پ) به نوازندگان توصيه مي گردد كه در طول سال ، در هر فصل از دفي جداگانه و مشخص ا ستفاده كنند به اين معنا كه في المثل در فصل زمستان كه هوا مرطوب می باشد از دفي بهره گیری كنند كه در مقايسه با دف تابستانه ، پوستش كشيدگي بيشتي داشته باشد و به اصطلاح صوتي زيرتر داشته باشد زماني كه اين پوست در ايام زمستان با رطوبت هوا مواجه گردد كيفيت صوتي آن به صورت مطلوب ومناسب درخواهد آمد . انجام اين اقدام اين فايده را در برخواهد داشت كه دف نواز در اجراهاي فصول مختلف سال، دچار مشكل عمده‌اي از بابت صداي ساز نمي گردد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

ت) از نازك كردن پوست بوسيله‌ي سمباده و يا هر وسيله‌ي ديگري بايد خودداري گردد .

ث) با نظاره‌ي كوچكترين سوراخي در پوست بايد از نوازندگي با آن پرهيز ، و آن سوراخ را از داخل به وسيله‌ي پوست مخصوص تار كه با لايه‌ي نازكي از سريشم آغشته شده ترميم نمود.

ج) هنگام تعويض پوست بايد آغاز آن را كاملاً خيس كرد تا احتياجي به كندن و تراشيدن نباشد .

چ) نواختن دف با دست چرب ، كثيف و عرقدار به پوست آن لطمه مي زند

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

ح ) براي جلوگيري از چرك شدن؛ نم كشيدن ، و يا حرارت ديدن پوست بهتر می باشد دف را در داخل محفظه‌آي كه در درون آن از پشم يا كرك پوشيده شده باشد قرار داد دف مي بايست در داخل محفظه‌چنان قالب گيري شده باشد كه هيچ تكاني نخورده و الاپوست وكمانه ي آن آسيب خواهد ديد .و البته براي اين مقصود از جلد چرمي نيز مي توان بهره گیری‌ي مطلوب كرد .

3- گل ميخ:

براي نگهداشتن پوست برروي كمانه ، در مقطع پشتي كمانه ، پونزهايي از جنس برنج، مس و يا آهن ، كوبيده مي شوند و اصطلاحاً « گل ميخ »‌گفته مي شوند و به اندازه هاي مختلف موجودند گل ميخ ها بايد به گونه پيوسته در محل مقطع كمانه و گاهي حتي روي آن كوبيده شوند .

4-قلاب :

قلاب هايي از جنس آهن يا مس در ديواره‌ي داخلي كمانه نصب مي شوند كه محل اتصال حلقه‌ها مي باشند فاصله‌ي هر قلاب از پوست حدود 5/3 سانتيمتر و از قلاب مجاور حدود 3 سانتيمتر مي‌باشد

5-حلقه

حلقه هايي كه از جنس برنج ، مس ، و بعضاًٌ آهن كه به قلاب هاي جداره نصب مي گردند در هر قلاب چهار حلقه آويزان می باشد كه حلقه هاي اول و دوم از بالا به صورت تك حلقه‌ي بعدي به صورت جفت به حلقه‌ي دوم متصل هستند قطر حلقه‌ي مناسب براي دف 2 سانتيمتر مي باشد . در اصطلاح محلي كردستان به حلقه «‌زنجير» مي گويند و از آن براي ايجاد صداهاي تريل مانند بهره گیری مي گردد .

6-تسمه‌ي چرمي :

گاهي براي سهولت نوازندگي در داخل كمانه تسمه‌اي چرمي تعبيه مي گردد كه به دور مچ دست چپ پيچيده مي گردد و بدين ترتيب تسلط بيشتري را براي نوازنده فراهم مي سازد. در مجالس ذكر و سماع در خانقاه ها كه نوازندگان دف گاهي مدتي طولاني به اجراي برنامه مي پردازند وجود تسمه ي چرمي براي جلوگيري از خستگي مچ ، مفيد مي نمايد

اصول كلي دربارة‌ وزن

نوت [1]:

براي نوشتن ؛ خواندن و دانستن هر زباني فرا گرفتن الفباي آن زبان لازم و ضروري می باشد . در زبان موسيقي نيز از علائمي بهره گیری مي گردد كه نوت ناميده مي شوند . و در اصل همان الفباي زبان موسيقي هستند كه به وسيله‌ي آن ها قطعات نوشته و اجرا مي شوند ، و زیرا اين علائم در تمام ممالك‌، يك شكل و يكنواخت هستند مي توان مدعي گردید كه زبان موسيقي يك زبان بين‌المللي می باشد و علاقه مندان به فراگيران موسيقي ناگزيرند اين زبان را بشناسند و با ممارست رفته رفته به آن آگاهي يابند و بدانند كه هر چند براي بدست آوردن توانايي لازم و كافي در نوت خواني بيش از هر چيز استعداد لازم می باشد ، اما در عين حال در بدست آوردن چنين فاكتوري کوشش و پشتكار نيز مهم می باشد .

براي تعيين كشش صداها [2] هفت شكل نوت در موسيقي كاربرد دارد به اين ترتيب :[3]

1- نوت گرد واحد كشش موسيقي (4 ضرب) Semibreve
2- نوت سفيد واحد (2 ضرب) Minin
3- نوت سياه واحد (ضرب) Grotchet
4- نوت چنگ واحد ( ضرب) Quaver
5- نوت دولاچنگ واحد (ضرب) Semiquaver
6- نوت سه لاچنگ واحد ( ضرب) Demisemiquaver
7- نوت چهار لاچنگ واحد ( ضرب) Demidemisemiquaver
برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

توجه كنيد : ضرب هاي جنگ ، دولاچنگ ، سه لا چنگ و چهار لاچنگ را در صورتي كه بيش از يكي باشند مي توانيم به هم متصل رسم كنيم.

دو نوت چنگ

سه نوت چنگ

چهار نوت چنگ

همان گونه كه ديده گردید هر يك از اشكال ، نصف اشكال، نصف كشش نوت قبلي ارزش دارد و خود نيز قابل تقسيم به دو مي باشد كه گرد ، همسان با 2 سفيد يا 4 سياه يا 8 چنگ يا 64 چهار لاچنگ و يك سفيد معادل با سياه يا 4 چنگ يا 8 دولاچنگ يا .. می باشد

كشش گرد بر حسب زمان قراردادي مي باشد به اين معني كه ممكن می باشد 2 يا 4 ثانيه كمتر و يا بيشتر طول بكشد اگر في المثل ، نوت گرد در يك قطعه موسيقي 4 ثانيه طول بكشد ، در همان قطعه ، نوت سفيد 2 ثانيه ، نوت سياه 1 ثانيه ، نوت چنگثانيه ، نوت دولا چنگ ،نوت سه لا چنگ و نوت چهار لاچنگ ثانيه به طول خواهد انجاميد .

سكوت :

سكوت يك مكث لازم در موسيقي می باشد كه به عنوان تنفس در قطعه به كار برده مي گردد و يا به عبارتي در يك قطعه موسيقي پيش مي آيد كه اجرا كننده بايد در بين جملات مطابق با تعداد ضرب هاي تعيين شده سكوت يا مكث نموده و مجدداً‌به اجراي خود ادامه مي دهد برابر كشش هاي مختلف صداها ، علائمي براي سكوت‌هاي مختلف (‌عيناً مانند نوت ها ) به همان اسامي در موسيقي نوشته مي شوند كه داراي شكل ها وارزش هاي گوناگون هستند و به عبارتي روشن تر برابر هر شكل نوت سكوتي هست .

اين سكوت ها عبارتند از :

براي بهتر روشن شدن موضوع مثال هايي را با هم مرور مي كنيم :

مي توان به صورت ساده اين گونه مثال زد كه قرار ميگذاريم از روي ثانيه شمار يك ساعت مچي سي ثانيه با صداي بلند بشماريم و شماره هايي را كه روي آنها با علامت مشخص گرديده سكوت كنيم و اين شماره ها را بدون صدا بشماريم خواهيم ديد كه از نظر زماني ، زمان مي گذرد و ما نيز محاسبه را دقيقاً انجام داده ايم . اما از نظر يك شنونده و ناظر آن قسمت ها را سكوت كرده‌ايم .

به عنوان مثال ديگر مي توان يك دسته سرابز را مجسم كرد كه قرار می باشد در يك صف منظم فاصله‌ي معيني را به سوي مقصدي معين با قدم هاي يكنواخت در حدود دويست قدم طي كنند . از خط مبدأ اين راه پيمايي را با فلوت نوازنده‌‌اي كه آهنگ مارش مي نوازند شروع مي نمايند . نوازنده‌ي فلوت قرار می باشد پس از صد قدم آهنگ را قطع كند و صد قدم دوم بدون ساز انجام گردد . اين اقدام نوازنده‌ي فلوت در نيمه‌ي دوم به ميزان صد قدم را سكوت مي نماييم ، در صورتي كه در نفس اقدام (‌از نظر راه پيمايي ) تغييري حاصل نشده و سربازان كليه‌ي راه را پيمودند و شمارش قدم ها نيز صحيح انجام شده می باشد .

در يك قطعه موسيقي نيز با برخورد به علامت سكوت ، نوازندگي قطع مي گردد ولي محاسبه‌ي ميزان ها به مقصود حفظ ريتم و اجراي بقيه‌ي قطعه به گونه منظم انجام مي‌گردد.

حامل : براي نشان دادن صداهاي مختلف موسيقي از حامل بهره گیری مي گردد حامل عبارت از چند خط افقي موازي می باشد كه به فاصله‌ي معين و مساوي ترسيم مي گردد. نوت ها را از چپ به راست به ترتيب و به گونه قراردادي ، رو ، يا بين آن ها مي نويسند و بدين ترتيب صدهاي مورد نظر مشخص و اجرا مي گردد.

                     حامل دف :

در سازهائيكه وسعت و تنوع صوتي موجود می باشد ، حاصل پنج خطي به كار مي رود ولي براي نوت نويسي سازهاي ضربي از حاصل يك خطي استفاه مي گردد.

در اين كتاب براي نخستين بار ( به طوري كه بعداً‌توضيح خواهم داد ) ،‌نوت نويسي دف برروي سه خط انجام شده می باشد .

نشانه هاي ديگر براي كشش ها :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

از آنجا كه هفت شكل نوت ها و سكوت ها قادر نخواهند بود كه تمام كشش هاي لازم در موسيقي را نشان بدهند از اين رو نشانه هاي ديگري نيز كاربرد دارند كه عبارتند از : خط اتحاد ، نقطه‌ي امتداد ، دو نقطه

خط اتحاد :

خطي می باشد منحني كه در بالا يا پايين دو نوت گذارده مي گردد و كشش آن دو نوت را به يكديگر پيوست مي دهد مانند :

به عبارتي ديگر به ياري خط اتحاد مي توان ارزش نوت را به هر اندازه‌ي دلخواه افزود در موسيقي خط منحني ديگري شبيه به خط اتحاد نيز به كار مي رود كه در بالا يا پايين دو يا چند نوت غير همنام و هم صدا قرار مي گيرد و صداي آن ها را به يكديگر متصل مي كنند كه به آن خط اتصال (Slur) مي گويند .

نقطه‌ي امتداد :

هرگه نقطه‌اي سمت راست نوت يا سكوتي قرار گيرد ، نصف كشش آن نوت يا سكوت ، بر امتدادش مي افزايد ، يعني كشش آن يك برابر و نيم مي گردد و به اين ترتيب قابل تقسيم به سه نيز خواهد گردید .

در ضمن نوت هايي كه داراي نقطه‌ي امتداد مي باشند قابل تقسيم به دو نيز هستند .

دو نقطه :

زماني كه دو نقطه ، سمت راست نوت با سكوتي گذاشته گردد ، نقطه اولي به اندازه و دومي به اندازه‌ي كشش آن نوت يا سكوت ، بر امتدادش مي افزايد .

ميزان :

نشانه‌اي در موسيقي می باشد به جهت مشخص كردن دوره ها و تعداد ضربه ها در آن‌ها. و يا به عبارتي ديگر هر جمله‌ي موسيقي از نظر زمان به قسمت هاي مختلف تقسيم مي گردد كه هر يك از آن قسمت ها « ميزان » گويند . هر ميزان ممكن می باشد از دو يا سه يا چهار و … قسمت مساوي تشكيل گردد كه هريك از آن قسمت ها را « ضرب » گويند . مثلاٌ ميزان هاي يك قطعه دو يا سه يا چهار نوت سياه قرار مي گيرند كه آن قطعه را دو ضربي يا سه ضربي و چهار ضربي‌گويند .

خط ميزان :

ميزان ها به وسيله‌ي خط عمودي كه آن را «‌خط ميزان » مي نامند ، از يكديگر جدا مي‌شوند و يا به عبارت ديگر براي تشخيص و تفكيك تقسيمات و مشخص کردن هر ميزان ، يك خط عمودي در انتهاي هر قسمت رسم مي گردد كه آن را «‌خط ميزان » گويند .

معمول ترين ميزان ها عبارتند از :

ميزان هاي دو ضربي ، سه ضربي و چهار ضربي . در آهنگ هايي كه قوت و ضعف ضرب آنها بايد مشخص گردد ، معمولاً ضرب او هر ميزان قوي تر از ساير ضرب ها اجرا مي گردد . مانند : مارش ، والس ، پيش در آمد ، چهار مضراب ، رنگ و غيره .

ميزان چهار ضربي         ميزان سه ضربي         ميزان دو ضربي

ضعيف نيمه قوي ضعيف قوي           ضعيف ضعيف قوي                       ضعيف  قوي

به همين ترتيب در تقسيمات هر ضرب ، قسمت اول ، قوي تر از ساير قسمت ها محسوب مي‌گردد .

[1] Note: « نوت » در زبان معمولي به معناي «‌يادداشت » ،«‌نامة غير رسمي » ،« سند »،« توضيح در پانويس » ،«پته »، « تبصره » ،‌« اثر »،« لكه » و در زبان معمولي موسيقي ، گاه به معناي «شستي پيانو»،«‌آهنگ » ،«يا «نغمه » و بالاخره در زبان فني موسيقي به معناي «‌نشانه وعلامت » ( به مفهومي خاص ) آمده می باشد كه منظو از نشانه وعلامتي براي نشان دادن زير و بمي ديرند صوت موسيقيايي می باشد .

[2] علامه قطب الدين محمود شيرازي در اين ارتباط مي گويد « اگر كسي را طبيعت ادارك اين نبود، تميز ميان دايره‌ي صحيح و غير صحيح نتواند كرد »


دیدگاهتان را بنویسید