برقراري ارتباط روش هاي آموزشي با مهارتهاي شغلي

روش هاي آموزشي موردنياز در دوره هاي آموزش كاربردي در نظر گرفته شده براي مربيان, مدرسان, استادان و مسئولان آموزشي در نمودار شماره 1 به گونه اي تفكيك و طبقه بندي شده اند كه در نهايت به هدف هاي آموزشي اداركي, رفتاري, فني و مشترك دست يابند. اين هدف ها همان تغيير رفتار فرد در يكي از مهارتهاي شغلي خود می باشد.
روش هاي آموزش كاربردي ابزاري هستند كه راه رسيدن به هدف هاي آموزشي را در برنامه هاي پيش بيني شده تسهيل و از هدر دادن منابع آموزشي جلوگيري مي كنند.

 

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

 

– آشنايي با فنون و تكنيك هاي اجراي كار؛
– توسعه و پرورش ذهن؛
– تقويت مهارتهاي اوليه (نوشتاري, گفتاري, شنيداري و ديداري)؛
– افزايش قدرت تجزيه و تحليل مسائل سازماني در مديران و كاركنان؛
– افزايش قدرت تفكر و حضور ذهن نسبت به مسائل سازماني در مديران و كاركنان؛
– افزايش قدرت تصميم گيري؛
– تقويت ارتباط هاي موثر در گروه (ارتباط فرد با فرد, گروه با فرد, و گروه با گروه)؛

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

– مهارت در ايجاد انگيزه و اعتماد به نفس؛
– تقويت مهارتهاي مديريتي و سرپرستي و …؛
– ايجاد توانمندي در به كارگيري يافته هاي علمي و فني در قلمرو مديريت؛

– ايجاد تحول در روحيه مديران از طريق جايگزيني سيستم هاي پويا؛
– کوشش در ايجاد وحدت تفكر در مديريت اجرايي كشور. بديهي می باشد به كارگيري روش هاي مندرج در نمودار شماره 1 كه هم اكنون پاره اي از آنها مورد بهره گیری مدرسان و استادان قرار مي گيرد مستلزم آن می باشد

نمايش برقراري ارتباط روش هاي آموزشي با مهارتهاي شغلي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 

 

 

برقراري ارتباط روش هاي كاربردي با هدف هاي آموزشي:

ضروري می باشد مربيان, مدرسان و استادان از روش هاي یاد شده در نمودار در راستاي تحقق هدف هاي آموزشي به توضیح زير حداكثر بهره گیری را ببرند:

– ارتقاي سطح علمي فراگيران و چگونگي بهره گیری از نرم افزارها؛
-ايجاد مهارتهاي سخت افزاري؛
 

 

 

 

 

 

 

نتيجـه گيـري

از بدو پيدايش بشر تاكنون, روش ها و فنون در تعليم و تربيت و يادگيري به عنوان امري مستمر و دائمي معمول و متغير بوده می باشد و در اعصار مختلف, بشر براي سهولت يادگيري و انتقال مفاهيم از ابزارهاي مختلف بهره گیری مي كرده می باشد.

يكي از ويژگي هاي بشر, اثرپذيري و اثرگذاري آن در خانواده, مدرسه, اداره, جامعه, و جهان می باشد. برقراري ارتباط در محيط هاي آموزشي صورت مي پذيرد كه نتايج آن معادل كردن مسائل عاطفي, روحي و ذهني بشر ها باشد؟ و با كدام روش مي توان رفتارها و برخوردهاي مطلوب و منطقي ايجاد كرد كه نتايج آن متعادل كردن رفتارهاي غيرمتعادل, عادات ناپسند, و عكس العملهاي منفي بشر ها باشد؟ با كدام روش مي توان در گفتار, رفتار, و اعمال خود تغيير ايجاد كرد كه نتايج آن در محيط هاي كاري شوق, شادي, و خشنودي همراه داشته باشد؟

شكل گيري طریقه طبيعي بشر, زیرا خوگرفتن, عادت كردن در محيط هاي خانوادگي, مدرسه, و سازمان امري طبيعي و خصيصه اي انساني می باشد كه در موقعيت هاي مختلف زندگي شكل مي گيرد. حال اگر ضرورت تغيير در روش هاي بجای آوردن كار به لحاظ سرعت, دقت, صحت, و كيفيت انجام كار پيدا گردد در نخستين وهله واكنش نشان مي دهد. زیرا آشنايي و تسلط در بهره گیری از روش هاي جديد بجای آوردن كار را ندارد. خواهان حفظ وضع موجود می باشد و در برابر هرگونه تغيير و تحول در وضع موجود می باشد و در برابر هرگونه تغيير و تحول در شيوه هاي انجام كار معترض مي باشد. در اغلب دستگاه هاي اداري مقاومت در برابر تغيير و تحول و به كار نگرفتن روش ها و شيوه هاي مطلوب ديده مي گردد.

متاسفانه در بخش آموزشي كماكان همان روش هاي قديمي و سنتي استاد- شاگردي و متكلم وحده بودن را در برنامه هاي آموزشي بطور يكسويه به كار مي گيرند.

در حالي كه بشر معاصر امروزي در يك چرخشگاه تمدني قرار گرفته می باشد كه همه امور در حال گذر و ناپايدارند. به اين معني كه هدف ها, راهبردها, موازين, اصول و روابط اجتماعي, عهدنامه ها و ميثاق هاي اجتماعي, محيط زيست, فنون, تكنيك ها, اطلاعات, سيستم ها و روش هاي انجام كار در حال تغيير و تحول هستند. در عصري حركت مي كنيم كه هر لحظه پديده هاي جديدي در زمينه هاي مختلف وارد بازار كار و مصرف مي گردد. حال در شرايط كنوني چگونه ياد دهندگان به خود اجازه مي دهند كه با ابزارهاي گذشته در برنامه هاي آموزشي حرفه اي و تخصصي از روشهاي جديد آموزش بهره گیری نكنند و بعد تصور كنند كه در كارشان اثربخشي, كارآيي و بهره وري دارند؟ فعلاً روش برخورد استادان و مدرسان در كلاس ها بيشتر تئوريك می باشد تا كاربردي, هر چند زمينه هاي تئوريك و كاربردي, تعامل گريزناپذير با يكديگر دارند. اما بحث بر سر ارتقاي سطح علمي فراگيران می باشد كه استادان و مدرسان در ارائه مطالب تئوري بيشتر در كلاس هاي عملياتي و كاربردي با بهره گیری از روش هاي مربوط برخورد مي كنند. ناكارآمدي روش ارائه مطالب تئوري, تجربه سال هاي گذشته كشورهاي پيشرفته می باشد كه به صورت تحكمي و تعبدي برخورد مي كردند ولي امروزه به لحاظ مشاركت مستقيم فراگيران در امر يادگيري تحول چشمگيري در خلاقيت و نوآوري و كشف پديده هاي جديد به وجود آمده می باشد. البته لازم به ذكر آنكه بايد اين نكته را نيز به خاطر داشت كه در انتخاب روش هاي تدريس فقط توانايي ها و قابليت هاي ذهني و فيزيكي مدرسان و استادان مورد توجه قرار نمي گيرد, بلكه در اجراي فرآيند يادگيري, شخصيت, منش, نحوه برخورد از لحاظ روحي, عاطفي و ذهني نيز مورد نظر هستند و مضافاً اينكه متناسب با نيازها, سطح, و تفاوت هاي فردي فراگيران بايد روش هاي آموزشي مناسب انتخاب گردد تا حداكثر بهره گیری بهينه از عوامل موثر در امر آموزش هاي حرفه اي بشود. زيرا برخي از فراگيران به لحاظ تفاوت هاي فردي فقط با ديدن (تصاوير, نمودارها, جداول آماري و دادن نمايش و به تصوير كشيدن كلمات روي وايت برد) زمينه و قدرت يادگيري دارند و بعضي از فراگيران با شنيدن صوت و آهنگ صدا (سخنراني ها, گفت و شنودها, شعارها, راديو و تلويزيون, و ساير وسايل صوتي) بيشتر قدرت يادگيري دارند. عده اي از فراگيران از طريق حركات بدني (به كار بردن دست, پروژه هاي حركتي ورزشي و تكان دادن سر و صورت, گردش هاي علمي و كارهاي كارگاهي و عملياتي) زودتر از ديگران به نتيجه مي رسند و تعدادي هم در شرايط طبيعي طبق برنامه آموزشي از قبل تعيين شده بر اساس اصول و ضوابط خاص و نظام حاكم بر امور آموزشي ياد مي گيرند. در نهايت بعضي فراگيران در شرايط بهتر يادگيري قرار مي گيرند كه در انتخاب موضوع, تنوع مطالب آموزشي, زمان, مكان و شيوه هاي حضوري و غيرحضوري خود تأثیر دارند.

اختصار آنكه مدرسان و استاداني مي توانند در تدريس موفق باشند كه به انواع فنون و روش هاي يادگيري آگاهي و تسلط داشته باشند تا در اجراي فرآيند آموزشي هدف هاي آموزشي تحقق پيدا كند.

يادگيري در واقع نتيجه دادوستد اطلاعاتي بين فراگيران و فرادهندگان و محيط آموزشي می باشد كه فراگير ياد بگيرد و فرادهندگان ياد بگيرند كه چگونه ياد بدهند.

 


دیدگاهتان را بنویسید