نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

 

وی مانند در توصیف چنگ می گوید :

بینی آن ترکی که او زیرا بر زند بر چنگ، چنگ / از دل ابدال بگریزد به صد فرسنگ، سنگ و در توصیف بربط گوید :

بربط تو چو یکی کود کلی محتشم می باشد / سرما زان سبب آن جاست که او را قدم می باشد

سبک منوچهری :

گذشته از آشنایی با موسیقی زمان خود، احساس وزن و ذوق گزینش واژه های گوش نواز با ذات منوچهری عجین بوده می باشد. گرینش وزن های گوناگون و ابداع وزن و بحر تازه در شعر فارسی نشانه ی ذوق وزن شناسی وی می باشد. ابداع قالب مسمط را به منوچهری نسبت می دهند.

منوچهری با گزینش دقیق و دل نشین حرف ها و واژه ها در مجموعه ی یک بیت، فضایی مناسب برای موضوع های خود پدید می آورد و همگی را به شگفت وا می دارد.

۳ حافظ

شمس الدین محمد معروف به حافظ در حدود ۷۲٦ هـ – در شیراز زاده گردید و در سال ۷۹۲ ۷۹۱هـ – درگذشت.گرینش تخلص «حافظ» دو دلیل دارد:

۱- وی قرآن را از بر داشته و با چهارده روایت آن را می خوانده می باشد.
۲ وی حافظ ردیف های موسیقی ایرانی بوده می باشد.

دلیل دوم صحیح تر به نظر می رسد زیرا که بسیاری از موسیقی دان ها به ویژه آوازخوان های ایران کنیه ی «حافظ» داشتند. حافظ در برگزیدن تخلص خود از آرایه ی ایهام بهره گرفته می باشد. تا هردو معنی آن را در ذهن دوست داران خود تداعی کند.
بنا بر شواهد و اسناد می توان حافظ را موسیقی شناس و احیانن موسیقی دان به شمار آورد. اما وجود موانع محیط و اوضاع زمانه از بروز احساس موسیقی در شعرهای وی جلوگیری کرده می باشد.

سبک حافظ :

بعضی واژه های شعر او  به دلیل حروف زنگ دار و صدادار نوعی موسیقی دارند. حافظ چنین هنری را داشته می باشد که واژه هایی برگزیند که احساس موسیقی را در بشر بیدار کند. از این رو سروده های او ناخودآگاه گذشته از نظم یک قطعه ی موسیقی می باشد:
عشق تو سرنوشت من، خاک درت بهشت من / مهر رخت سرشت من، راحت من رضای تو
تکرار حرف «شین» در این بیت و زنگی که از ادای آن حاصل می گردد، برای گوش آشنا به موسیقی در حکم طنین ساز “سنج” در یک قطعه موسیقی می باشد پس بایستی بگوییم :
۱ حافظ موسیقی شناس و یا موسیقی دان بوده می باشد. صفت «موسیقی دان» به این دلیل که وی افزون بر نشانه هایی که در برگزیدن واژه های زیبا و وزن های متنوع دارد، صوتی خوش داشته و با گوشه های موسیقی ایرانی آشنا بوده می باشد.

مثال :

ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می گفت / غلام حافظ خوش لهجه ی خوش آوازم
واژه های «چنگ، لهجه، آواز، زمزمه، مجاز، عراق، نوا و …» همگی از اصطلاح های موسیقی به شمار می طریقه و حتا کلمه ی «غزل» نیز در موسیقی قدیم ایران به تصنیف یا ترانه اطلاق می شده می باشد.

۲ خواندن قرآن به صوتی خوش و آن هم با چهارده روایت بدون آشنایی با موسیقی شدنی نبوده می باشد.

۳ از آن جا که شعرهای حافظ متناسب با موسیقی می باشد، می توان بیش تر آن ها را در دستگاه موسیقی قرارداد از این رو نیز هست که برای این شعرها  آهنگ های زیبایی ساخته و اجرا کرده اند.

ج بعضی اصطلاح های موسیقی در شعر و نثر فارسی

یکی دیگر از معیارهای سنجش میزان ارتباط ادبیات و موسیقی، حضور اصطلاح های موسیقی در دیوان شاعران و آثار منثور فارسی می باشد.

اکنون بعضی از اصطلاح های موسیقی را در دیوان های شاعران رد می گیریم:

۱ چنگ (از سازهای زهی)

«جامی» شکل چنگ را چنین ترسیم کرده می باشد :

از بس فغان و شیونم، چنگی می باشد خام گشته تنم / اشک آمده تا دامنم از هر مژه زیرا تارها«سوزنی سمرقندی» واژه ی چنگ را (سه بار در معنای اصطلاحی آن و یک بار به معنی دست) به کار برده و بازی لفظی کرده می باشد :

پیران چنگ پشت و جوانان چنگ زلف / در چنگ ، جام باده و در گوش ، بانگ چنگ
در «ویس و رامین» اثر «فخرالدین اسعد گرگانی» اختراع چنگ به رامتین موسیقی دان عصر خسروپرویز نسبت داده شده می باشد :

نشان می باشد او که چنگ با آفرین نمود / که او را نام چنگ را متین نمود

«نظامی» در خسرو شیرین خود اصطلاح های «چنگ، بربط، ساز کردن، نوا و ساز» را یک جا در بیت هایی به کار برده می باشد :

در آن مجلس که عیش آغاز کردند / به یک جا چنگ و بربط ساز کردند
نوای هر دو ساز از بربط و چنگ / به هم درساخته زیرا بوی با رنگ
«حکیم خاقانی شروانی» توانسته می باشد «چنگ» را در مفهوم ابهام و تصریح و کنایه توصیف کند. مثلن در بیت زیر وی چنگ را به پلاسی که تار و پودش نمایان می باشد تشبیه کرده می باشد:

چنگ زاهد تن و دامانش پلاسین لیکن / با پلاسش رگ و پی سر به سر آمیخته اند

«حافظ» نیز بارها «چنگ» را به کار برده و تصویرهای شاعرانه از آن ساخته می باشد :
چنگ خمیده قامت می خواندت به عشرت / بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد

و نیز حافظ در «ساقی نامه» ای دل نشین بسیاری از اصطلاح های موسیقی را به کار بسته می باشد :

مغنی نوایی به گلبانگ رود / بگوی و بزن خسروانی سرود

«مولوی» نیز در بیتی خود را به چنگ تشبیه کرده می باشد:

چو چنگم و از زمزمه ی خود خبرم نیست / اسرار همی گویم و اسرار ندارم

۲ پالیزبان (نام صوتی می باشد از موسیقی)

«منوچهری» می گوید :

این زند بر چنگ های سعذیان (پالیزبان) / وان زند برنای های لویان آزادوار

۳ راه (در موسیقی به نغمه و آهنگ و لحن گفته می گردد)

حافظ می گوید:

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد / تأثیر هر نغمه که زد راه به جایی دارد
و یا :

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد /  شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد
منوچهری دامغانی نیز همین اصطلاح را به کار برده می باشد:

ساقی به هوش باش که غم در کمین ماست / مطرب نگاهدار همین «ره » که می زنی

۴ ارغنون

سعدی می گوید :

دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریخت / گفتار جانفزایش در گوشم ارغنون زد
و نظامی سروده می باشد:

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

سازنده ی ارغنون این ساز /  از پرده چنین برآرد آواز

۵ نی

زیباترین تصویر از نی در ادبیات فارسی از آن ِ مولانا می باشد که در مقدمه ی مثنوی بزرگ عرفانی خود می سراید:

بشنو از نی زیرا حکایت می کند / از جدایی ها شکایت می کند

آتش عشق می باشد کاندر نی فتاد / جوشش عشق می باشد کاندر می فتاد

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

دیدگاهتان را بنویسید