، منابع سرمايه‌اي از پايين به بالا اندازه‌گيري مي‌شوند و نسبت به روشهاي نرخ بازده دارايي‌ها و روشهاي بازار سرمايه‌گذاري، سريعتر و دقيقتر منابع را اندازه‌گيري ميکنند. از طرفي اين روشها، براي سازمانهاي غيرانتفاعي، واحدهاي تجاري، بنگاههاي دولتي و براي اهداف زيست محيطي و اجتماعي بسيار مفيد هستند. [11].
روشهاي بازار سرمايه (MCM)32:
مبناي محاسبات در اين روش‌ها اختلاف بين ارزش بازار شرکت (برمبناي قيمت بازار سهام) و حقوق صاحبان سهام تعديل شده از بابت تورم يا بهاي جايگزيني، به عنوان ارزش سرمايه فکري يا داراييهاي نامشهود است. [11].
روشهاي بازده دارايي‌ها (ROA)33 :
در اين روش‌ها با محاسبه ميانگين سودهاي قبل از ماليات چند سال شرکت و تقسيم آن بر ميانگين داراييهاي مشهود شرکت در آن سالها، نرخ بازده دارايي‌ها را اندازه‌گيري مي‌کنند، سپس اين شاخص با ميانگين صنعت مقايسه مي‌شود. تفاضل اين دو عدد، در ميانگين دارايي‌هاي مشهود ضرب مي‌شود تا ميانگين درآمدهاي سالانه حاصل از دارايي‌هاي نامشهود به دست آيد. در مرحله بعد اين ميانگين درآمد به دست آمده، بر ميانگين وزني هزينه سرمايه يا نرخ بهره، تقسيم ميشود تا از اين طريق برآوردي از ارزش دارايي‌هاي نامشهود يا سرمايه فکري به دست آيد. [11].
روشهاي کارتهاي امتيازي (SC)34:
اين روشها بر مبناي شناسايي عناصر مختلف دارايي‌هاي نامشهود يا سرمايه فکري و شاخصها و مقياسه‌اي به دست آمده براساس کارت امتيازي و گزارش آنها به صورت گراف، است. اين روشها شبيه روشهاي مستقيم سرمايه فکري هستند و تنها تفاوتشان اين است که در روشهاي کارتهاي امتيازي، برآوردي از ارزش پولي دارايي‌هاي نامشهود يا سرمايه فکري صورت نمي‌گيرد. [11].
براي برآورد سرمليه فکري نياز به مدل‌هايي است تا بتوان تأثير اجزاي سرمايه فکري را بر پارامترهاي مورد نظر به صورت کمي يا کيفي بررسي نمود. بطور کلي مدل هاي سنجش سرمايه فکري را مي توان در دو گروه طبقه بندي کرد:
الف- مدلهايي که سرمايه فکري را بصورت غير پولي ارزيابي مي کنند.
ب- مدلهايي که سرمايه فکري را بصورت پولي و مالي ارزيابي مي کنند. [11].
الف) مدلهاي سنجش غير مالي سرمايه فکري
مدلهايي که سرمايه فکري را بصورت غير پولي ارزيابي مي کنند، عبارتند از:

ترازنامه نامرئي (ناملموس)
اين روش به منظور نشان دادن دارايي‌هاي شرکت‌هاي مبتني بر دانش طراحي شده است. اين روش در واقع توسعه‌اي در حسابداري منابع انساني به شمار مي آيد. در اين نگرش، سرمايه فکري شرکت به دو دسته سرمايه فردي و سرمايه ساختاري تقسيم مي شود. شاخص اصلي سرمايه فردي همانا شايستگي هاي حرفه اي و خبري کارکنان کليدي که استراتژي يک شرکت را تشريح مي کنند، مي‌باشد. سرمايه ساختاري نيز شامل مزيت رقابتي يک شرکت و توانايي‌هاي کارکنان آن مانند شهرت، تجربه و روش هاي خاص توليدي مي گردد. اين مدل مبتني بر معيارهاي کيفي است و توانايي ارزيابي کمي ارزش سرمايه فکري را ندارد. [12].
کارت امتياز دهي متوازن (BSC)35:
مدل کارت امتيازي متوازن جز مدل هاي کارت امتيازي است که در سال 1992 ميلادي توسط کاپلان و نورتون36 معرفي شده است. اين مدل در واقع قديمي ترين مدل، از دسته مدل هاي کارت امتيازي است که با معرفي آن به طور گسترده اي در اوايل دهه ي نود ميلادي مورد توجه قرار گرفت و به مرور زمان، با تکامل و تعديل اين مدل و معرفي نسخه ي متکامل تر “نقشه ي استراتژي”و در کنار آن، پيشنهاد مدل هاي جديد ديگر، جز مدل هاي تاريخي سنجش سرمايه فکري در جهان به حساب مي آيد. مرور ادبيات مشابه با کارت امتيازي متوازن، پيشنهاد و معرفي شده است، اما از آنجايي که ترجمه گسترده اي پيرامون آن صورت نپذيرفت، در عمل تاثير گذاري و پذيرندگي زيادي به دست نياورد. [33].
عبارت “متوازن” در کارت امتيازي متوازن به تعادل يا توازني اشاره دارد که اين مدل ميان اهداف مالي از يک سو و اهداف غير مالي از سوي ديگر و اهداف کوتاه مدت ( به حداقل رساندن شکايات مشتريان در کوتاه مدت ) از يک سو و اهداف بلند مدت(ارتقا سطح رشد و يادگيري کارکنان در بلند مدت ) از سوي ديگر و اهداف داخلي از يک سو( افزايش بهره وري ) و اهداف خارجي (افزايش سطح رضايتمندي مشتريان ) از سوي ديگر، برقرار مي کند. در واقع عدم کفايت شاخص هاي مالي براي سنجش عملکرد، شرکت ها را برآن داشت که ساير فعاليت هاي خود مانند : ارتباط با مشتري ، نوآوري در فرآيندها و آموزش کارکنان را نيز مورد سنجش قرار داده و براي سنجش عملکرد آن ها شاخص هاي ديگري را به شاخص هاي مالي بيفزايند .
بايد بر اين نکته تاکيد کرد که دامنه عملياتي مدل کارت امتيازي متوازن، صرفاً در نقش يک سيستم کنترلي، و دامنه کاربردي شاخص ها و سنجه هاي آن نيز، تنها براي توصيف عملکرد گذشته محدود نمي شوند، بلکه اين شاخص ها و سنجه ها براي تبيين و انتقال استراتژي سازمان خواهند بود. هم چنين اين شاخص ها و سنجه ها، به تنظيم و هم راستا نمودن ابتکارات در سطح افراد ، واحد هاي مختلف و کل سازمان کمک مي کنند تا دستيابي به اهداف مشترک را ممکن سازند. بنابراين مديران با به کارگيري مدل کارت امتيازي متوازن، نه تنها به روشي از عملکرد گذشته شرکت آگاه مي شوند، بلکه در مي يابند که اکنون در کجاي مسير قرار دارند و چگونه مي توانند با چالش هاي آينده روبرو شوند. [11].
روش جويا 37
ادوينسون و مالونه38 در سال 1997 عنوان کردند که سرمايه فکري را ميتوان پس از محاسبه اجزاي آن محاسبه نمود.
آنها اجزاي سرمايه فکري را به صورت زير دسته بندي نمودند:
1- سرمايه انساني 2- سرمايه نوآوري 3- سرمايه فرآيندي 4- سرمايه ارتباطي
که با قرار دادن اين اجزاء در يک فرمول مالي، مي توان گفت :
MV = BV + IC
که در آن :
MV = ارزش بازاري
BV = ارزش دفتري = (PC + MC)
MC = سرمايه مالي (پولي)
PC = سرمايه فيزيکي
IC = سرمايه فکري = (HC+IVC+RC+SC)
HC = سرمايه انساني
IVC = سرمايه نوآوري
RC = سرمايه مشتري / سرمايه ارتباطي
SC = سرمايه فرآيندي / سرمايه ساختاري
که اين محاسبات پيشرفته، توسط اصول حسابداري (GAAP)39 پذيرفته شده است و منطبق بر ترازنامه شرکت مي باشد. [23].
ساير مدل هاي مورد استفاده در اين گروه به شرح زير ميباشد:
کنترل دارايي هاي ناملموس
شاخص سرمايه فکري
کارگزار تکنولوژي
روش جهت يابي تجاري اسکانديا
مدل مديريت سرمايه فکري
مدلهاي سنجش پولي و مالي سرمايه فکري
نرخ بازده دارايي ها (ROI)40:
مزيت عمده اين روش نسبت به روش‌هاي ديگر ساده بودن روش و در دسترس بودن اطلاعات مورد نياز آن است. در اين روش ابتدا نرخي به عنوان بازده دارايي‌هاي شرکت بدست مي‌آيد.سپس اين نرخ با نرخ متوسط صنعت مقايسه مي‌شود. اگر اين نرخ از نرخ بازده صنعت بيشتر باشد در نتيجه شرکت داراي مزيت افزوده شده در صنعت خود به واسطه سرمايه فکري است. اين اختلاف در متوسط بازده دارايي‌هاي ناملموس شرکت ضرب مي‌شود تا بتوان متوسط عايدات اضافي سالايه شرکت را محاسبه نمود. در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت، اين بازده دارايي هاي اضافي در متوسط دارايي هاي ملموس شرکت ضرب مي شود تا متوسط عايدات اضافي ساليانه شرکت محاسبه شود تقسيم اين عايدات اضافي بر هزينه سرمايه شرکت، ارزش سرمايه فکري شرکت را به دست مي دهد. [3].
مدل ضريب ارزش افزوده فکري (VAIC)41:
اين روش بر پايه استفاده از اجزاي سرمايه فکري براي وصول به نتيجه گيري صحيح در مورد تاثير اجزاي و کل سرمايه فکري بر دارايي‌هاي سازمان است. اين مدل در اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفته و در قسمت‌هاي بعدي به صورت جامع توضيح داده مي‌شود.
روش Q توبين42:
در اين روش با تقسيم ارزش بازار به ارزش دفتري هر سهم ارزش Q توبين آن سهم به‌ دست مي‌آيد. اين روش براي اولين بار در سال 1996 توسط توبين پيشنهاد شد و به نام همين اقتصاددان نامگذاري شد. در اين روش اگر Q توبين بزرگتر از 1 باشد نشانگر اين مسئله است که دارايي ارزشي سازمان بيش از ارزش دفتري آن است. [3].
ساير روش هاي اين گروه به شرح زير ميباشند:
روش ارزش افزوده اقتصادي (EVA)
روش تشکيل سرمايه بازار
روش سرمايه فکري مستقيم
روش اندازه گيري مالي سرمايه فکري
مدل محاسبه بر مبناي متغيرهاي زباني فازي

انواع ارزش سهام
ارزش بازار سهام
ارزش بازار سهام، قيمتي است که در بازار با توجه به ميزان عرضه و تقاضا تعيين مي شود و خريد و فروش سهام انجام مي شود. ارزش بازار سهام شرکت‌ها مي تواند متأثر از عوامل گوناگوني باشد که تاکنون تعداد زيادي از اين عوامل در تحقيقات و متون مختلف مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. هدف اصلي گزارشگري مالي کمک به استفاده‌کنندگان به ويژه دلالان و سرمايه‌گذاران در تصميم گيري‌هاي اقتصادي است و ارزيابي ارزش شرکت، مبناي اصلي تصميمات اقتصادي سرمايه‌گذاران قرار مي گيرد. بنابراين ارزيابي سودمندي اطلاعات حسابداري در ارزشيابي سهام يا مربوط بودن اطلاعات حسابداري به ارزش شرکت که در تحقيقات اخير مورد توجه زيادي قرار گرفته، به عنوان يک الگوي اصلي در تحقيقات حسابداري مالي مطرح شده است. چن چالز و شيمين چن43 در سال 1999 ارزش بازار شرکت را بيانگر ثروت سهامداران مي‌دانند و گفته‌اند که در رويکرد ارزيابي متوازن، ارزش سهام به عنوان يکي از معيارهاي ارزيابي عملکرد شرکت است، بنابراين پيش بيني آن براي سرمايه گذاران و هم براي مديريت از اهميت خاصي برخوردار است. [1].
ارزش اسمي
ارزش اسمي هر سهم، قيمتي است که هر سهم شرکت، براي اولين بار با آن قيمت عرضه مي شود و در ايران 1000 ريال است. [1].
ارزش دفتري
ارزش دفتري در واقع ارزش حسابداري است و از ترازنامه بدست مي آيد. يعني اگر حقوق صاحبان سهام را تقسيم بر تعداد سهم بکنيم، ارزش دفتري را حساب کرده ايم. [1].
ارزش ذاتي
ارزش ذاتي، يعني ارزش واقعي سهم که با توجه به جريان هاي نقدي که در آينده ايجاد مي کند و نرخ بازده مورد انتظار سهامدار تعيين مي شود. اگر قيمت سهام در بازار زير ارزش ذاتي خود باشد، سهام ارزنده است و بايد خريد، و اگر بالاتر از قيمت ذاتي خود باشد، بايد سهام را فروخت. [1].
ارزش انحلال
ارزش انحلال، ارزش هر سهم شرکت است زماني که شرکت منحل مي شود. از آنجايي که سهامداران مالکان اصلي شرکت هستند. پس در هنگام انحلال هم هر آنچه از دارايي ها مانده باشد به سهامداران مي رسد. در نتيجه با کم کردن دارايي ها از بدهي ها و تقسيم آن بر تعداد سهام سهام داران ارزش انحلال سهام بدست مي آيد. [1].
پيشينه تحقيق
در حوزه مديريت و بار سرمايه تحقيقات تجربي زيادي براي بررسي ارتباط ميان سرمايه فکري، عملکرد و بازده مالي در کشورهاي مختلف جهان صورت گرفته است و تلاش‌هاي قابل توجهي در جهت شناسايي، اندازه گيري و گزارشگري آن انجام شده است. همچنين تعداد زيادي از مطالعات تجربي مويد اين مسئله بوده اند که کارايي مالي داراي رابطه مستقيم با سرمايه فکري است. چن44 و همکارانش دريافته‌اند که کارايي بالاتر سرمايه فکري در شرکت هاي
تايواني به کارايي مالي بهتري در سال جاري و سال پيش رو منجر شده است. [20]. گارسيا مکا و مارتينز45 در سال 2007 دريافته‌اند که وسعت سرمايه فکري به درآمد زايي شرکت بستگي دارد. آنها همچنين دريافت که دارايي نامشهود به عنوان يک منبع مهم از ارزش سازمان و سرمايه شرکت در عصر جهاني سازي،تغييرات تکنولوژيکي و فرآيند هاي دانش محور محسوب مي شود. اطلاعات سرمايه فکري که توسط آناليزورها مورد استفاده قرار ميگيرد براي شرکتهايي است که داراي درآمد زايي بالايي باشند. [26]. در نتيجه سرمايه فکري به عنوان فاکتوري ضروري در زمينه فرموله کردن استراتژي‌هايي که ميتواند کارايي سازمان را بهبود بخشد بايد مورد توجه قرار گيرد. استفاده اين اطلاعات به وسيله آناليزورهاي اقتصادي ميتواند به شدت بر تصميمات سرمايه گذاري تاثير گذار باشد.
بنتيس46 و همکارانش در سال 1999 نشان داده اند که سرمايه فکري داراي رابطه مهمي با کارايي کسب و کار شرکت هاي اندونزيايي است بدون در نظر گرفتن صنعت خاص. بررسي‌هاي آنها نشان داده است که رابطه مهمي بين کارايي مالي و سرمايه فکري 81 شرکت چند مليتي آمريکايي وجود دارد، و اين موضوع نشان دهنده کاربرد دارايي نامشهود به صورت عام و سرمايه فکري به صورت خاص به عنوان منبع توليد سرمايه است. [15].
بورن و لينا47 در سال 1999 سودمندي هاي دارا بودن سرمايه فکري را از طريق رابطه ميان سرمايه فکري و کارايي سازمان بررسي و ثابت نمودند که رابطه متقابلي بين اين دو وجود دارد. [43].
راستوگي48 در سال 2003، نيز در پژوهشي به بررسي رابطه ميان سرمايه فکري و بازده مالي 150 شرکت پذيرفته شده در بورس سهام سنگاپور در دوره زماني 2002-2000 پرداختند. براي اين منظور، آن ها سه نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، سود هر سهم و بازده سالانه هر سهم را به عنوان شاخصي براي بازده مالي، و سه جزء ضريب ارزش افزوده فکري پاليک (1997)، را به عنوان شاخصي براي سرمايه فکري در نظر گرفتند. روش آماري مورد استفاده در اين پژوهش، رگرسيون حداقل مربعات جزئي بود. نتايج مطالعه آن ها اين بود که: 1) بين سرمايه فکري و عملکرد شرکت رابطه مثبتي وجود دارد، 2) بين سرمايه فکري و عملکرد آتي شرکت رابطه ي مثبتي وجود دارد، 3) بين نرخ رشد سرمايه فکري و عملکرد آتي شرکت رابطه مثبت وجود دارد و 4) نقش صنايع فکري در عملکرد صنايع مختلف، متفاوت است. [45].
اودونل49 و همکاران در سال 2003 به اين نتيجه رسيدند که 60% ارزش شرکت به سرمايه فکري وابسته است که در اين ميان بالغ بر 50% ارزش شرکت وابسته به سرمايه انساني و به ترتيب 20% و 30% ارزش شرکت تحت تأثير سرمايه ساختاري داخلي و سرمايه مشتري است. [42].
کيتسا50 و همکاران در سال 2004 به بررسي رابطه ميان دارايي هاي نامشهود و سرمايه فکري پرداخته و به اين نتيجه رسيدند که رابطه مثبت و معناداري ميان دارايي‌هاي نامشهود و سرمايه فکري وجود دارد. [35].
چن، چنگ و يوچانگ51 (2005) به اين نتيجه رسيدند که سرمايه فکري تاثير مثبتي بر کارايي مالي و ارزش بازار سهام شرکت‌ها دارد و در صورتي که رابطه سرمايه فکري با نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري سهام مد نظر قرار گيرد ميتواند به عنوان عاملي براي برآورد کارايي و بهره‌وري مالي در آينده، شرکت ها باشد. [21].
تسنگ52 (2005) با استفاده از بررسي و آناليز روي مدل هاي معادله ساختاري رابطه مثبتي ميان سرمايه فکري و ارزش بازار شرکت‌ها پيدا کرد. [54].
چانگ53 در سال 2005، با استفاده از


دیدگاهتان را بنویسید