مثل TNF-α، اینترفرون α وβ و اینترلوکین-1 و 6 میشود(Decker,1990) . TNF-αبه عنوان اولین مولکول مؤثر در آسیب کبدی در نظر گرفته میشود، که علاوه بر داشتن اثر سمیت سلولی مستقیم، قادر است کموکینهایی مثل اینترلوکین-8 (IL-8)، MIP-19 و MCP-110 و نیز مولکولهای چسبنده مثل ICAM-111 و VCAM-1 که عوامل اصلی التهاب و آسیبهای کبدی هستند را فعال کند (Tsukamoto et al., 1999).
1 – 4 – ارزیابی عملکرد کبد

1 – 4 – 1 – دسته بندی آزمایشهای عملکرد کبد

الف) آزمایش ظرفیت کبد در انتقال آنیونهای آلی و متابولیزه کردن داروها: این آزمایشات معمولاً شامل تعیین میزان بیلی روبین سرم و ادرار و یوروبیلی روبین میباشد.
ب) آزمایش تشخیص آسیب به هپاتوسیتها: این آزمایشات معمولاً شامل تعيين ميزان آنزيم‌‌‌هاي آسپارتات آمينوترانسفراز (AST) ، آلانين آمينو ترانسفراز (ALT)، آلكالين فسفاتاز (ALP) ،لاکتات دهیدروژناز(LDH) و گاما گلوتامیل ترانسفراز (GGT) میباشند.
ج) آزمایش ظرفیت بیوسنتز کبد: این آزمایشات معمولاً شامل تعیین میزان پروتئین سرم، آلبومین، گلوبولین و گلوکز میباشد .(Choi, 2003; Thapa and Walia, 2007)
الف) بیلی روبین یک آنیون آندوژن میباشد که از تخریب هموگلوبین در سلولهای قرمز خون آزاد میشود.(Thapa and Walia, 2007) افزایش سطح بیلی روبین یا به دلیل افزایش انهدام گویچههای سرخ خون میباشد یا انسداد مجاری صفراوی و آسیب سلولهای کبد. در حالت اول گویچههای قرمز به سرعت همولیز میشوند و سلولهای کبدی نمیتوانند بیلیروبین را به همان سرعتی که تشکیل میشود دفع کنند. در حالت دوم چه ناشی از انسداد مجاری صفراوی باشد چه ناشی از آسیب سلولهای کبدی، میزان تشکیل بیلی روبین طبیعی است اما بیلی روبین تشکیل شده نمیتواند از خون به داخل روده دفع شود (گایتون، 2006). در سمیت کبدی ناشی از تیواستامید، سطح بیلی روبین سرم که در اثر آسیب افزایش یافته بود، با تیمار توسط زنجبیل کاهش یافت (مدنی و همکاران، 1385).
ب) آمينو ترانسفراز‌‌ها شاخص‌‌‌هاي حساسي جهت شناسايي آسيب سلول‌‌‌هاي کبدي (هپاتوسيت‌‌‌ها) هستند و اندازه گيري اين دسته از آنزيم‌‌‌ها مفيد ترين آزمون براي تشخيص بيماري‌‌‌هاي حاد هپاتوسیتی مانند هپاتيت، مي‌باشد (Fauci et al., 2008). همچنین سموم و ایسکمی کبد، سطح آمینوترانسفرازهای سرم را افزایش میدهند (Aragon & Younossi, 2010). آنزیم AST قبلاً به نام گلوتامیک اگزالواستیک ترانس آمیناز (GOT) شناخته میشد. اين آنزيم واكنش بين ال- آسپارتات و 2- اگزو گلوتارات را با انتقال گروه آمين از ال- آسپارتات به 2- اگزوگلوتارات و تبديل آن‌‌ها به اگزالواستات و ال-گلوتامات كاتاليز مي‌كند. در اين واكنش پيريدوكسال-́ 5- فسفات و مشتق آميني آن پيريدوكسامين -́ 5- فسفات در واكنش انتقال آمين به عنوان كوآنزيم عمل مي‌نمايند. اين آنزيم به پيريدوكسال فسفات (ويتامين B6) به عنوان كوفاكتور نياز دارد .(Ohno, 1978; Panteghini, 1987) آنزيمAST عمدتاً در قلب، كبد، ماهيچه‌‌‌هاي اسكلتي، كليه، پانكراس، طحال، شش و اريتروسيت‌‌‌ها يافت مي‌شود و در كبد 7000 برابر نسبت به سرم فعال‌تر است. نيمه عمر AST كل در گردش خون 5 ± 17 ساعت است. اين آنزيم داراي ايزوآنزيم‌‌‌هاي ميتوكندريايي و سيتوپلاسمي است كه از نظر تركيبي با يكديگر متفاوتند. نيمه عمر AST ميتوكندريايي به طور متوسط 87 ساعت است و فعاليت آن به طور معني داري در مردان بالغ بيشتر از زنان بالغ است (Dufour et al., 2000).
آنزيم ALT قبلاً به نام گلوتامات پيرووات ترانس آميناز (GPT) شناخته مي‌شد. آنزيم ALT ، واكنش قابل برگشت بين ال-آلانين و 2- اگزوگلوتارات را با انتقال گروه آمين از ال-‌آلانين به 2-اگزوگلوتارات و تبديل آن‌‌ها به پيرووات و ال-‌گلوتامات كاتاليز مي‌كند. اين آنزيم نيز مثل آسپارتات آمينوترانسفراز به پيريدوكسال فسفات (ويتامين B6) به عنوان كوفاكتور نياز دارد (Horton et al., 2006).
ALT یک آنزیم سیتوزولی است که بطور عمده در هپاتوسیتها یافت میشود و معرف اصلی در آسیبهای کبدی میباشد. این آنزیم اهمیت ویژهای در ارزیابی و پیگیری سیتولیز کبد دارد و حضورش در سرم ممکن است اطلاعاتی دربارهی اختلال عملکرد اندامها بدهد (Yakubu et al.,2005). نيمه عمر ALT، 10± 47 ساعت است. اين آنزيم داراي ايزوآنزيم‌‌‌هاي ALT1 و ALT2 می باشد.
آلكالين فسفاتاز‌‌ها به آن دسته از فسفاتاز‌‌ها اطلاق مي‌شود كه در pH قليايي فعاليت مي‌كنند. اگرچه ALP در بيشتر بافت‌‌‌ها وجود دارد با اين حال بيشترين غلظت ALP را مي‌توان در كبد، اپي‌تليوم مجاري صفراوي و استخوان يافت.ALP همچنين در مخاط روده و جفت يافت مي‌شود. اين آنزيم به اين دليل آلكالين نام گرفته است كه در محيط بازي فعاليتش زياد مي‌شود. بررسي اين آنزيم در بيماري‌‌‌هاي كبد و استخوان بسيار مفيد است. در مورد كبد، ALP در سلول‌‌‌هاي كوپفر موجود است. اين سلول‌‌‌ها سيستم جمع كننده صفرا را مي‌پوشانند. سطح آنزيم ALP در اختلالات کبدی-صفراوی افزایش مییابد (Aragon & Younossi, 2010). نیمه عمر ALP در گردش خون حدود یک هفته است این ویژگی توضیح میدهد که چرا ALP در انسداد مجاری صفراوی معمولاً افزایش مییابد و پس از رفع انسداد به آرامی کاهش پیدا می کند (Giannini et al., 2005). ALP یک آنزیم مارکر برای غشای پلاسمایی و شبکه اندوپلاسمی است و اغلب برای بررسی یکپارچگی غشای پلاسمایی مورد استفاده قرار میگیرد (Giboney et al., 2005). ايزوآنزيم‌‌‌هاي ALP براي افتراق بيماري‌‌‌هاي كبدي از استخواني بكار مي‌روند به طوري كه ALP1 مربوط به كبد و ALP2 از منشاء استخوان است (Aida, 1993).
LDH آنزیم سیتوپل
اسمی است که اکسیداسیون محصول نهایی گلیکولیز یعنی پیرووات به لاکتات را کاتالیز میکند. LDH تقریبا در همه بافتهای بدن وجود دارد و به پنج فرم LDH-1 تا LDH-5 تقسیم میشود. ایزوآنزیم LDH-5 در سرم، آسیب سلول کبد را نشان میدهد. با وجود این حساسیت تشخیصی LDH برای بیماری کبد نسبت به آمینوترانسفراز ها، کمتر است. با توجه به اینکه ایزوآنزیم LDH در اندامها و بافتهای مختلف متفاوت است، آنالیز آن در سرم، در تعیین محل آسیب سلولی مفید است (George et al., 1997).
مطالعات نشان داده اند که میزان فعالیت این آنزیمها در سرم، در اثر سمیت کبدی ناشی از تترا کلرید کربن، افزایش یافته است، که تیمار با عصاره زنجبیل، موجب کاهش سطح این آنزیم ها گردید (Kazeem et al., 2011).
ج) کبد منبع اصلی بسیاری از پروتئینهای سرم است. سلولهای پارانشیمی کبد مسئول سنتز آلبومین، فیبرینوژن و بقیه فاکتورهای انعقادی و بیشتر گلوبولینهای a و b هستند.(Thapa and Walia, 2007) . در سمیت کبدی القا شده توسط فروس سولفات سطح پروتئین کل، بطور چشمگیری کاهش یافت که عصاره گیاه چای سبز موجب بهبود سمیت کبد و افزایش سطح پروتئین گردیده است (Selvi, 2012).
همچنین کبد مسئول آزادسازی حدود 80% از گلوکز در مرحله پس از هضم، به گردش خون میباشد که یا نتیجه شکستن گلیکوژن در کبد (گلیکوژنولیز) و یا تشکیل گلوکز در کبد (گلوکونئوژنز) از ترکیبات کربنی دیگر مثل لاکتات، پیرووات، آمینو اسیدها و گلیسرولها میباشد (Shrayyef and Gerich, 2010). از مهمترین فعالیتهای متابولیکی کبد بر روی چربیها شامل اكسيداسيون اسيد‌‌‌هاي چرب به منظور تامين انرژي براي اعمال ديگر بدن، ساخت مقدار زيادي كلسترول، فسفوليپيد و اغلب ليپوپروتئين‌‌‌ها و نیز ساخت چربي از پروتئين‌‌‌ها و كربوهيدرات‌‌‌ها میباشد .در نتیجه اندازهگیری کاهش کلسترول و تریگلیسرید فاکتور مهمی جهت تشخیص آسیب کبد میباشد (گایتون، 2006). مطالعات انجام شده بر روی موشهای دیابتی نشان دادند که عصاره زنجبیل موجب تنظیم میزان تری گلیسرید، کلسترول و گلوکز خون گردیده است (شیردل و همکاران، 1388).

1 – 5 – آهن

1 – 5 – 1 – ذخيره آهن

كبد آهن را به شكل فريتين ذخيره مي‌كند. کبد پس از هموگلوبين خون، بیشترين بخش آهن بدن را داراست که به شكل فريتين ذخيره مي‌شود. در سلول‌‌‌هاي كبدي مقدار زيادي از يك پروتئين به نام آپوفريتين موجود است كه مي‌تواند به طور برگشت پذير با آهن تركيب شود. بدين ترتيب، زماني كه مقدار زيادي آهن در مايعات بدن موجود باشد، با آپوفريتين تركيب مي‌شود و فريتين را مي‌سازد و بدين صورت در سلول‌‌‌هاي كبدي تا زماني كه در نقطهاي از بدن به آن نياز باشد ذخيره مي‌شود. هنگامي كه آهن موجود در مايعات در حال گردش در بدن به سطح پاييني برسد، فريتين آهن را آزاد مي‌كند و لذا، سيستم آپوفريتين-فريتين به عنوان بافر آهن خون و نيز يك محيط ذخيره آهن عمل مي‌كند (Guyton-hall, 2006).

1 – 5 – 2 – نقش آهن در ایجاد آسیب کبدی

آهن فراوانترین ماده معدنی بدن و یک عنصر مهم در سیستمهای زیستی است که در سنتز هموگلوبین در اریتروسیتها، واکنشهای اکسایش-کاهش و تکثیر سلولی شرکت میکند. از آنجا که مکانیسم فعالی برای دفع آهن از بدن وجود ندارد، مصرف طولانی مدت آهن موجب تجمع آن در بدن میشود که منجر به سمیت میگردد (Kohgo, 2008). هپاتوسیتها دو مکانیسم برای جذب آهن از گردش خون دارند: در غلظتهای فیزیولوژیک از طریق آهن متصل به ترانسفرین (Tf- Fe2⁺)12 و در شرایط اضافه بار آهن از طریق آهن غیر متصل به ترانسفرین 13(NTBI). مکانیسم اول در سه مسیر انجام میشود، که دو مسیر وابسته به رسپتور ترانسفرین و یک مسیر مستقل از رسپتور ترانسفرین میباشد. در مکانیسم دوم، آهن بوسیلهی دو مولکولDMT1 و ZIP14 در سطح هپاتوسیتها برداشته میشود (Kohgo, 2008).
در دوزهای بالای مصرف آهن، وقتی پروتئینهای متصل شونده به آهن اشباع شدند، یون آهن آزاد وارد گردش خون عمومی شده، سپس وارد سلولهای کبد، قلب و مغز میشود و در سطح سلولی منجر به پراکسیداسیون لیپید و آسیب غشای میتوکندری، میکروزوم و دیگر اندامک ها میگردد (Albretsen et al., 2006). آهن از طریق واکنش فنتون منجر به تولید ROS و مرگ سلول اندوتلیال میشود که میتواند مستقیماً به مولکولهای زیستی حمله کرده، و موجب افزایش پراکسیداسیون لیپید، آسیب به DNA و اکسیداسیون پروتئین گردد.(Luis et al.,2003)
Fe²⁺ + H₂O₂ → Fe³⁺+ OH⁻ + OH· (Fenton reaction)

1 – 5 – 3 – مکانیسمهای سلولی آسیب کبدی در شرایط اضافه بار آهن

در پستانداران، اضافه بار آهن چه به صورت ژنتیکی یا در اثر مصرف زیاد آهن، منجر به سیروز و فیبروز میگردد (Zhou et al., 1998). اندازه گیری بیان ژن کلاژن در شرایط اضافه بار آهن نشان داده که رسوب آهن در هپاتوسیتها موجب بیان ژن کلاژن میشود. این مطالعات نشان میدهند که اضافه بار آهن در هپاتوسیتها موجب آزادسازی مواد پروفیبروژنیک شده و متعاقباً، سلولهای ستارهای، که منبع عمدهی کلاژن و دیگر پروتئینهای ماتریکس هستند، را فعال میکنند. یا از طریق آزاد سازی بعضی مواد، موجب تحریک کوپفرسلها و تولید مواد پروفیبروژنیک میشود که در نتیجهی آن سلولهای ستارهای فعال میشوند. بعلاوه، محصولات پراکسیداسیون لیپید القا شده توسط اضافه بار آهن، تولید کلاژن در سلولهای ستارهای فعال و فیبروبلاستها را افزایش میدهند. همچنین این محصولات موجب افزایش TGF-β یا دیگر ترکیبات پروفیبروژنیک توسط کوپفرسلها میشود و به دنبال آن سلولهای ستارهای کبد، فعال میشوند. سرطان سلول های کبد (
HCC) نیز میتواند به دنبال آسیب DNA القا شده توسط آهن رخ دهد(Trinder et al., 2002) .

1 – 6 – زنجبیل

1 – 6 – 1 – معرفی زنجبیل

زنجبيل گیاهی چند ساله از خانواده Zingiberaceae با نام علمی Zingiber officinale Rosco میباشد. این گیاه دارای ریزوم غدهای ناهموار و منشعب، برگهای متناوب، بلند و نوک تیز میباشد. ساقه گیاه به طور مستقیم از ریزوم خارج شده و در انتها به گلهای مجتمع، بصورت سنبله ختم میشود. رنگ گلها معمولا به رنگ زرد و منقوش به لکههایی به رنگ قهوهای است (مدرسی و همکاران، 1386). زنجبیل از خانواده گيا‌‌هان گرمسيري است که بيش از 53 جنس و 1300 گونه دارد. اين گياه در حال حاضر در بسياري از کشور‌‌هاي داراي آب و هواي گرمسيري ونيمه گرمسيري خصوصاً چين و هندوستان کشت مي‌شود. Zingiber يک کلمه سانسکريت است که با توجه به شکل ريزوم زنجبيل نامگذاري شده است و به معناي شاخ گوزني مي‌باشد (کاولی و تولیت، 1380).

1 – 6 – 2 – تركيبات زنجبيل

تركيبات زنجبيل مثل هر گياه ديگر بسيار پيچيده است و شامل مواد مختلفي نظير كربوهيدرات‌‌‌ها، اسيد‌‌هاي چرب آزاد، اسيد‌‌هاي آمينه، پروتئين، فيتواسترول‌‌‌ها و ويتامين‌‌‌ها نظیر نياسين و تركيبات غير فرار مثل جينجرول، شوگائول، زینجیبرون و پارادول مي‌باشد که مسئول تندی و عطر گیاه هستند (ازگلی و همکاران، 1386).
ريزوم خشک زنجبيل واجد 60-40 درصد نشاسته، 10 درصد پروتئين، 10 درصد چربي، 5 درصد فيبر، 6 درصد مواد معدني، 10 درصد رطوبت، 1 تا 4 درصد روغن فرار و اولئورزين، 8-5 درصد ماده رزيني و موسيلاژ است (محمدی و معطر، 1386). خاصیت آنتی اکسیدانی زنجبیل به دلیل وجود ترکیبات پلی فنول، ویتامین c، بتا- کاروتن، فلاوونوئید ها و تانن ها میباشد (Adel and Prakash, 2010). ریشه این گیاه حاوی ترکیبات پلی فنول فراوانی نظیر جینجرول14 و شوگائول15 است که دارای فعالیت آنتی اکسیدانی قوی هستند (Motawi et al., 2011).

1 – 6 – 3 – فعالیتهای فارماکولوژیکی زنجبیل

زنجبیل، یک گیاه دارویی است که از ساقه زیر زمینی (ریزوم) آن از دوران باستان به طور گسترده در چین، هند و یونان، جهت درمان نفخ معده، زخم معده، بهبود گردش خون، جنون، گلو درد، کاهش قند خون در دیابت، درمان دردهای رماتیسمی و نیز بعنوان داروی ضد تومور استفاده میشده است (Badreldin et al., 2008; Sanwal et al., 2010). طی تحقیقات اخیر علاوه بر خواص ضد التهابی16 و ضد آپوپتوزی17 خاصیت آنتی اکسیدانی 6-gingerol اثبات شده است (Badreldin et al., 2008).

1 – 6 – 4 – فعالیت ضد التهابی زنجبیل

در طب قدیم در بسیاری از کشورها، از زنجبیل جهت افزایش سیستم ایمنی بدن استفاده میشده است. جینجرول و شوگائول موجود در زنجبیل بیوسنتز لکوترینها و پروستاگلاندینها را از طریق سرکوب 5-لیپواکسیژناز یا پروستاگلاندین سنتتاز، مهار میکنند. همچنین زنجبیل میتواند سیتوکینهای پیش التهابی مانند TNF-α، اینترلوکین-1 (IL-1) و IL-8 را مهار کند (Tjendraputra et al.,2001; Verma et al 2004). همچنین فعال شدن NF-ĸB با بیماریهای التهابی متعددی مثل سرطان، انفارکتوس قلبی


دیدگاهتان را بنویسید