیر است.
6- منابع و تجهیزات کافی جهت انجام این تحقیق در دسترس می‌باشد، که از این پیشینه جهت انجام این تحقیق کمک گرفته شده است.
7- موضوع این تحقیق جنبه تئوری قابل قبولی دارد، در ضمن کاملاً عملی بوده و در مدت زمان کوتاهی قابل اجرا می‌باشد.
8- هزینه انجام این تحقیق در برابر دستاوردهای حاصل از آن ناچیز است.

1-3 بررسی متون
مطالعات متعددی در رابطه با ارزیابی کارایی روش‌های رادیوگرافی، تصویربرداری تشدید مغناطیسی، توموگرافی کامپیوتری و اولتراسوند در شناسایی اجسام خارجی صورت پذیرفته است. جدول 1-2، نتیجه جستجوی اینترنتی ما را در Pubmed و بانک اطلاعاتی Medline و نیز جستجوی دستی در منابع مرتبط با استفاده از ترکیبات مختلف لغات imaging، foreign body،radiography، computed tomography، ultrasonography، magnetic resonance imaging، cone beam computed tomography و digital volumetric imaging در بازه زمانی از سال 1990 تا 2013 خلاصه می‌کند. همانطور که از این جدول برمی‌آید، تا به حال مطالعه ای در زمینه ارزیابی قدرت شناسایی جسم خارجی توسط دستگاه های CBCT صورت نپذیرفته است.
جدول 1-2. بررسی شناسایی اجسام خارجی توسط روش‌های تصویربرداری مختلف در مطالعات.
نویسندگان
سال
روش تصویربرداری
جسم خارجی
محل جسم خارجی
Aras et al
(6)
2010
CT، US و رادیوگرافی معمولی
فلز، شیشه، چوب، سنگ، آکریلیک، گرافیت و باکلیت
سر گوسفند (نزدیک به استخوان، درون بافت نرم، درون حفره هوادار)
Shrestha et al
(75)
2009
US
مشکوک به وجود جسم خارجی غیر رادیواپاک
بافت نرم اندام
Ober et al
(76)
2008
CT، MRI و US
چوب
دست سگ
Turkcuer et al
(17)
2006
US، رادیوگرافی معمولی و رادیوگرافی بافت ن
رم
چوب و پلاستیک
ران مرغ
Venter et al
(77)
2005
CT، MRI و US
چوب
ران مرغ
Lue et al
(78)
2000
CT و رادیوگرافی معمولی
استخوان ماهی
بافت نرم جسد انسان
Trommer et al
(79)
1997
CT
مشکوک به وجود فلز، چوب، شیشه و سنگ
کره چشم انسان
Manthey et al
(80)
1996
US و رادیوگرافی معمولی
سنگریزه، فلز، شیشه، خار کاکتوس، چوب و پلاستیک
ران مرغ
Al-Zahrani et al
(81)
1995
US و CT
مشکوک به وجود جسم خارجی چوبی
بافت نرم اندام
Bray et al
(82)
1995
US
چوب، شیشه و فلز
دست جسد انسان
Mizel et al
(83)
1994
CT، MRI و US
چوب خشک و مرطوب
عضله خوک (نزدیک به استخوان و دور از آن)
Roobottom et al
(84)
1994
رادیوگرافی معمولی و دیجیتال
چوب خشک، چوب تازه و پلاستیک
گوشت خوک
Oikarinen et al
(3)
1993
رادیوگرافی معمولی، CT، MRI و US
تاج دندان شکسته، آمالگام، شیشه، آسفالت، کمپوزیت، چوب خشک و سنگ
زبان گاو
US: Ultrasonography, CT: Computed Tomography, MRI: Magnetic Resonance Imaging, CBCT: Cone-Beam Computed Tomography
Aras و همکاران در سال 2010 مطالعه ای با هدف مقایسه حساسیت رادیوگرافی معمول، CT و اولتراسونوگرافی در تشخیص اجسام خارجی بر روی مدل های in vitro انجام دادند.آن‌ها هفت ماده از جنس فلز، شیشه، چوب، سنگ، آکریلیک، گرافیت و باکلیت را به عنوان جسم خارجی و با ابعاد تقریبی 1*1*1/0 سانتیمتر انتخاب کردند. این اجسام در سر گوسفند در نواحی بین تنه فک تحتانی و عضله، در زبان و در سینوس ماگزیلاری جاگذاری شدند. رادیوگرافی معمولی، CT و اولتراسونوگرافی مورد مقایسه قرار گرفتند تا حساسیت آن‌ها در تشخیص این اجسام خارجی مورد ارزیابی قرار گیرد. نتیجه مطالعه حاکی از آن بود که هر سه تکنیک تصویربرداری می‌توانند فلز، شیشه و سنگ را در همه نواحی تشخیص دهند. با این وجود، در تصویربرداری CT اجسام خارجی با رادیواپاسیته پایین که در حفره هوادار قرار دارند، تشخیص داده می‌شوند، درون بافت عضلانی و یا بین بافت‌های استخوانی و عضلانی کمتر قابل ‌مشاهده بوده و تقریباً غیر قابل ‌مشاهده اند. کارایی اولتراسونوگرافی برای مصورسازی اجسام با رادیواپاسیته پایین به نسبت بهتر از CT است. محققان به این نتیجه رسیدند که اولتراسونوگرافی در تشخیص و تعیین محل اجسام خارجی سطحی با رادیواپاسیته پایین در بافت‌های بدن، مؤثر تر از CT و رادیوگرافی معمول عمل می‌کند. گرچه، CT تکنیک مؤثرتری در مصورسازی اجسام خارجی در هوا نسبت به اولتراسوند و رادیوگرافی معمول است (6).
در مطالعه ای که Shrestha و همکاران در سال 2009 انجام دادند، نقش اولتراسونوگرافی در یافتن و تعیین محل اجسام خارجی رادیولوسنت در بافت نرم اندام ها مورد تحقیق قرار گرفت. 23 بیمار که مشکوک به وجود جسم خارجی غیر رادیواوپاک در بافت نرم اندام هایشان بودند، توسط اولتراسونوگرافی (با پروب خطی 8 مگاهرتزی) و اشعه x تحت ارزیابی قرار گرفتند. تظاهر بالینی، طول علائم، مکان آناتومیکی و اجسام خارجی پس از عمل جراحی ثبت شدند. نتایج حاکی از آن بود که اشعه x نتوانست هیچ کدام از اجسام خارجی را درکل 23 بیمار تشخیص دهد. یافته های اولتراسوند، وجود جسم خارجی را در 19 بیمار پیشنهاد کرد که به جز در یکی از آن‌ها که فقط گرانولوم جسم خارجی وجود داشت، در بقیه توسط جراحی تایید شد. نویسندگان نتیجه گرفتند که اشعه x ساده برای یافتن اجسام خارجی غیر رادیواپاک در بافت نرم حساس نیستند. اولتراسونوگرافی برای یافتن و تعیین مکان جسم خارجی حساس و اختصاصی است. نویسندگان توصیه کردند که اولتراسونوگرافی در ارزیابی موارد مشکوک اجسام خارجی غیر رادیواپاک باقی مانده در بافت نرم اندام ها مورد استفاده قرار گیرد(75).
در مطالعه ای که توسط Ober و همکاران در سال 2008 صورت گرفت، محققان حساسیت تشخیصی اولتراسوند، CT و MRI را در یافتن اجسام خارجی چوبی در دست سگ مورد ارزیابی قرار دادند. آن‌ها باریکه های چوب را به دست 30 سگ مرده وارد کردند، و سپس توسط مشاهده گرهای مستقل تصاویر حاصل از اولتراسوند، CT و MRI را مورد بررسی قرار دادند. با آنالیز داده های حاصل، به این نتیجه رسیدند که CT دقیق ترین مدالیته تشخیصی برای یافتن اجسام خارجی چوبی در کل و در هر سه منطقه بخصوص بوده، و بعد از آن به ترتیب اولتراسونوگرافی و MRI قرار دارند. بیشترین محدودیت ارزیابی با اولتراسوند در ناحیه متاکارپ بود، جایی که سایه آکوستیک ناشی از استخوآن‌های کف دست مانع ارزیابی بافت نرم در برخی نمونه ها شده بود (85).
Turkcuer و همکاران، در سال 2006 مطالعه ای با هدف مقایسه سه روش تصویربرداری (رادیوگرافی ساده، رادیوگرافی بافت نرم و اولتراسونوگرفی) در تشخیص اجسام خارجی غیر رادیواپاک در بافت نرم انجام دادند. در این مطالعه in vitro تصادفی، کورشده و توصیفی، 40 ران مرغ با 2 نوع از اجسام خارجی غیر رادیواپاک (چوب و پلاستیک) و 40 ران مرغ به عنوان گروه شاهد، توسط رادیوگرافی ساده، رادیوگرافی بافت نرم و اولتراسونوگرافی با فرکانس بالا برای تشخیص جسم خارجی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از آن بود که حساسیت اولتراسونوگرافی با فرکانس برای تشخیص جسم خارجی غیر رادیواپاک بسیار بیشتر از رادیوگرافی ساده و رادیوگرافی بافت نرم است، و این دو روش اخیر در یافتن اجسام خارجی غیررادیواپاک ضعیف عمل می‌کنند(17).
Venter و همکاران در سال 2005 مطالعه ای با هدف تعیین سودمندی روش‌های رادیولوژیک مختلف در تشخیص اجسام خارجی چوبی انجام دادند.آن‌ها هفت مرغ را مورد استفاده ق
رار دادند و در هر ران آن‌ها یک سوراخ ایجاد کرده، در یکی از آن‌ها باریکه چوب وارد کرده و جاگذاری کردند، درحالی که در طرف مقابل باریکه چوب را وارد کرده ولی سپس آن را خارج ساختند (گروه شاهد). بعد از 7 روز این حیوانات کشته شدند و ران آن‌ها جهت بررسی با رادیوگرافی معمولی، اولتراسونوگرافی، MRI و CT بریده شد. تصاویر توسط دو رادیولوژیست زبده و مستقل مورد مشاهده قرار گرفتند. نویسندگان نتیجه گرفتند که رادیوگرافی معمولی کارایی پایینی برای یافتن اجسام خارجی در مرغ ها داشت، در حالی که US و CT به نظر بهترین انتخاب می آیند، و در رده بعد MRI قرار دارد (77).
در سال 2000 مقاله ای توسط Lue و همکاران منتشر شد. محققان دو رادیوگرافی معمول و CT را برای شناسایی استخوان ماهی به عنوان جسم خارجی در بدن با هم مقایسه کردند ( با توجه به اینکه استخوان ماهی شایعترین جسم خارجی aerodigestive در بزرگسالان هستند، و غالبا بررسی های رادیوگرافی برای تشخیص آن درخواست می‌گردد). آنان با استفاده از لارینگوسکوپ استخوان 10 گونه ماهی را در مکان‌های مختلفی از جسد انسان قرار دادند و اطلاعات حاصل از رادیو گرافی‌های معمول و CT را که توسط مشاهده گران کورشده به دست آمده بود، مورد مقایسه قرار دادند؛ نویسندگان مقاله در یافته های خود به این نتیجه رسیدند که رادیو گرافی‌های معمول در شناسایی استخوان ماهی در بافت نرم ضعیف عمل می‌کنند و قابلیت مشاهده به گونه ماهی، محل و جهت استخوان بستگی دارد.CTتست رادیوگرافی انتخابی برای تشخیص استخوان نهفته در بافت نرم است (78).
در سال 1997 Trommer و همکاران در جهت اثبات قابلیت به تصویر کشیدن اجسام خارجی در کره چشم توسط CT مطالعه ای انجام دادند. آن‌ها در یک مطالعه in vitro، اشیای کوچک معین از جنس های مختلف (فلز، چوب، شیشه، سنگ) که جزو اجسام خارجی شایع در کره چشم هستند، را مورد آزمون قرار دادند تا به تراکم و حداقل اندازه قابل ردیابی دست یابند. یافته های حاصل از 27 بیمار مشکوک به جسم خارجی اوربیتال با نتایج رادیوگرافی معمولی، رادیوگرافی Comberg، سونوگرافی و جراحی مقایسه شد. یافته های مطالعه حاکی از آن بود که حداقل اندازه قابل ردیابی برای آهن mm3 02/0 است. CT نمی‌تواند همیشه بین مواد مختلف تمایز حاصل کند، به ویژه وقتی که شیء کوچک است. محققان همچنین یافتند که تراکم چوب محدوده گسترده ای از -600 HU تا +130 HU را شامل می‌گردد، که به سختی و میزان رطوبتش بستگی دارد. CT اسکن، به درستی تعداد و محل اجسام خارجی را نشان داد و دیگر روش ها در رده بعدی قرار می گرفتند.آن‌ها نتیجه گرفتند که در تشخیص آسیب های ناشی از جسم خارجی در کره چشم، CT روش تصویربرداری انتخابی است (79).
Manthev و همکاران در سال 1996 مطالعه ای جهت تعیین سودمندی اولتراسوند و رادیوگرافی در یافتن اجسام خارجی در مدل بافت نرم انجام دادند. در این مطالعه توصیفی تصادفی و کورشده، دو رادیولوژیست به صورت مستقل 120 ران مرغ را با استفاده از رادیوگرافی استاندارد در دو نما و اولتراسونوگرافی با مبدل 5/7 مگاهرتزی جهت یافتن جسم خارجی مورد ارزیابی قرار دادند. در 60 ران مرغ یک جسم خارجی وارد گردید (از هر کدام از جسم های سنگریزه


دیدگاهتان را بنویسید